۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۲۱۹۹ ۲۴ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۰ دسته: پول و بانک کارشناس: امیرحسین محبی کیا
۰

حضور دولت در نظام بانکی و به‌ویژه تأسیس بانک‌های توسعه‌ای، همواره محل مناقشه در ادبیات اقتصادی بوده است. موافقان این نهادها با استناد به شکست‌های بازار و ضرورت تأمین مالی پروژه‌های بلندمدت و دارای منافع اجتماعی، از نقش فعال دولت دفاع می‌کنند؛ در مقابل، منتقدان نسبت به خطر انحراف سیاسی و تخصیص رانتی منابع هشدار می‌دهند. بررسی دیدگاه‌های صنعتی، اجتماعی و سیاسی نشان می‌دهد که بانک توسعه زمانی می‌تواند نقش پیشران رشد اقتصادی را ایفا کند که از مأموریت شفاف، ابزارهای مناسب و استقلال نهادی کافی برخوردار باشد.

مسیر اقتصاد/ بانک توسعه نهادی مالی است که با مأموریتی مشخص در راستای تحقق اهداف توسعه اقتصادی و اجتماعی شکل می‌گیرد و معمولاً دولت در مالکیت یا مدیریت آن نقش مستقیم و تعیین‌کننده دارد. این بانک‌ها برخلاف بانک‌های تجاری که سودآوری کوتاه‌مدت را معیار اصلی تصمیم‌گیری قرار می‌دهند، بر تأمین مالی پروژه‌هایی تمرکز دارند که اگرچه ممکن است بازده خصوصی فوری و بالایی نداشته باشند، اما برای رشد بلندمدت اقتصاد، تحول ساختاری و ارتقای توان تولید ملی ضروری‌اند. زیرساخت‌های کلان، صنایع راهبردی، فناوری‌های نوین و حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط از جمله حوزه‌هایی هستند که معمولاً در کانون فعالیت بانک‌های توسعه‌ای قرار می‌گیرند.

اینجا نقطه‌ای است که پرسش مهمی را پیش روی سیاست‌گذار قرار می‌دهد: چرا دولت باید از طریق تأسیس یا اداره بانک توسعه، مستقیماً وارد حوزه بانکداری شود؟ اگر بازار مالی کارآمد باشد، انتظار می‌رود تأمین مالی پروژه‌ها توسط بانک‌ها و سرمایه‌گذاران خصوصی انجام گیرد. بنابراین ورود دولت به بانکداری توسعه‌ای، نه یک انتخاب خنثی، بلکه پاسخی به نوعی ناکارآمدی یا نارسایی در سازوکار بازار است. از اینجا بحث از ماهیت بانک توسعه، به منطق حضور دولت در نظام بانکی گره می‌خورد؛ منطقی که در ادبیات اقتصادی با دیدگاه‌های متفاوت و گاه متعارض تبیین شده است.

دیدگاه صنعتی؛ جبران شکاف مالی ناشی از شکست بازار

نخستین رویکرد در دفاع از حضور دولت در بانکداری، دیدگاه صنعتی است. بر اساس این نگاه، بازارهای مالی خصوصی در تأمین مالی پروژه‌های بلندمدت و پرریسک دچار ناتوانی‌اند. در چنین شرایطی، دولت از طریق بانک توسعه می‌تواند سرمایه لازم برای صنایع نوپا، زیرساخت‌های کلیدی و فناوری‌های پیشرو را فراهم کند.

این دیدگاه، بانک توسعه را «پیشران تحول ساختاری» می‌داند؛ نهادی که با هدایت اعتبارات به سمت بخش‌های اولویت‌دار، زمینه جهش صنعتی و افزایش بهره‌وری را فراهم می‌سازد. در این چارچوب، حضور دولت نه جایگزین بازار، بلکه مکمل آن در شرایط شکست بازار تلقی می‌شود.

