۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۰۷۳۴ ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰ دسته: تولید نام نویسنده: رضا موسایی
۰

جنگ اخیر در غرب آسیا نشان داد که برتری نظامی مدرن تنها به فناوری و تسلیحات پیشرفته وابسته نیست، بلکه به ظرفیت تولید صنعتی و دسترسی به مواد اولیه راهبردی گره خورده است. مصرف هزاران موشک و مهمات هدایت‌شونده در مدت کوتاه، محدودیت ظرفیت تولید صنایع دفاعی را آشکار کرده و وابستگی غرب به مواد معدنی حیاتی مانند گالیوم را برجسته ساخته است؛ عنصری که تقریباً ۹۸ درصد تولید جهانی آن در اختیار چین قرار دارد و به اهرم ژئوپلیتیکی مهمی تبدیل شده است.

مسیر اقتصاد/ نخستین مراحل رویارویی نظامی اخیر میان ایالات متحده، رژیم صهیونیستی و جمهوری اسلامی ایران که با نام رمز «عملیات خشم حماسی» شناخته می‌شود، واقعیت تکان‌دهنده‌ای را درباره ماهیت جنگ در قرن بیست و یکم آشکار کرد. فراتر از شوک‌های ژئوپلیتیک فوری، از جمله درگذشت ناگهانی رهبر جمهوری اسلامی، این درگیری آسیب‌پذیری عمیقی را در قلب مجتمع‌های نظامی-صنعتی غرب برملا ساخت. گلوگاه واقعی برتری نظامی مدرن دیگر تنها بودجه‌های عملیاتی یا شجاعت نیروهای خط مقدم نیست، بلکه زنجیره تأمین جهانی شکننده، محدودیت‌های سخت ظرفیت تولید صنعتی و اتکایی نگران‌کننده به مواد معدنی حیاتی است که در کنترل رقبای ژئوپلیتیک قرار دارند.

مقیاس عملیات و فشار بر زرادخانه‌ها

برای درک بهتر فشار وارد بر زیرساخت‌های نظامی، باید به تنوع و گستردگی تسلیحات به کار رفته در این عملیات نگریست. در یک بازه زمانی کوتاه، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی از بیش از ۳ هزار مهمات هدایت‌شونده دقیق و سیستم‌های رهگیر استفاده کردند. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران نیز بالغ بر هزار پرتابه به سراسر منطقه شلیک کرد که تلاش‌های متعددی را برای رهگیری از سوی نیروهای آمریکایی و متحدانش در پی داشت.

ایالات متحده ترکیب آشنایی از تسلیحات پیشرفته را به کار گرفت: موشک‌های دورایستا برای موج‌های اولیه، راکت‌های پرتاب‌شونده از زمین برای اهداف حساس و حجم انبوهی از بمب‌های هدایت‌شونده. به طور دقیق‌تر، زرادخانه آمریکا شامل صدها موشک JDAM، تومارهاک، هلفایر و بمب‌های عظیم سنگرشکن بود. در بخش دفاعی نیز، شلیک ده‌ها موشک پاتریوت و موشک‌های خانواده SM، فشار لجستیکی بی‌سابقه‌ای را ایجاد کرد.

استراتژی تهاجمی رژیم صهیونیستی نیز با اتکا به صدها بمب هدایت‌شونده اسپایس، موشک‌های مافوق صوت رمپیج و موشک‌های کروز دلیله انجام گرفت، در حالی که رهگیرهای تامیر پایه اصلی دفاع آن‌ها را تشکیل می‌دادند. این نرخ بالای مصرف، زرادخانه‌ها را با سرعتی بسیار بیشتر از توان جایگزینی تخلیه می‌کند. هم‌اکنون گزارش‌ها نشان می‌دهد که حداقل یکی از متحدان آمریکا در منطقه خلیج فارس با کمبود مهمات رهگیر حیاتی برای مقابله با حملات پهپادی و موشکی جمهوری اسلامی ایران مواجه شده است.

