۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۲۵۷۶ ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۰ دسته: تجارت و دیپلماسی کارشناس: مهدی فامیل محمدی
۰

تحولات جنگی اخیر نشان داده الگوی فعلی تأمین کالاهای اساسی ایران، که بخش بزرگی از آن به بنادر جنوبی، تنگه هرمز و شبکه مالی وابسته به امارات متکی است، در شرایط جدید پایداری گذشته را ندارد. ترافیک امنیتی در جنوب، ریسک اختلال در حمل‌ونقل و شکنندگی سازِکار تسویه مبتنی بر درهم، ضرورت بازطراحی فوری این الگو را برجسته کرده است. در چنین وضعی، افزایش سهم مسیرهای شمالی، خرید مستقیم و قراردادی از تولیدکنندگان روسی و قزاقستانی، اصلاح ترکیب خوراک دام و استفاده از بنادر و راهگذرهای جایگزین، به مهم‌ترین الزامات حفظ ثبات عرضه کالاهای اساسی تبدیل شده است. در دوره پیش‌رو، تضمین امنیت غذایی علاوه بر وابستگی به تامین ارز، به تغییر در لجستیک، پرداخت و طراحی راهبردی زنجیره تأمین نیاز دارد.

مسیر اقتصاد/ تحولات اخیر، مسئله تأمین کالاهای اساسی را از یک موضوع فقط تجاری به یک مسئله راهبردی تبدیل کرده است. در سال‌های گذشته، بخش بزرگی از واردات ایران بر بنادر جنوبی و مسیرهای عبوری از تنگه هرمز استوار بوده و هم‌زمان، بخشی از سازِکار خرید و تسویه نیز به واسطه‌های مستقر در امارات و چرخه درهم وابسته مانده است. این الگو در شرایط عادی شاید قابل دوام به نظر می‌رسید، اما در وضعیت جنگی و پساجنگی، با ترافیک امنیتی، محدودیت‌های تردد و افزایش ریسک در بنادر جنوبی، دیگر نمی‌تواند ستون اصلی تأمین کالای اساسی کشور باقی بماند. مسئله اصلی این نیست که ایران از نظر فیزیکی به بن‌بست کامل تأمین می‌رسد، بلکه این است که تداوم اتکا به الگوی پیشین، هزینه، زمان و نااطمینانی واردات را به‌شدت افزایش می‌دهد.

تغییر پارادایم از جنوب به شمال

مهم‌ترین تغییر لازم در شرایط جدید، جابه‌جایی مرکز ثقل واردات کالاهای اساسی از جنوب به شمال است. ایران از طریق دریای خزر و مسیرهای زمینی به روسیه و کشورهای اوراسیا دسترسی دارد و همین مزیت می‌تواند مانع از شکل‌گیری بحران جدی در تأمین غلات و نهاده‌ها شود. با این حال، تا زمانی که بخش عمده واردات همچنان بر بنادر داخل تنگه هرمز متمرکز بماند، این مزیت بالفعل نخواهد شد. راهبرد جدید باید بر این مبنا استوار باشد که حداقل نیمی از غلات مورد نیاز کشور از مسیر شمال تأمین شود. در این میان، ظرفیت ریلی اینچه‌برون، همراه با مسیرهای سرخس و آستارا و نیز بنادر شمالی، باید به‌سرعت در مدار اصلی تأمین قرار گیرد.

این جابه‌جایی فقط یک تصمیم لجستیکی نیست؛ بلکه پاسخی به یک دگرگونی ژئوپلیتیکی است. در فضای جدید، تمرکز ۷۰ درصدی واردات در بنادر جنوبی به معنی انباشت ریسک در یک نقطه حساس است. هرچه سهم شمال در تأمین کالاهای اساسی بیشتر شود، آسیب‌پذیری زنجیره واردات نیز کمتر خواهد شد. به‌ویژه برای مناطق مرکزی و شمالی کشور، واردات از مسیرهای شمالی می‌تواند حتی از منظر زمان و هزینه نیز نسبت به حمل طولانی‌مدت از جنوب کارآمدتر باشد.

عبور از خرید واسطه‌ای به قرارداد مستقیم

یکی دیگر از ضعف‌های الگوی موجود، اتکای گسترده به خریدهای نقطه‌ای و واسطه‌ای است. بخش مهمی از کالای وارداتی روسیه و قزاقستان، نه از خود تولیدکنندگان، بلکه از طریق بازار و واسطه‌های مستقر در امارات خریداری می‌شود. این شیوه، هم هزینه مبادله را بالا می‌برد و هم ایران را به شبکه مالی و تجاری‌ای وابسته می‌کند که در شرایط جدید قابل اتکا نیست. راه‌حل، حرکت به سمت قراردادهای بلندمدت و آف‌تیک با شرکت‌های بزرگ تولیدکننده پیش از فصل تولید است؛ قراردادهایی که هم قیمت و هم حجم تأمین را قابل پیش‌بینی می‌کند.