بر اساس این دیدگاه، نقش دولت‌ها به طور خاص در دوره‌های بازسازی پس از جنگ پررنگ می‌شود؛ زمانی که بخش خصوصی به‌دلیل ریسک بالا و کمبود منابع، توان سرمایه‌گذاری ندارد. در این شرایط، بانک توسعه با تأمین مالی زیرساخت‌ها و صنایع بالادستی آسیب‌دیده، موتور اصلی احیای اقتصادی محسوب می‌شود.

دیدگاه اجتماعی؛ تحقق عدالت و بازده اجتماعی

رویکرد دوم، دیدگاه اجتماعی است. این دیدگاه بر این نکته تأکید دارد که برخی پروژه‌ها هرچند از منظر خصوصی کم‌بازده‌اند، اما از نظر اجتماعی اهمیت بالایی دارند. تأمین مالی مسکن ارزان، کشاورزی خرد، آموزش، بهداشت و انرژی پایدار از جمله مصادیق این حوزه هستند.

در این نگاه، بانک توسعه ابزاری برای کاهش نابرابری، پوشش گروه‌های محروم و تحقق اهداف عدالت اجتماعی است. به بیان دیگر، فلسفه وجودی آن نه صرفاً رشد اقتصادی، بلکه توسعه فراگیر و پایدار است. این نهاد با در نظر گرفتن منافع بلندمدت و آثار بیرونی مثبت پروژه‌ها، خلأهایی را پر می‌کند که بازار خصوصی به دلیل ملاحظات سودآوری از آن‌ها عبور می‌کند.

دیدگاه سیاسی؛ توزیع رانت برای گروه‌های ذی‌نفوذ

در مقابل، دیدگاه سیاسی نسبت به حضور دولت در بانکداری بدبین است. بر اساس این تحلیل، بانک‌های دولتی ممکن است به ابزار توزیع رانت، حمایت از گروه‌های ذی‌نفوذ و تأمین منافع کوتاه‌مدت سیاسی تبدیل شوند. در این چارچوب، خطر اصلی آن است که تخصیص اعتبار نه بر اساس ارزیابی اقتصادی و توسعه‌ای، بلکه بر مبنای ملاحظات سیاسی صورت گیرد. نتیجه چنین وضعیتی، کاهش کارایی، افزایش مطالبات معوق و تحمیل هزینه به بودجه عمومی خواهد بود.

تجربه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد عملکرد بانک‌های دولتی به‌شدت به کیفیت نهادهای حاکمیتی و میزان استقلال آن‌ها وابسته است. در کشورهایی که استقلال نهادی ضعیف بوده، بانک‌های دولتی عموماً سودآوری پایین‌تری داشته و بار مالی بیشتری بر دوش دولت گذاشته‌اند. در کشورهایی با ساختار حاکمیتی قوی، همین بانک‌ها موتور توسعه صنعتی شده‌اند.

استقلال و شفافیت؛ شرط کارآمدی بانک توسعه

مناقشه نظری درباره حضور دولت در بانکداری را نمی‌توان با یک پاسخ ساده پایان داد. بانک توسعه نه ذاتاً راه‌حل است و نه ذاتاً مسئله. کارآمدی یا ناکارآمدی آن وابسته به معماری نهادی، شفافیت مأموریت، ابزارهای تأمین مالی و مهم‌تر از همه استقلال نسبی از مداخلات سیاسی است. اگر بانک توسعه با مأموریت روشن، سازوکار ارزیابی حرفه‌ای پروژه‌ها، تنوع ابزارهای مالی و حاکمیت شرکتی مستقل طراحی شود، می‌تواند خلأهای ساختاری بازار مالی را پوشش دهد و به موتور توسعه اقتصادی تبدیل شود. اما در غیاب این الزامات، همین نهاد می‌تواند به بستری برای تخصیص غیربهینه منابع و بازتوزیع رانت بدل گردد.

از این رو، بحث درباره بانک توسعه پیش از آنکه درباره «بودن یا نبودن» آن باشد، درباره «چگونگی طراحی نهادی» آن است. طراحی‌ای مد نظر است که بتواند میان اهداف توسعه‌ای، کارایی اقتصادی و مصونیت از انحراف سیاسی توازن برقرار کند.

انتهای پیام/ پول و بانک



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.