۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۱۶۷۷ ۰۸ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۰ دسته: تجارت و دیپلماسی کارشناس: میرهادی رهگشای
۰

اگر ایران بخواهد در تنگه هرمز یک رژیم تازه و پایدار برای عبور و مرور اجرا کند، پیش از هر چیز به یک منطق روشن برای طبقه‌بندی کشورها نیاز دارد. این کار در جهان امروز رایج است: دولت‌ها شرکای خارجی خود را بر اساس سطح همکاری، بی‌طرفی یا خصومت دسته‌بندی می‌کنند و متناسب با آن، امتیاز، محدودیت یا محرومیت اعمال می‌کنند. از تعاملات تجاری پاکستان و هند، تحریم روسیه توسط غرب و تحریم قطر توسط کشورهای عربی، نمونه‌ها نشان می‌دهد تجارت و دسترسی مدت‌هاست به ابزار سیاست و امنیت تبدیل شده است. ایران نیز اگر می‌خواهد ضمن تضمین عبور امن برای برخی کشورها، از هرمز برای درآمدزایی و تحمیل هزینه به کشورهای متخاصم استفاده کند، باید ابتدا سه‌گانه‌ای روشن از کشورهای «با اولویت»، «خنثی» و «متخاصم» روی میز بگذارد. بدون این تفکیک، هر سیاستی در تنگه هرمز به مجموعه‌ای از تصمیم‌های موردی، غیر قابل پیش‌بینی و پرهزینه تقلیل پیدا می‌کند.

مسیر اقتصاد/ جنگ اخیر نشان داده است ایران فقط قادر به ایجاد اختلال در هرمز نیست، بلکه می‌تواند درباره شکل عبور و مرور در این آبراه هم اثر بگذارد. وقتی تردد دیگر یک روند خودکار و بی‌هزینه نیست و کشورها برای عبور امن‌تر ناچار به هماهنگی و تفاهم می‌شوند، یعنی هرمز از یک مسیر عادی حمل‌ونقل به عرصه قاعده‌گذاری جدید تبدیل شده است. در چنین وضعی، ایران اگر بخواهد یک رژیم تازه عبور و مرور را پیاده‌سازی کند و هم‌زمان با تضمین عبور امن برای برخی کشورها، از این موقعیت برای درآمدزایی و اعمال فشار اقتصادی بر دشمنان خود بهره ببرد، پیش از هر چیز باید بداند با چه کشورهایی چگونه رفتار می‌کند. بدون ارائه یک طبقه‌بندی روشن از کشورها هر سیاستی در تنگه هرمز به مجموعه‌ای از تصمیم‌های موردی و پرهزینه تقلیل پیدا می‌کند.

طبقه‌بندی کشورها یک روال عادی در جهان است

اصل این کار کاملاً معمول است. دولت‌ها در جهان امروز طرف‌های خارجی خود را یکسان نمی‌بینند. بعضی کشورها در طبقه شرکای ترجیحی و دارای توافق قرار می‌گیرند، بعضی در وضعیت عادی باقی می‌مانند و بعضی دیگر به دلایل امنیتی، سیاسی یا جنگی با محدودیت‌های شدیدتر مواجه می‌شوند. حتی در قواعد تجارت جهانی هم این منطق به رسمیت شناخته شده است. ماده ۲۱ گات به دولت‌ها اجازه می‌دهد در موارد مربوط به «منافع اساسی امنیتی» از قواعد عادی تجارت فاصله بگیرند. یعنی حتی در نظم رسمی تجارت جهانی هم این اصل پذیرفته شده که امنیت ملی در برخی شرایط بر قواعد معمول مقدم می‌شود.

نمونه‌های عملی آن هم روشن است. هند در سال ۲۰۱۹ پس از حمله پولواما، امتیاز MFN پاکستان را لغو کرد و سپس تعرفه واردات کالاهای پاکستانی را به ۲۰۰ درصد رساند. رویترز هم در مرور بعدی این پرونده، این اقدام را یکی از نمونه‌های روشن کنار گذاشتن رابطه تجاری عادی به‌دلیل ملاحظات امنیتی معرفی کرده است.