خرید مستقیم، فقط به معنای حذف چند واسطه نیست؛ بلکه مقدمه‌ای برای اصلاح سازِکار پرداخت نیز هست. با توسعه روابط بانکی با روسیه و استفاده از ظرفیت بانک‌هایی مانند VTB و پیام‌رسان‌های مالی غیرسوییفتی، می‌توان بخشی از تجارت کالاهای اساسی را با روبل یا یوان تسویه کرد و وابستگی به درهم را کاهش داد. در شرایطی که تکیه بر صرافی‌های امارات به یک گلوگاه آسیب‌پذیر تبدیل شده، تغییر الگوی ارزی دیگر یک انتخاب جانبی نیست، بلکه بخشی از الزامات امنیت غذایی کشور است.

بازنگری در جیره غذایی و محاسبه واقعی هزینه حمل

الگوی فعلی خوراک دام و طیور نیز نیازمند بازنگری است. وابستگی بالا به ذرت و سویا، که عمدتاً از مسیرهای دوردست و از طریق بنادر جنوبی تأمین می‌شود، در وضعیت جدید یک نقطه ضعف راهبردی محسوب می‌شود. جایگزینی بخشی از این نهاده‌ها با گندم دامی و کنجاله آفتابگردان روسیه، که از شمال به‌مراتب در دسترس‌تر است، می‌تواند فشار بر زنجیره تأمین جنوب را کاهش دهد و انعطاف‌پذیری کشور را افزایش دهد. این تغییر البته نیازمند بازطراحی در الگوی تأمین و جیره‌بندی است، اما در برابر ریسک‌های موجود، یک ضرورت قابل دفاع به شمار می‌رود.

هم‌زمان، باید محاسبه هزینه حمل نیز از نو انجام شود. تا امروز، پایین بودن قیمت گازوئیل موجب شده حمل کالا از بنادر جنوبی به نقاط مرکزی و شمالی کشور در ظاهر به‌صرفه تلقی شود. اما در شرایط بحران انرژی و آسیب‌پذیری زیرساخت‌های یوتیلیتی، این برآورد دیگر قابل اتکا نیست. اگر هزینه واقعی حمل جاده‌ای در محاسبات لحاظ شود، واردات از شمال برای بخش بزرگی از کشور می‌تواند اقتصادی‌تر از مدل پیشین باشد. به بیان دیگر، بازطراحی مسیر تأمین فقط یک تصمیم امنیتی نیست؛ بلکه از منظر اقتصادی نیز توجیه‌پذیرتر شده است.

لجستیک اضطراری و بنادر پشتیبان

در کنار تقویت شمال، باید برای شرایط اضطراری نیز مدل توزیع بار در نظر گرفت. اگر توان عملیاتی بنادر اصلی کشور به‌طور موقت کاهش یابد، استفاده از بنادر جایگزین اهمیت پیدا می‌کند. چابهار می‌تواند بخشی از بار را جذب کند، هرچند ظرفیت حمل زمینی آن محدود است. در سطح منطقه‌ای نیز گوادر پاکستان و مرسین ترکیه می‌توانند به‌عنوان نقاط پشتیبان برای تخلیه محدود کشتی‌ها و انتقال زمینی کالا به ایران مورد استفاده قرار گیرند، به‌ویژه برای تأمین نیمه شمالی و شمال‌غربی کشور. این مدل قرار نیست جایگزین دائمی سازِکار اصلی شود، اما در دوره‌های بحران می‌تواند از شکل‌گیری گسست در زنجیره تأمین جلوگیری کند.

امنیت غذایی ایران با ذهنیت جدید

دوره جدید بیش از هر چیز به تغییر ذهنیت نیاز دارد. تأمین کالای اساسی دیگر تنها مسئله تخصیص ارز یا تکرار الگوهای قدیمی نیست. آنچه اهمیت دارد، بازطراحی هم‌زمان مسیر حمل، شیوه خرید، سازِکار پرداخت و ترکیب کالاهای وارداتی است. ایران با تکیه بر ظرفیت‌های شمالی و دسترسی به روسیه و اوراسیا می‌تواند ثبات تأمین را حفظ کند، اما این هدف فقط در صورتی محقق می‌شود که وابستگی به بنادر جنوبی، واسطه‌های اماراتی و خریدهای مقطعی کاهش یابد. در شرایط جنگی و پساجنگی، امنیت غذایی نه با ادامه مسیر گذشته، بلکه با پذیرش مقتضیات جدید و طراحی یک الگوی تأمین منعطف و منطقه‌گرا تضمین خواهد شد.

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.