توهم بودجه و واقعیت تولید

یکی از چالش‌های بنیادین در تداوم چنین نبردهایی، محدودیت‌های ذاتی در ظرفیت تولید صنایع دفاعی است. اگرچه دولت‌های غربی می‌توانند بودجه‌ها را به سرعت تصویب کنند، اما واقعیت‌های صنعتی با فرمان اجرایی شتاب نمی‌گیرند. افزایش ظرفیت تولید نیازمند تجهیزات استاندارد و نیروی کار آموزش‌دیده است که نمی‌توان آن‌ها را یک‌شبه تأمین کرد.

زمان در اینجا به یک پارامتر صلب تبدیل می‌شود. ساخت و جایگزینی تجهیزات پیشرفته سال‌ها زمان می‌برد. به عنوان نمونه، تولید یک رادار جدید AN/FPS-132 حدود ۱.۱ میلیارد دلار هزینه دارد و بین ۵ تا ۸ سال زمان می‌برد. همچنین، جایگزینی رادار AN/TPS-59 بین ۱۲ تا ۲۴ ماه به طول می‌انجامد. این نشان می‌دهد که تسلیحات مصرف شده در روزهای نخست جنگ، به سادگی در جریان همین درگیری قابل جایگزینی نیستند.

متغیر حیاتی: مواد معدنی و انحصار جهانی

در کنار زیرساخت‌های صنعتی، تأمین مواد اولیه نیز یکی از ارکان زنجیره تأمین تسلیحات است. حتی ساخت ساده‌ترین مهمات مدرن به عناصری وابسته است که استخراج آن‌ها در انحصار رقبای جهانی قرار دارد.

در این میان، نقش ماده معدنی «گالیوم» بسیار برجسته است. برای ساخت سیستم‌های راداری پیشرفته، به ده‌ها کیلوگرم گالیوم نیاز است. آسیب‌پذیری راهبردی زمانی آشکار می‌شود که بدانیم ۹۸ درصد از تأمین جهانی این عنصر در کنترل چین قرار دارد. این انحصار نزدیک به مطلق، دسترسی به مواد معدنی پایه را به یک اهرم ژئوپلیتیک قدرتمند تبدیل کرده و نشان می‌دهد که پایداری نظامی غرب به شدت به منابع رقیب اصلی خود وابسته است.

ابعاد استراتژیک و برخورد دکترین‌ها

این تخلیه سریع ذخایر، بحث‌های شدیدی را در سطوح عالی رهبری آمریکا برانگیخته است. پیش از آغاز جنگ، مقامات ارشد نظامی به دونالد ترامپ هشدار داده بودند که یک کارزار طولانی‌مدت می‌تواند توانایی واشینگتن در پشتیبانی از سایر متحدان کلیدی نظیر رژیم صهیونیستی را به خطر اندازد. با این حال، وی با رد این نگرانی‌ها، مدعی شد که ایالات متحده دارای عرضه‌ای «عملاً نامحدود» است و وضعیت ذخایر در بهترین حالت تاریخی خود قرار دارد.

با پیشرفت درگیری، قدرت آتش متعارف ممکن است تعیین‌کنندگی خود را از دست بدهد. با درگذشت رهبر جمهوری اسلامی ایران، گزارش‌هایی از تغییر فاز جنگ به سمت نبردهای نامتقارن و فعال شدن هسته‌های خفته منتشر شده است. در چنین سناریویی، مصرف سریع رهگیرهای چند میلیون دلاری در برابر حملات ارزان‌قیمت، تنها بحران زنجیره تأمین غرب را تشدید خواهد کرد.

در نهایت، نبرد اخیر درس حیاتی برای دکترین نظامی مدرن دارد. برتری فناورانه دارایی بزرگی است، اما ذاتاً شکننده است. ظرفیت یک کشور برای تداوم یک درگیری، نه تنها توسط پلتفرم‌های خط مقدم، بلکه توسط توازن ظریفی از پایگاه‌های صنعتی تاب‌آور، نیروی کار ماهر و دسترسی امن به منابع معدنی تعیین می‌شود. درک اینکه حتی عمیق‌ترین زرادخانه‌ها نیز سقفی دارند، نخستین قدم به سوی آمادگی راهبردی واقعی است.

انتهای پیام/ تولید



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.