۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۲۷۶۲ ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۰ دسته: بازار مالی
۰

بر اساس گزارش روزنامه فایننشال تایمز، جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، علاوه بر فشار وارد کردن به بازار نفت، بیمه و حمل‌ونقل، می‌تواند یکی از جریان‌های مهم تأمین مالی اقتصاد آمریکا را هم دچار تغییر کند. در سال‌های اخیر، صندوق‌های ثروت ملی عربی در عربستان، قطر و امارات به بازیگران مهم وال‌استریت تبدیل شده‌اند و نقشی انکارناپذیر در ادغام و تملک شرکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های بزرگ در آمریکا و حتی جهان داشته‌اند. تنها در سال گذشته سرمایه‌گذاران دولتی بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا وارد کردند که کشورهای عربی سهمی ویژه در آن دارند. اما در دوره بعد از درگیری، بخشی از این سرمایه‌ها به جای حرکت به سمت معاملات بزرگ خارجی، به بازسازی داخلی، زیرساخت انرژی و جبران آثار اقتصادی جنگ در خود منطقه اختصاص خواهد یافت؛ هرچه این درگیری عمیق‌تر و طولانی‌تر شود، این تغییر جهت نیز بزرگ‌تر خواهد بود.

به گزارش مسیر اقتصاد از نخستین دوره‌های تمدن بشری، غرب آسیا یکی از مهم‌ترین صادرکنندگان کالا به جهان بوده است؛ از منسوجات و ادویه در گذشته تا نفت و گردشگری در دوران جدید. به همین دلیل، هرگاه جنگ یا تنش، جریان تجارت این منطقه را مختل کرده، بازارهای جهانی نیز خیلی سریع تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. در جنگ اخیر علیه ایران نیز توجه اصلی بیشتر بر همین مسئله متمرکز بوده است: اختلال در مسیر انرژی، خطر جهش تورمی و فشار بر تجارت جهانی. اما در کنار این بعد شناخته‌شده، یک پیامد مهم دیگر نیز وجود دارد که کمتر دیده شده است؛ این‌که جنگ می‌تواند بر صادرات سرمایه از غرب آسیا نیز اثر بگذارد.

در دو دهه اخیر، صندوق‌های ثروت ملی عربی از یک بازیگر حاشیه‌ای به یکی از منابع اصلی سرمایه در اقتصاد جهانی تبدیل شده‌اند. صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان، سازمان سرمایه‌گذاری قطر و نهادهای بزرگ سرمایه‌گذاری ابوظبی، امروز فقط نگهدارنده مازاد درآمد نفتی نیستند، بلکه در ادغام و تملک شرکت‌ها، بازار سرمایه، صندوق‌های خصوصی و طرح‌های بزرگ جهانی نقش فعال دارند. این سرمایه‌ها در سال‌های اخیر به یکی از ستون‌های مهم بازار مالی آمریکا و اروپا بدل شده‌اند؛ تا جایی که بخشی از درآمد بانک‌های سرمایه‌گذاری بزرگ و شرکت‌های مدیریت دارایی جهانی، به همین جریان پول وابسته شده است.

نقش پررنگ سرمایه عربی در اقتصاد آمریکا

اهمیت این جریان سرمایه را می‌توان از چند عدد فهمید. سرمایه‌گذاران دولتی در سال گذشته بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا وارد کردند و سهم آمریکا از کل معاملات جهانی صندوق‌های ثروت ملی به بیش از ۵۰ درصد رسید. هم‌زمان، منطقه شورای همکاری خلیج فارس نیز در سال ۲۰۲۵ رشد پرشتابی در معاملات سرمایه‌گذارانه جهانی ثبت کرد و ارزش این معاملات به حدود ۷۳ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که نسبت به سال قبل رشد بسیار بالایی داشت درحالیکه سرمایه‌گذاری در این حوزه‌ها در دیگر نقاط جهان روندی نزولی دارد.

