به گزارش مسیر اقتصاد قطر از جمله کشورهایی بود که تلاش کرد از گسترش جنگ جلوگیری کند. این کشور در سالهای گذشته هم به عنوان متحد نزدیک آمریکا شناخته میشد و هم در بسیاری از پروندهها نقش میانجی میان واشنگتن و تهران را بر عهده داشت. اما با آغاز جنگ، این موقعیت دوگانه نه تنها برای دوحه مصونیت نیاورد، بلکه آن را در موقعیتی دشوار قرار داد. کشوری که هم پایگاه مهم نظامی آمریکا را در خود جای داده و هم برای کنترل تنش با ایران سرمایهگذاری سیاسی کرده بود، ناگهان خود را در میانه درگیریای دید که نه توان مهار آن را داشت و نه امکان فاصله گرفتن از آن.
ضربه مستقیم به قلب اقتصاد قطر
بزرگترین آسیب جنگ برای قطر، در بخش انرژی ظاهر شد؛ همان بخشی که ستون اصلی ثروت این کشور است. حملات موشکی و پهپادی ایران به کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی، قطر را هم دربر گرفت و تولید گاز طبیعی مایع این کشور متوقف شد. این تحول برای کشوری که گاز ستون اصلی درآمدهایش را میسازد، ضربهای بسیار سنگین بود. اختلال در صادرات گاز از مسیر تنگه هرمز، تنها آبراه دسترسی قطر به بازارهای جهانی، به این معنا بود که یکی از مهمترین تولیدکنندگان انرژی جهان ناگهان با محدودیت جدی در رساندن محصول خود به مشتریانش روبهرو شد.
دامنه آسیب فقط به توقف تولید محدود نماند. در میانه جنگ، تأسیسات اصلی گاز قطر در رأس لفان هدف حمله قرار گرفت و خسارت سنگینی دید. برآوردها نشان میدهد تعمیر این مجموعه ممکن است تا پنج سال طول بکشد و زیان سالانه قطر از این محل به حدود ۲۰ میلیارد دلار برسد؛ رقمی که معادل بخش بزرگی از درآمد پیشبینیشده دولت این کشور در سال جاری است. این یعنی جنگ نه فقط درآمد کوتاهمدت قطر را کاهش داده، بلکه به زیرساخت راهبردیای ضربه زده که بازسازی آن زمانبر و پرهزینه خواهد بود.
جنگ فقط انرژی را هدف نگرفت
پیامدهای جنگ برای قطر فقط به بخش انرژی محدود نماند. پروازهای قطر ایرویز که یکی از نمادهای پیوند این کشور با اقتصاد جهانی است، زمینگیر شد. گردشگری افت کرد و بخشی از ساکنان خارجی که توان خروج داشتند، کشور را ترک کردند. برای کشوری که در سالهای اخیر تلاش کرده بود خود را به عنوان محیطی امن برای کار، سرمایهگذاری، گردشگری و زندگی معرفی کند، این تحولات تنها یک اختلال موقت نبود؛ بلکه به تصویر عمومی قطر به عنوان یک پناهگاه باثبات اقتصادی هم آسیب زد.
در واقع، مدل اقتصادی قطر بر چند پایه استوار بوده است: صادرات گاز، جذب نیروی کار خارجی، میزبانی سرمایه، توسعه حملونقل هوایی و ایفای نقش فعال در دیپلماسی منطقهای. جنگ تقریباً همه این پایهها را همزمان تحت فشار قرار داد. همین مسئله نشان میدهد که در منطقهای پرتنش، حتی کشورهایی که از ثروت بالا، روابط گسترده و ابزارهای دیپلماتیک برخوردارند، باز هم ممکن است در برابر شوک جنگ بسیار آسیبپذیر باشند.
بازنگری در معادله امنیتی خلیج فارس
آنچه برای قطر رخ داد، فقط یک مسئله اقتصادی نبود. این جنگ یک پیام سیاسی و امنیتی روشن هم برای کشورهای خلیج فارس داشت. دوحه سالها کوشیده بود با تکیه بر رابطه نزدیک با آمریکا، میزبانی یک پایگاه مهم نظامی و همزمان حفظ رابطهای قابل مدیریت با ایران، امنیت خود را تضمین کند. اما جنگ اخیر نشان داد این ترکیب لزوماً کافی نیست. نه نزدیکی به واشنگتن توانست قطر را از ضربه دور نگه دارد و نه رابطه نسبتاً آرام با تهران مانع رسیدن آتش جنگ به این کشور شد.
از این زاویه، قطر فقط یک نمونه از وضعیت دشواری است که دیگر دولتهای عربی حاشیه خلیج فارس هم با آن روبهرو شدهاند. آنها میان مهمترین متحد امنیتی خود یعنی آمریکا و همسایه قدرتمندی مانند ایران گرفتار شدهاند. در سالهای اخیر، برخی از این کشورها تلاش کرده بودند با عادیتر کردن روابط با ایران، از شدت تهدیدها کم کنند. اما جنگ اخیر این محاسبه را با تردید روبهرو کرده و احتمالاً آنها را وادار خواهد کرد راهبرد امنیتی خود را دوباره مرور کنند.
ضربهای که فراتر از قطر میرود
پیامدهای این بحران فقط در مرزهای قطر متوقف نمیشود. اختلال در تولید و صادرات گاز این کشور، بر بازار انرژی در نقاطی دورتر نیز اثر میگذارد. از سوی دیگر، قطر تنها صادرکننده گاز نیست؛ این کشور سهم بزرگی در تولید هلیوم جهان نیز دارد؛ مادهای که در تجهیزاتی مانند دستگاههای امآرآی و نیز برخی صنایع پیشرفته کاربرد دارد. بنابراین، آسیبی که به قطر وارد شده، میتواند بر زنجیرههایی فراتر از غرب آسیا هم اثر بگذارد.
قطر از نظر مالی توان تحمل بخشی از این شوک را دارد و ذخایر انباشته آن اجازه میدهد فشار بودجهای فوری را مدیریت کند. اما مسئله اصلی جای دیگری است: آیا قطر بعد از این جنگ میتواند همان جایگاه پیشین خود را به عنوان یک مرکز امن برای کار، سرمایه و تجارت حفظ کند یا نه؟ پاسخ این سؤال بیش از هر چیز به نظم پس از جنگ در منطقه بستگی دارد. اگر نااطمینانی امنیتی ادامه یابد، آسیب واردشده فقط یک خسارت مالی نخواهد بود، بلکه به مدل اقتصادی کشوری مربوط میشود که ثبات، باز بودن و پیوند با اقتصاد جهانی را به بخشی از هویت خود تبدیل کرده بود.
در این معنا، قطر یکی از قربانیان پنهان جنگ است؛ کشوری که قرار نبود در خط مقدم درگیری باشد، اما جنگ به قلب اقتصاد، امنیت و اعتبار آن راه پیدا کرد.
منبع: نیویورک تایمز
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

