۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۱۵۱۹ ۰۴ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۰ دسته: دولت و حکمرانی
۰

ساختار نفتی اسرائیل بر خلاف ظاهر متنوع آن، به چند شریان محدود متکی است. شرکت EAPC سه خط اصلی نفت خام را اداره می‌کند: خط لوله ۴۲ اینچی و ۲۵۴ کیلومتری ایلات–اشکلون که دو ساحل دریای سرخ و مدیترانه را به هم وصل می‌کند، خط ۱۹۷ کیلومتری اشکلون–حیفا با ظرفیت سالانه ۵.۸ میلیون تن، و خط ۳۶ کیلومتری اشکلون–اشدود با ظرفیت ۷ میلیون تن در سال. این شرکت همچنین دو بندر نفتی و دو پایانه با مجموع ظرفیت ذخیره‌سازی ۳.۷ میلیون متر مکعب را در اختیار دارد. چنین تمرکزی یعنی هر اختلال جدی در این شبکه می‌تواند همزمان واردات نفت، تغذیه پالایشگاه‌ها، ذخیره‌سازی و حتی نقش ترانزیتی اسرائیل میان دریای سرخ و مدیترانه را تحت فشار قرار دهد.

مسیر اقتصاد/ در بحث انرژی اسرائیل معمولاً نگاه‌ها متوجه میادین گازی، پالایشگاه‌ها یا بنادر می‌شود، اما میان این نقاط، یک لایه کمتر دیده‌شده وجود دارد که بدون آن کل زنجیره کار نمی‌کند: خطوط لوله. بندر می‌تواند نفت را تحویل بگیرد و پالایشگاه می‌تواند آن را فرآورش کند، اما آنچه این دو را به هم متصل می‌کند، همین شریان‌های خط لوله است؛ شریان‌هایی که اگر دچار اختلال شوند، حتی بدون تخریب مستقیم پالایشگاه یا پایانه، کل شبکه با گره روبه‌رو می‌شود.

اهمیت این خطوط لوله از آن جهت بالاست که به دلیل عمق جغرافیایی محدود اسرائیل، بخش بزرگی از واردات نفت و توزیع داخلی آن روی چند مسیر متمرکز شده است. در نتیجه، انعطاف‌پذیری شبکه پایین‌تر از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر می‌رسد.

ایلات–اشکلون؛ ستون فقرات اتصال دو دریا

مهم‌ترین خط لوله نفتی اسرائیل، مسیر ایلات–اشکلون است؛ همان خط ۴۲ اینچی و ۲۵۴ کیلومتری که بندر ایلات در دریای سرخ را به بندر اشکلون در مدیترانه وصل می‌کند. این خط از ابتدا به‌عنوان یک «پل زمینی» طراحی شد؛ مسیری که بتواند نفت را بدون عبور از کانال سوئز یا دور زدن کامل منطقه، از یک دریا به دریای دیگر برساند. EAPC این خط را بزرگ‌ترین خط در شبکه خود معرفی می‌کند و گزارش‌های مستقل نیز ظرفیت آن را بین حدود ۴۰۰ هزار تا ۱.۲ میلیون بشکه در روز بسته به جهت جریان برآورد کرده‌اند.

همین ویژگی، این مسیر را از یک زیرساخت صرفاً داخلی فراتر می‌برد. ایلات–اشکلون فقط برای تأمین داخل مهم نیست؛ این خط به اسرائیل امکان می‌دهد در برخی سناریوها نقش مسیر میانجی میان دریای سرخ و مدیترانه را بازی کند. به همین دلیل هم در سال‌های گذشته بارها به‌عنوان یک دارایی ژئوپلیتیکی و نه صرفاً صنعتی مطرح شده است.

اشکلون–حیفا و اشکلون–اشدود؛ تغذیه دو پالایشگاه اصلی

اهمیت شبکه زمانی بیشتر روشن می‌شود که از خط اصلی به شاخه‌های پالایشی برسیم. طبق اطلاعات رسمی EAPC، یک خط ۱۹۷ کیلومتری اشکلون را به پالایشگاه حیفا متصل می‌کند و ظرفیت آن ۵.۸ میلیون تن در سال است. خط دیگری نیز به طول ۳۶ کیلومتر اشکلون را به پالایشگاه اشدود وصل می‌کند و ظرفیت آن ۷ میلیون تن در سال برآورد می‌شود.

این یعنی اشکلون فقط یک بندر نفتی نیست؛ عملاً گره توزیع خوراک پالایشگاه‌های اصلی اسرائیل است. از همین‌جا می‌توان فهمید که چرا هر اختلال در اشکلون یا خطوط خروجی آن، آثار خود را مستقیماً روی حیفا و اشدود می‌گذارد. اگر خوراک به پالایشگاه نرسد، حتی پالایشگاهی که از نظر فنی سالم است هم نمی‌تواند نقش خود را ایفا کند.

