۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۰۸۲۳ ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۱۰ دسته: تجارت و دیپلماسی کارشناس: میرهادی رهگشای
۰

تحریم اقتصادی مهم‌ترین ابزار فشار آمریکا علیه ایران در دهه‌های اخیر بوده است. اما تجربه جنگ اخیر در غرب آسیا و افزایش شدید قیمت انرژی در کمتر از دو هفته نشان داد ایران نیز ابزار قدرتمندی برای فشار متقابل در اختیار دارد: تنگه هرمز. ایران می‌تواند از این ابزار برای برقراری تعامل اقتصادی با دیگر کشورهای جهان با وجود تحریم‌ها و همزمان تشدید فشار اقتصادی بر آمریکا و متحدانش استفاده کند. در چنین چارچوبی، ایران دیگر نیازی به رفع تحریم ندارد و کافی است به نحوی هوشمندانه قواعد عبور و مرور از تنگه هرمز را تعیین کند که کشورها چاره‌ای جز تعامل با ایران نداشته باشند. تاکنون انتظار و گفتگو برای رفع تحریم‌ها با رویکردی منفعلانه و از روی ضعف، هیچ دستاوردی در توسعه تعاملات خارجی ایران حاصل نکرده است، اما رویکرد مقتدرانه و استفاده از اهرم‌های اقتصادی متقابل، به طور حتم قواعد بازی‌ای که به ضرر ایران در جریان بوده را برهم خواهد زد.

مسیر اقتصاد/ در منطق سیاست بین‌الملل انتظار اینکه یک کشور داوطلبانه از ابزارهای فشار خود صرف‌نظر کند چندان واقع‌بینانه نیست؛ به ویژه اگر آن کشور همواره درصدد ضربه زدن به منافع اقتصادی ایران بوده باشد. آمریکا در دهه‌های گذشته تحریم‌های اقتصادی را به یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاست خارجی خود تبدیل کرده و از آن برای اعمال فشار بر کشورهای مختلف استفاده کرده است.

در چنین شرایطی اگر واشینگتن در مقطعی بخشی از تحریم‌ها را کاهش دهد، این اقدام معمولاً به معنای تغییر ماهیت سیاست آن نیست؛ بلکه نشان می‌دهد ادامه آن تحریم در آن شرایط خاص دیگر برایش به صرفه نیست. به همین دلیل تصور اینکه دشمنی که چنین اهرم قدرتمندی در اختیار دارد داوطلبانه از آن چشم‌پوشی کند، با واقعیت‌های سیاست جهانی سازگار نیست.

تجربه روسیه؛ تلاش برای خنثی‌سازی تحریم به جای انتظار و گفتگو برای رفع آن

تجربه سال‌های اخیر روسیه نیز درس مهمی در این زمینه ارائه می‌دهد. پس از اعمال گسترده‌ترین تحریم‌های اقتصادی غرب، مسکو مسیر خود را بر مذاکره برای رفع تحریم متمرکز نکرد. در عوض تلاش کرد شبکه‌های جدیدی از تجارت انرژی و همکاری اقتصادی با کشورهایی که حاضر به تعامل بودند ایجاد کند.

افزایش صادرات نفت به آسیا و گسترش روابط انرژی با چین و هند نشان داد که در بسیاری از موارد می‌توان با تغییر جهت تجارت و ایجاد پیوندهای اقتصادی جدید، اثر تحریم‌ها را کاهش داد. این تجربه نشان می‌دهد در سیاست اقتصادی بین‌الملل، خنثی‌سازی تحریم گاهی بسیار مؤثرتر از تلاش برای رفع آن است.

جنگ اخیر و کشف یک اهرم قدرت واقعی

جنگ اخیر در غرب آسیا یک واقعیت مهم را آشکار کرد: ایران در کنار قدرت نظامی، یک اهرم ژئوپلیتیکی بسیار مهم در اختیار دارد. تنگه هرمز مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان است. در شرایط عادی حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از این آبراه عبور می‌کند که معادل نزدیک به ۲۰ درصد مصرف جهانی نفت است.

با آغاز درگیری‌ها و محدود شدن عبور نفتکش‌ها از این مسیر، بازار جهانی انرژی به سرعت واکنش نشان داد و قیمت حامل‌های انرژی در مدت کوتاهی جهش کم‌سابقه‌ای را تجربه کرد. در واقع همین تجربه نشان داد که حتی در برابر تهدیدهای نظامی آمریکا، ایران توانسته است از موقعیت جغرافیایی خود به عنوان یک ابزار فشار مؤثر استفاده کند.

از اهرم ژئوپلیتیک تا ابزار اقتصادی

اهمیت این تجربه در آن است که نشان می‌دهد تنگه هرمز تنها یک مسیر کشتیرانی نیست، بلکه یک ابزار اقتصادی و ژئوپلیتیکی قدرتمند است. اگر آمریکا از ابزار تحریم برای اعمال فشار اقتصادی استفاده می‌کند، ایران نیز می‌تواند از موقعیت جغرافیایی خود برای ایجاد فشار متقابل بهره ببرد.

در چنین چارچوبی، ایران می‌تواند قواعد مشخصی برای عبور و مرور در این آبراه تعریف کند؛ قواعدی که در عین حفظ جریان تجارت جهانی، هزینه فشار اقتصادی آمریکا و متحدانش را افزایش دهد.

تعامل اقتصادی با وجود تحریم

در چنین رویکردی حتی در شرایطی که تحریم‌های آمریکا ادامه داشته باشد، ایران همچنان می‌تواند با بسیاری از کشورهای جهان تعامل اقتصادی برقرار کند.

کشورهایی که به انرژی نیاز دارند در نهایت مجبور خواهند بود میان تبعیت کامل از تحریم‌های آمریکا و دسترسی به منابع انرژی یکی را انتخاب کنند. تجربه بحران‌های انرژی در سال‌های اخیر نشان داده است که در بسیاری از موارد، اقتصاد جهانی در نهایت مسیر تعامل با تولیدکنندگان انرژی را انتخاب می‌کند.

به همین دلیل کنترل هدفمند تنگه هرمز می‌تواند به ابزاری تبدیل شود که هم امکان تعامل اقتصادی ایران با دیگر کشورها را حفظ کند و هم فشار اقتصادی متقابل بر آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد کند.

عبور از رویکرد منفعلانه در مواجهه با آمریکا

بر اساس این تجربه، شاید مهم‌ترین تغییر در نگاه سیاست اقتصادی ایران این باشد که انتظار و گفتگو برای «رفع تحریم» دیگر محور اصلی سیاست اقتصادی نباشد.

جنگ اخیر نشان داد که ایران در کنار چالش‌های اقتصادی، ابزارهای قدرتمندی برای تغییر معادلات نیز در اختیار دارد. استفاده هوشمندانه از این ابزارها می‌تواند تحریم را از یک تهدید تعیین‌کننده به یک عامل قابل مدیریت تبدیل کند.

در چنین چارچوبی، راهبرد خنثی‌سازی تحریم و تعامل هدفمند با کشورهایی که خواهان تجارت با ایران هستند، می‌تواند جایگزین رویکرد منفعلانه انتظار برای لغو تحریم‌ها شود.

انتظار و گفتگو برای رفع تحریم‌های آمریکا با رویکردی منفعلانه و از روی ضعف، هیچ دستاوردی در توسعه تعاملات خارجی ایران حاصل نکرده است، اما رویکرد مقتدرانه و استفاده از اهرم‌های اقتصادی متقابل، به طور حتم قواعد بازی‌ای که به ضرر ایران در جریان بوده را برهم خواهد زد.

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.