۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۳۰۰۴ ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۰ دسته: تجارت و دیپلماسی
۱

کشورهای عربی ده‌ها یا صدها میلیارد دلار دارایی دلاری و اوراق خزانه آمریکا در اختیار دارند و در نگاه اول، درخواست خط سوآپ دلاری از سوی آن‌ها عجیب به نظر می‌رسد. اما مسئله اصلی کمبود مطلق دلار نیست، بلکه تفاوت میان «دارایی دلاری» و «نقدینگی دلاری» است. این کشورها نمی‌خواهند برای تأمین نقدینگی کوتاه‌مدت، اوراق خزانه خود را در بازار بفروشند و هم‌زمان به بازار و واشنگتن هم پیام می‌دهند که اگر قرار است هزینه‌های جنگ و اختلال در هرمز را تحمل کنند، باید دسترسی مطمئن‌تر و سطح بالاتری به پشتوانه دلار داشته باشند. به این ترتیب، درخواست سوآپ دلاری فقط یک مطالبه مالی نیست؛ بخشی از چانه‌زنی بر سر جایگاه آن‌ها در نظم دلاری و بر سر تقسیم هزینه‌های جنگ است.

به گزارش مسیر اقتصاد در روزهای اخیر، درخواست برخی دولت‌های عربی خلیج فارس برای دریافت خط سوآپ دلاری از آمریکا به یکی از نشانه‌های مهم تنش در نظم مالی منطقه تبدیل شده است. در ظاهر، این درخواست کمی عجیب به نظر می‌رسد. کشورهایی مانند امارات و دیگر شیخ‌نشین‌های عربی، هم درآمدهای دلاری بالایی دارند و هم در سال‌های گذشته بخش بزرگی از مازاد مالی خود را در دارایی‌های دلاری و اوراق خزانه آمریکا نگه داشته‌اند. همین ظاهر ماجرا این سؤال را به وجود می‌آورد که وقتی کشوری از قبل دارایی دلاری دارد، چرا باید باز هم از آمریکا دلار بخواهد و حتی بابت آن هزینه مالی بپردازد؟ پاسخ این سؤال در تفاوت میان «داشتن دارایی دلاری» و «دسترسی سریع به نقدینگی دلاری» نهفته است.

داشتن اوراق خزانه با داشتن دلار نقد یکی نیست

اوراق خزانه آمریکا دارایی دلاری است، اما خودِ آن به معنی دسترسی فوری و بی‌هزینه به دلار نقد نیست. کشوری ممکن است ذخیره بزرگی از اوراق خزانه داشته باشد، اما اگر در یک دوره کوتاه‌مدت با فشار نقدینگی روبه‌رو شود، فروش مستقیم این اوراق همیشه بهترین راه نیست. فروش اوراق می‌تواند به معنی پذیرش زیان قیمتی، ارسال پیام منفی به بازار و کاهش بخشی از دارایی راهبردی کشور باشد. به همین دلیل، اگر هدف تأمین نقدینگی کوتاه‌مدت باشد، گرفتن دلار در قالب سوآپ یا ریپو می‌تواند منطقی‌تر از فروش اوراق باشد؛ درست مانند کسی که به جای فروش یک دارایی مهم، از روی همان دارایی وام کوتاه‌مدت می‌گیرد.

همین منطق است که فدرال رزرو را به سمت ابزارهایی مانند خطوط سوآپ و تسهیلات FIMA repo برده است. در تسهیلات FIMA، بانک‌های مرکزی خارجی می‌توانند اوراق خزانه نگهداری‌شده نزد نیویورک‌فد را موقتاً وثیقه بگذارند و در ازای آن دلار بگیرند، بدون اینکه مجبور شوند اوراق خود را در بازار آزاد بفروشند. خود فدرال رزرو هم این ابزار را به‌عنوان راهی برای کاهش فشار در بازارهای دلاری و جلوگیری از فروش بی‌نظم اوراق خزانه توضیح می‌دهد.

چرا فروش اوراق برای آن‌ها انتخاب مطلوبی نیست؟

از نظر حقوقی، هیچ ممنوعیت کلی برای فروش اوراق خزانه از سوی این کشورها وجود ندارد. یعنی آمریکا به‌طور رسمی نگفته که دولت‌های عربی نباید اوراق خود را بفروشند. اما از نظر عملی، فروش مستقیم اوراق چند هزینه مهم دارد. نخست این‌که اگر کشورها در شرایط بحرانی شروع به عرضه دارایی‌های خزانه کنند، ممکن است بازار اوراق آمریکا دچار تنش و افزایش بازده شود. دوم این‌که فروش اوراق، به‌ویژه اگر در حجم بالا و در زمانی حساس انجام شود، از نظر سیاسی و نمادین هم به معنی عقب‌نشینی از دارایی‌های دلاری است. در مقابل، استفاده از سازوکارهایی مانند سوآپ یا FIMA repo به این کشورها اجازه می‌دهد هم نقدینگی کوتاه‌مدت خود را تأمین کنند و هم پرتفوی دلاری‌شان را دست‌نخورده نگه دارند.