اشکلون؛ گره هم‌زمان بندر، مخزن و توزیع

اهمیت اشکلون فقط به خود خطوط لوله محدود نیست. این بندر و پایانه نفتی، یکی از مراکز اصلی ذخیره‌سازی و توزیع نفت خام اسرائیل است. EAPC در اشکلون و ایلات دو بندر نفتی و دو پایانه با مجموع ظرفیت ۳.۷ میلیون متر مکعب را اداره می‌کند. چنین ظرفیتی به اسرائیل اجازه می‌دهد بخشی از شوک‌های کوتاه‌مدت را جذب کند، اما از سوی دیگر نشان می‌دهد که چه حجم بزرگی از ذخیره‌سازی و جابه‌جایی روی چند نقطه محدود متمرکز شده است.

تمرکز ذخیره‌سازی و خطوط انتقال در یک شبکه محدود، بهره‌وری را بالا می‌برد، اما در شرایط بحران، همان تمرکز به آسیب‌پذیری تبدیل می‌شود. هرچه گره‌های بیشتری در یک نقطه جمع شده باشند، اختلال در آن نقطه اثر بزرگ‌تری بر کل شبکه خواهد گذاشت.

واردات نفت اسرائیل؛ وابستگی به دریا و سپس به لوله

رویترز در ژانویه گزارش داد که واردات نفت آذربایجان به اسرائیل از بندر جیهان ترکیه در سال ۲۰۲۵ به بالاترین سطح سه‌سال اخیر رسید. این داده نشان می‌دهد که اسرائیل همچنان به واردات دریایی نفت خام متکی است و نفت واردشده پس از رسیدن به بنادر، برای انتقال به پالایشگاه‌ها به زیرساخت داخلی نیاز دارد.

به بیان ساده، برای اسرائیل «نفت وارداتی» فقط زمانی به سوخت قابل مصرف تبدیل می‌شود که دو حلقه پشت سر هم درست کار کنند: اول بندر و پایانه و بعد خط لوله و انتقال زمینی. همین پیوستگی باعث می‌شود اختلال در خطوط لوله، اثری فراتر از یک مشکل موضعی داشته باشد و به واردات، پالایش و عرضه داخلی به‌طور همزمان فشار وارد کند.

چرا این شبکه از نظر اقتصادی حساس است؟

اقتصاد انرژی اسرائیل به‌جای یک شبکه گسترده و پراکنده، روی چند گره متصل به هم بنا شده است: ایلات، اشکلون، حیفا و اشدود. مزیت این ساختار، سرعت و هزینه کمتر در شرایط عادی است؛ اما عیب آن، کاهش تاب‌آوری در شرایط بحران است. وقتی خط اصلی، پالایشگاه و بندر همگی به هم گره خورده باشند، اختلال در یک حلقه به‌سرعت به حلقه‌های دیگر سرایت می‌کند.

از همین رو، اهمیت خطوط لوله فقط در «حجم انتقال» نیست، بلکه در «نقش شبکه‌ای» آن‌هاست. این شریان‌ها بین بنادر، پایانه‌ها و پالایشگاه‌ها واسطه‌گری می‌کنند و هرچه نقش شبکه‌ای یک زیرساخت بیشتر باشد، اثر اختلال در آن هم بزرگ‌تر خواهد بود.

یک جمع‌بندی روشن برای اقتصاد جنگ

اگر بنادر را دروازه ورود نفت به اسرائیل بدانیم و پالایشگاه‌ها را محل تبدیل نفت به سوخت، خطوط لوله همان شریان‌هایی هستند که این دو را به هم وصل می‌کنند. بدون این شریان‌ها، واردات نفت به مصرف اقتصادی و عملیاتی تبدیل نمی‌شود. به همین دلیل، هر ارزیابی جدی از امنیت انرژی اسرائیل باید این شبکه خط لوله را در مرکز تحلیل قرار دهد.

به زبان اقتصاد جنگ، مسئله فقط انهدام یک تأسیسات نیست؛ مسئله، بالا بردن هزینه اداره اقتصاد و حفظ جریان انرژی است. و دقیقاً به همین دلیل، شبکه خطوط لوله اسرائیل یکی از حساس‌ترین لایه‌های زیرساختی آن به‌شمار می‌رود: لایه‌ای که کمتر دیده می‌شود، اما بدون آن بقیه شبکه هم کار نمی‌کند.

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.