نمونه دیگر، محدودیت‌ها و تحریم‌های گسترده غرب علیه روسیه پس از جنگ اوکراین است. در آنجا نیز آمریکا و متحدانش عملاً روسیه را از رده شریک عادی خارج کردند و با مجموعه‌ای از تحریم‌ها، تعرفه‌ها، محدودیت‌های مالی و تجاری، رابطه اقتصادی با آن را تابع منطق امنیتی کردند. همین مسئله نشان می‌دهد تفکیک میان «شریک قابل تعامل» و «طرف خصمانه» نه یک ایده استثنایی، بلکه بخشی از رویه رایج دولت‌هاست.

حتی در بحران قطر در سال ۲۰۱۷ نیز کشورهای عربیِ تحریم‌کننده، تصمیمات تجاری و ارتباطی خود را با استناد به امنیت ملی توجیه کردند. رویترز همان زمان گزارش داد که عربستان در WTO صریحاً استدلال کرده توافق‌های تجاری نمی‌تواند تصمیم‌های مربوط به منافع حیاتی امنیتی آن را نقض کند.

چرا ایران بدون طبقه‌بندی موفق نمی‌شود؟

اگر ایران بخواهد تنگه هرمز را از یک ابزار موقت فشار به یک رژیم پایدار و قابل اعمال تبدیل کند، باید بتواند میان کشورها فرق بگذارد. کشوری که علیه ایران در جنگ، تحریم، رأی‌گیری‌های بین‌المللی یا همکاری‌های عملیاتی نقش فعال دارد، نمی‌تواند همان جایگاهی را داشته باشد که یک کشور بی‌طرف یا یک شریک آماده معامله دارد. اگر این تمایز از ابتدا روشن نباشد، نه امتیاز دادن معنا پیدا می‌کند و نه محروم کردن. در نتیجه، تنگه هرمز به‌جای آنکه به ابزار سیاست تبدیل شود، تنها به محل تنش‌های موردی تبدیل خواهد شد.

به بیان دقیق‌تر، طبقه‌بندی کشورها به ایران کمک می‌کند سه کار را هم‌زمان انجام دهد:

  • نخست، عبور امن برخی کشورها را تضمین کند و برای آنان مشوق بسازد؛
  • دوم، میان کشورهایی که بی‌طرف یا قابل تعامل‌اند و کشورهایی که در صف خصومت قرار دارند فرق بگذارد؛
  • سوم، هزینه رابطه خصمانه با ایران را به‌صورت قابل‌فهم و تدریجی به دشمنان منتقل کند.

سه طبقه اصلی که ایران می‌تواند تعریف کند

برای شرایط امروز، یک سه‌گانه روشن و قابل‌دفاع می‌تواند مبنای کار باشد: کشورهای با اولویت، کشورهای خنثی و کشورهای متخاصم.

کشورهای با اولویت کشورهایی هستند که یا شریک راهبردی ایران‌اند، یا حاضرند در مسائل مهم به‌صورت دوجانبه و چندجانبه با تهران وارد تفاهم شوند، یا دست‌کم در بحران‌های امنیتی علیه ایران عمل نمی‌کنند و آمادگی دارند در حوزه‌هایی مثل انرژی، ترانزیت، سرمایه‌گذاری، بیمه، حمل‌ونقل، چابهار، راهگذرها و همکاری‌های منطقه‌ای امتیازهای قابل سنجش بدهند.

کشورهای خنثی آنهایی‌اند که نه شریک راهبردی ایران‌اند و نه در خصومت آشکار قرار دارند. این کشورها می‌توانند از دسترسی عادی و مدیریت‌شده برخوردار باشند، اما بدون امتیاز ویژه.

کشورهای متخاصم آنهایی‌اند که در جنگ، تحریم، عملیات نظامی، پشتیبانی اطلاعاتی، رأی‌گیری‌های ضدایرانی یا سازِکارهای محدودکننده علیه ایران نقش دارند یا به‌طور آشکار در چارچوبی عمل می‌کنند که هدف آن تضعیف ایران است.

