به گزارش مسیر اقتصاد تلاطمهای ژئوپلیتیکی اخیر در پی تنشهای مرتبط با جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، بار دیگر شکافهای موجود در روابط پاکستان و امارات متحده عربی را آشکار کرده است. اوج این شکاف با درخواست امارات مبنی بر بازپرداخت تمام سپردههای خود در بانک مرکزی پاکستان آشکار شد؛ رویدادی که نشان داد دیپلماسی شخصی و تعاملات مالی کوتاهمدت نمیتواند ارتباط عمیق سیاسی را بهطور پایدار مدیریت کند.
وابستگی مالی در مقابل بیاعتمادی سیاسی
اهمیت تعامل با امارات برای پاکستان در سطوح مختلف دولت و جامعه حائز اهمیت بوده است. امارات منبعی مهم و با ثبات برای حمایت مالی اضطراری و حوالههای ارزی و نیز حامی تعامل پاکستان با حوزه خلیج فارس بوده است. در سطح اجتماعی نیز برای نخبگان پاکستانی، دبی به خانه دوم و مقصد سرمایهگذاری بدل شده است. یافتن شغل در امارات، برای طبقه متوسط مسیری برای ورود به بازار کار بینالمللی و برای کارگران پاکستانی به عنوان راهی برای خروج از فقر بیننسلی به شمار میرود.
با وجود این، به مرور زمان تناقض نگرانکنندهای شکل گرفت. این بیاعتمادی درست زمانی افزایش یافت که وابستگی مالی پاکستان به امارات عمیقتر شده بود. از دسامبر ۲۰۱۸ که امارات از سپردهگذاری ۳ میلیارد دلاری در بانک مرکزی پاکستان برای حمایت از موقعیت خارجی این کشور خبر داد، نقش ابوظبی در ساختار مالی پاکستان پررنگتر شد. در ادامه، در آوریل ۲۰۲۱ یک سپرده ۲ میلیارد دلاری تمدید شد و در ژوئیه ۲۰۲۳ نیز یک میلیارد دلار دیگر در بانک مرکزی پاکستان قرار گرفت؛ اقدامی که به درخواست پاکستان برای جلب حمایت صندوق بینالمللی پول انجام شد.
این روند در سالهای بعد نیز ادامه یافت. در ژانویه ۲۰۲۴، دو سپرده یک میلیارد دلاری برای یک سال دیگر تمدید و همین الگو در ژانویه ۲۰۲۵ نیز تکرار شد. اما در ژانویه ۲۰۲۶ هنگامی که پاکستان خواستار تمدید ۱۲ ماهه دیگری شد، امارات موضع روشنی اتخاذ نکرد و تنها تا پایان مارس ۲۰۲۶ بهصورت ماهانه مهلت داد و در ادامه، بازگشت همه سپردهها را خواستار شد. صندوق بینالمللی پول هم در سپتامبر ۲۰۲۴ بهصراحت اعلام کرده بود که پاکستان برای پشتیبانی از برنامه جاری خود تا سپتامبر ۲۰۲۷ از امارات، عربستان سعودی و چین تضمینهای مالی مهمی دریافت کرده است. در مجموع، این تمدیدها امارات را به بخشی عمیق از معماری تأمین مالی خارجی پاکستان تبدیل کرد و در نتیجه، ثبات اقتصاد کلان پاکستان به تداوم حمایت ابوظبی وابسته شد.
اختلافات راهبردی؛ از یمن تا هند
در سال ۲۰۱۵، خودداری پاکستان از پیوستن به جنگ یمن با واکنش تند امارات روبهرو شد. مقامات اماراتی علناً گلایه کردند که پاکستان از حمایت اقتصادی و سرمایهگذاری کشورهای خلیج فارس بهرهمند میشود، اما در یک مقطع حساس حمایت سیاسی لازم از سوی آنها دیده نمیشود. این رخداد به اعتماد طرفین آسیب زد.
اگرچه این اعتماد میان سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۲ با دیپلماسی شخصی، تعاملات مستمر و تلاشهای سران دو کشور (ژنرال قمر جاوید باجوا [۱]و محمد بن زاید) تا حدی ترمیم شد، اما شکاف عمیقتر در سطح راهبردی باقی ماند. در اسلامآباد این برداشت تقویت شد که امارات بهطور قاطع هند را بر پاکستان ترجیح داده است؛ در مقابل ابوظبی معتقد است پاکستان در معادلات خلیج فارس عربستان سعودی را بر امارات مقدم میداند. گسترش روابط سیاسی و امنیتی امارات با هند، ، از این جهت که افزایش نفوذ دهلینو در خلیج فارس ممکن است منابع سنتی حمایت سیاسی و اقتصادی پاکستان را تضعیف کند، برای پاکستان نگرانکننده بوده است. نقش امارات در گروه I2U2[۲] با حضور هند، اسرائیل و ایالات متحده نیز در پاکستان بهعنوان نشانهای از یک بازآرایی ژئوپلیتیکی گستردهتر به زیان منافع اسلامآباد تعبیر شده است.