این فقط حجم پول نیست که اهمیت دارد؛ نوع سرمایه‌گذاری‌ها هم تغییر کرده است. در گذشته، بخش مهمی از سرمایه عربی به خرید دارایی‌های نمادین در خارج از منطقه اختصاص می‌یافت؛ اما امروز جهت‌گیری این سرمایه‌ها بیشتر راهبردی شده است. هوش مصنوعی، ساماندهی زنجیره تأمین، مراکز داده و گذار انرژی از جمله حوزه‌هایی هستند که در سال‌های اخیر در اولویت قرار گرفته‌اند. به همین دلیل، صندوق‌های عربی دیگر فقط به دنبال بازده مالی نیستند، بلکه می‌خواهند از سرمایه‌گذاری خارجی برای انتقال فناوری، آموزش نیروی انسانی و تقویت ظرفیت داخلی خود نیز استفاده کنند.

جنگ و مسئله تغییر اولویت سرمایه‌گذاری

تصور اینکه روند جریان سرمایه کشورهای عربی به اقتصاد آمریکا بعد از جنگ متوقف شود، منطقی نیست. دولت‌های عربی همچنان به دنبال کاهش وابستگی به اقتصاد مبتنی بر منابع هستند و برای این هدف به سرمایه‌گذاری‌های بزرگ و همکاری با نهادهای مالی غربی نیاز دارند. بنابراین بعید است درگیری اخیر به‌تنهایی این مسیر کلی را واژگون کند.

اما مسئله مهم‌تر این است که جنگ می‌تواند اولویت مصرف این سرمایه‌ها را تغییر دهد. اگر منطقه ناچار به بازسازی، جبران خسارت و تقویت زیرساخت‌های داخلی شود، بخشی از منابعی که تا امروز به معاملات خارجی و خرید دارایی‌های جهانی اختصاص می‌یافت، ممکن است به داخل بازگردد. این یعنی مسئله فقط قطع شدن جریان سرمایه عربی نیست؛ بلکه حتی در صورت ادامه جریان، امکان دارد بخش بیشتری از آن به جای خرید شرکت‌ها و پروژه‌های خارجی، صرف خطوط لوله، انرژی، بازسازی اقتصادی و مدیریت پیامدهای داخلی جنگ شود.

این تغییر برای وال‌استریت و شرکت‌های سرمایه‌گذاری جهانی بی‌اهمیت نیست. بخشی از خوش‌بینی مدیران مالی آمریکایی در ماه‌های اخیر بر این پایه قرار داشت که جریان پول عربی ادامه خواهد داشت. اما اگر جنگ طولانی شود، همین جریان می‌تواند کند شود یا دست‌کم جهت آن عوض شود. در چنین حالتی، بانک‌ها و شرکت‌هایی که پیش‌تر حضور میدانی و رابطه نزدیک‌تری با دولت‌ها و صندوق‌های عربی ساخته‌اند، در موقعیت بهتری برای گرفتن پروژه‌های بازسازی و قراردادهای تازه قرار می‌گیرند.

پیامد جهانی یک جابه‌جایی پنهان

اهمیت این تحول در آن است که جنگ علیه ایران را نباید فقط از زاویه نفت و انرژی دید. غرب آسیا امروز فقط صادرکننده نفت نیست؛ صادرکننده سرمایه هم هست. اگر درگیری مسیر این سرمایه را عوض کند، اثر آن به سرعت در بازارهای مالی جهانی، ادغام و تملک شرکت‌ها، صندوق‌های خصوصی و حتی برنامه‌های توسعه فناوری در آمریکا و اروپا دیده خواهد شد.

به بیان دیگر، جنگ می‌تواند دو ضربه هم‌زمان به اقتصاد غرب بزند: از یک طرف، اختلال در جریان انرژی و تجارت؛ و از طرف دیگر، تغییر در جهت حرکت سرمایه‌هایی که در سال‌های اخیر به یکی از منابع مهم تأمین مالی اقتصاد غرب تبدیل شده‌اند. مسئله این است که مازاد مالی این منطقه در سال‌های آینده کجا خرج خواهد شد. اگر این مازاد به جای بازارهای جهانی، بیشتر صرف بازسازی و نیازهای داخلی شود، یکی از پیامدهای مهم جنگ نه در میدان نظامی، بلکه در جابه‌جایی آرام اما اثرگذار سرمایه عربی آشکار خواهد شد.

منبع: فایننشال تایمز

انتهای پیام/ بازار مالی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.