مسیر اقتصاد/ در بحران اخیر در خلیج فارس، پیش از هر چیز از ناحیه انرژی آسیب میبیند. بازگشت قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار پس از شکست گفتگوها و تشدید تنش در تنگه هرمز، برای اقتصادی که به واردات انرژی وابسته است، بهمعنای رشد مستقیم هزینههای واردات و فشار بیشتر بر قیمت سوخت و کالاهاست. اثر جنگ برای پاکستان فقط یک مسئله تجاری نیست؛ بهسرعت به نرخ ارز، تورم و هزینه زندگی منتقل میشود. در چنین ساختاری، حتی اگر واردات انرژی متوقف نشود، همین بالا ماندن قیمت نفت هم یک فشار واقعی و فوری بر اقتصاد کشور ایجاد میکند.
اقتصاد آسیبپذیر پاکستان توان جذب شوک تازه را ندارد
مشکل فقط به گرانی انرژی محدود نیست. پاکستان این شوک را در وضعیتی تجربه میکند که از قبل هم از نظر ارزی و مالی آسیبپذیر بوده است. رویترز گزارش داده که بازپرداخت ۳.۵ میلیارد دلار بدهی به امارات، فشار قابل توجهی بر ذخایر ارزی این کشور وارد کرده؛ ذخایری که در پایان مارس ۱۶.۴ میلیارد دلار بوده است. وقتی یک اقتصاد همزمان با فشار بر ذخایر، رشد قیمت نفت و نااطمینانی منطقهای روبهرو میشود، احتمال سرریز این فشارها به بازار ارز، واردات و تورم بالاتر میرود. به همین دلیل، در افق کوتاهمدت، پاکستان را باید بیشتر در موقعیت یک اقتصاد آسیبپذیر دید تا یک بازیگر منتفع از بحران.
فرصت ترانزیتی وجود دارد، اما هنوز روی کاغذ است
در عین حال، این بحران میتواند یک فرصت هم برای پاکستان ایجاد کند؛ البته نه فوری و نه خودکار. اگر اختلال در هرمز و بازآرایی مسیرهای منطقهای ادامه پیدا کند، پاکستان ممکن است بتواند با تقویت زیرساختهای بندری، ترانزیتی و لجستیکی خود، بخشی از جابهجاییهای تجاری و انرژی را به سمت خود جذب کند. اما این سناریو فقط در صورتی عملی میشود که چند شرط همزمان فراهم شود: امنیت مسیرها، ظرفیت بندری و ریلی، سرمایهگذاری کافی و هماهنگی سیاسی با بازیگران منطقه. بدون این شروط، سخن گفتن از جهش بزرگ ترانزیتی بیشتر خوشبینی است تا تحلیل واقعبینانه. فعلا آنچه روی زمین دیده میشود، فشار فوری جنگ بر انرژی و ثبات مالی پاکستان است؛ و آنچه در افق دیده میشود، فقط یک فرصت مشروط برای بهرهبرداری در آینده.
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