تشدید اختلافات در پی بحرانهای اخیر
اختلاف پنهان دو کشور در جریان بحران هند و پاکستان در مه ۲۰۲۵ آشکارتر شد. تلاش امارات برای منصرف کردن پاکستان از پاسخ نظامی پس از سرنگونی جنگندههای هندی در نخستین شب درگیری بر بیاعتمادی موجود افزود. در حالی که پاکستان تأکید داشت حق پاسخگویی به اقدام هند را برای خود محفوظ میداند، امارات خواستار خویشتنداری بود. این رویداد نگرانی اسلامآباد از اینکه نزدیکی روزافزون امارات به هند میتواند مستقیماً گزینههای امنیتی پاکستان را محدود کند تشدید کرد.
در سوی دیگر، امارات نیز نارضایتیهای خود را دارد. از نگاه امارات، پاکستان با امضای «توافقنامه راهبردی دفاع متقابل[۳]» با عربستان سعودی در سپتامبر ۲۰۲۵، بهطور قاطع ریاض را بر امارات ترجیح داده است؛ اما از منظر پاکستان، این توافق نه یک چرخش راهبردی، بلکه رسمیتبخشی به واقعیت موجود بود؛ عربستان همچنان وزنه سیاسی شورای همکاری خلیج فارس و ستون اصلی راهبرد پاکستان در خاورمیانه محسوب میشود. پاکستان درخصوص ایجاد ترتیبات دفاعی مشابه با امارات نیز در صورت تمایل آنها ابراز آمادگی کرده است.
اختلاف موضع نسبت به ایران
در اوج بحران خاورمیانه، پاکستان مسیر دیپلماسی را در پیش گرفت و برای میانجیگری به منظور آتشبس و جلوگیری از گسترش جنگ منطقهای تلاش کرد؛ بهویژه در شرایطی که با شوک انرژی و افزایش هزینه سوخت روبهرو بود. در این مسیر اسلامآباد هماهنگی نزدیکی با عربستان سعودی و آمریکا داشت، اما تعاملش با امارات بسیار محدود بود. در مقابل امارات رویکردی تهاجمیتر در قبال ایران دنبال میکرد و خواهان تضعیف دائمی نفوذ منطقهای تهران بود.
در همین بستر، تصمیم امارات برای مطالبه بازگشت ۳.۵ میلیارد دلار در دورهای از بیثباتی اقتصاد جهانی ناشی از تنشهای منطقهای، در پاکستان بهعنوان ابزاری برای فشار سیاسی تعبیر شد؛ بهویژه از آن رو که پاکستان از همسو شدن با موضع منطقهای امارات خودداری کرد و در عوض مسیر میانجیگری میان ایران و ایالات متحده را در پیش گرفت.
در نگاه امنیتی پاکستان نگرانی دیگری نیز وجود دارد. حمایت امارات از برخی بازیگران مسلح غیردولتی در خاورمیانه و آفریقا، نگرانیهایی را در پاکستان درباره فرسایش نظم منطقهایِ مبتنی بر دولتهای رسمی برانگیخته است. نفوذ مداوم امارات در یمن از طریق شورای انتقالی جنوب[۴] و حمایت احتمالیاش از نیروهای شبهنظامی پشتیبانی سریع [۵]در سودان، نمونههایی است که به طور مکرر در محافل امنیتی پاکستان به آنها اشاره میشود. برای پاکستان، بهعنوان کشوری چندقومیتی که با شورشهای مداوم در بلوچستان دستوپنجه نرم میکند چنین الگوهایی نگرانکننده است؛ هرچند که هیچ سند علنی مبنی بر دخالت امارات در این موارد وجود ندارد.
تحولات اخیر نشان میدهد آن درک راهبردی قدیمی که زمانی روابط پاکستان و امارات را حفظ میکرد، تضعیف شده است. سپردههای مالی کوتاهمدت نتوانستهاند شکافهای عمیق سیاسی و امنیتی را از میان بردارند و دیپلماسی شخصی نیز تنها تا حدی توانسته اختلافها را مدیریت کند. در شرایط تغییر موازنههای منطقهای، به نظر میرسد تداوم اصطکاک در روابط دور از انتظار نخواهد بود و دو کشور ناچارند جایگاه یکدیگر را در محاسبات جدید خود بازتعریف کنند.
پانویس:
[۱] Qamar Javed Bajwa
[۲] گروه I2U2، متشکل از هند، اسرائیل، امارات متحده عربی و آمریکا، یک ابتکار دیپلماتیک و اقتصادی است که در اکتبر ۲۰۲۱ رونمایی شد و هدف آن همکاری در پروژههای زیربنایی، حملونقل، فناوری، امنیت غذایی و انرژی میباشد.
[۳] SMDA
[۴] Southern Transitional Council
[۵] Rapid Support Forces
منبع: دیپلمات
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