مزیت این سه‌گانه در این است که ایران را از دو خطا دور می‌کند: اینکه همه را یکسان ببیند، یا اینکه بدون قاعده و تنها موردی عمل کند. در این صورت، هرمز فقط محل کنترل عبور نیست، بلکه به بخشی از بسته مذاکره‌ای ایران برای بازتعریف روابط منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل می‌شود.

تنگه هرمز ابزار فشار ایران به آمریکا و دیگر تحریم‌کنندگان

اگر آمریکا و متحدانش در دو جنگ سال ۱۴۰۴ به ایران خسارت وارد کرده‌اند، ایران می‌تواند تا زمانی که این خسارات را نگرفته، از هرمز به‌عنوان ابزاری برای تحمیل بار مالی مضاعف بر محموله‌های این کشورها استفاده کند. منطق این اقدام روشن است: همان‌طور که آمریکا دهه‌ها از نظام تحریم برای تحمیل هزینه اقتصادی بر ایران استفاده کرده، ایران هم می‌تواند از موقعیت راهبردی خود در هرمز برای انتقال تدریجی بخشی از هزینه‌ها به کشورهای متخاصم بهره ببرد.

این بار مالی می‌تواند از مسیرهایی مانند محدودیت‌های شدیدتر در عبور، تعرفه‌ها و عوارض خاص، الزامات مجوزی مضاعف، تحمیل هزینه‌های بیمه و تضمین بالاتر، اولویت پایین‌تر در عبور و پهلوگیری یا محدودیت‌های ترانزیتی و لجستیکی اعمال شود.

هدف از این کار تنها تنبیه نمادین نیست. هدف این است که رابطه خصمانه با ایران به هزینه‌ای واقعی و مستمر تبدیل شود؛ هزینه‌ای که به‌مرور بخشی از خسارت تحمیل‌شده بر ایران را بازپس بگیرد و در عین حال به طرف مقابل بفهماند دشمنی با ایران رایگان نیست.

طبقه‌بندی کشورها ابزار پیش‌بینی پذیر کردن تعامل با ایران

نکته مهم این است که طبقه‌بندی کشورها فقط زمانی به ابزار مؤثر تبدیل می‌شود که از قبل تعریف‌شده و قاعده‌مند باشد. اگر ایران بخواهد هر روز و برای هر کشور تصمیمی تازه بگیرد، هم اعتبار خود را از دست می‌دهد و هم قدرت چانه‌زنی‌اش را کاهش می‌دهد. اما اگر کشورها بدانند چه رفتارهایی آن‌ها را در رده با اولویت قرار می‌دهد و چه اقداماتی آن‌ها را به رده متخاصم می‌برد، آن‌وقت خود این چارچوب به بخشی از قدرت ایران تبدیل می‌شود. کشورها برای حفظ یا ارتقای جایگاه خود، ناچار می‌شوند رفتارشان را تنظیم کنند.

ابزار تنگه هرمز بدون مذاکره پایدار نمی‌ماند

در نهایت، ایران برای تثبیت رژیم جدید عبور و مرور در هرمز، باید کشورها را به پای میز مذاکره دوجانبه و چندجانبه بکشاند. این رژیم فقط با فشار ماندگار نمی‌شود؛ باید برای بازیگران مختلف قابل فهم، قابل پیش‌بینی و قابل معامله باشد. طبقه‌بندی کشورها در اینجا نقش کلیدی دارد. این طبقه‌بندی به ایران امکان می‌دهد به هر کشور بگوید جایگاهش چیست، چگونه می‌تواند آن را بهبود دهد و اگر در صف خصومت بایستد چه هزینه‌ای خواهد پرداخت.

به این معنا، طبقه‌بندی کشورها فقط یک بحث نظری یا اداری نیست. این کار، پیش‌شرط تبدیل هرمز به یک ابزار کامل دیپلماسی، درآمدزایی و فشار اقتصادی است. ایران اگر می‌خواهد در نظم جدید منطقه، هرمز را از یک گذرگاه به یک نهاد سیاسی-اقتصادی تبدیل کند، باید این منطق را شفاف و از پیش روی میز بگذارد. بدون آن، رژیم تازه هرمز شکل نمی‌گیرد؛ با آن، هرمز می‌تواند به بخشی از معماری جدید قدرت ایران در منطقه تبدیل شود.

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.