این تفاوت برای کشورهای عربی خلیج فارس مهم‌تر هم هست، چون آن‌ها در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند خود را در مدار اصلی نظام مالی دلاری نگه دارند. برای چنین کشورهایی، فروش گسترده اوراق می‌تواند این پیام را به بازار بدهد که یا با فشار مالی جدی روبه‌رو شده‌اند یا اعتمادشان به ثبات دارایی‌های آمریکایی کاهش یافته است. اما درخواست سوآپ، برعکس، این معنا را منتقل می‌کند که آن‌ها همچنان در درون نظم دلاری‌اند و فقط خواهان پشتوانه نقدینگی رسمی‌تر و سطح بالاترند.

سوآپ فقط ابزار نقدینگی نیست، امتیاز سیاسی هم هست

در اینجا تفاوت مهمی میان FIMA repo و سوآپ دلاری وجود دارد. از نظر فنی، FIMA برای تأمین نقدینگی کوتاه‌مدت می‌تواند ابزار ساده‌تر و مناسب‌تری باشد، چون بر پایه وثیقه‌گذاری اوراق خزانه عمل می‌کند و برای همین نوع کمبودهای موقت طراحی شده است. اما سوآپ دلاری یک معنای فراتر هم دارد. سوآپ معمولاً فقط به کشورهایی داده می‌شود که آمریکا و فدرال رزرو آن‌ها را در حلقه قابل‌اعتمادترِ نظام دلاری قرار داده باشند. فدرال رزرو خطوط سوآپ دائمی را فقط با چند بانک مرکزی مهم مانند کانادا، ژاپن، انگلستان، سوئیس و بانک مرکزی اروپا دارد و در دوره‌های بحرانی، این فهرست را به‌طور موقت گسترش می‌دهد. همین نشان می‌دهد که سوآپ صرفاً ابزار نقدینگی نیست؛ نشانه‌ای از جایگاه سیاسی و مالی کشور مقابل هم هست.

از همین زاویه، درخواست کشورهای عربی خلیج فارس برای خط سوآپ را باید نوعی مطالبه ارتقای جایگاه هم دانست. آن‌ها فقط دلار نمی‌خواهند؛ می‌خواهند آمریکا به‌صورت رسمی‌تر نشان دهد که در شرایط جدید منطقه‌ای، هنوز آن‌ها را در مدار اصلی خود نگه می‌دارد. برای دولت‌هایی که سال‌ها مازاد نفتی خود را در دارایی‌های دلاری پارک کرده‌اند و نقش مهمی در سرمایه‌گذاری در اقتصاد آمریکا دارند، دسترسی به سوآپ نوعی امتیاز سطح بالا در باشگاه دلار به حساب می‌آید.

پیام پنهان درخواست سوآپ؛ نارضایتی از هزینه‌های جنگ

این درخواست فقط یک پیام مالی و بازاری هم ندارد؛ یک پیام سیاسی هم در آن نهفته است. گزارش‌ها نشان می‌دهد برخی تحلیلگران آمریکایی این درخواست را نشانه نارضایتی کشورهای خلیج فارس از هزینه‌هایی می‌دانند که به‌دلیل جنگ و اختلال در هرمز بر دوش آن‌ها افتاده است. به بیان روشن، این کشورها می‌گویند اگر قرار است هزینه اختلال صادرات، نااطمینانی مالی و فشار بر بازارهایشان را تحمل کنند، باید دست‌کم از امتیاز دسترسی راحت‌تر به دلار هم برخوردار باشند. از این منظر، درخواست سوآپ یک مطالبه فنی خنثی نیست؛ بخشی از چانه‌زنی سیاسی با واشنگتن بر سر تقسیم هزینه‌های بحران است.

در واقع، آن‌ها با علنی کردن این درخواست دو پیام را هم‌زمان می‌فرستند: اول، به بازار که در حال تقویت پشتوانه ارزی خود هستند و از نظر نقدینگی بی‌پناه نخواهند ماند؛ دوم، به دولت آمریکا که اگر قرار است این کشورها هزینه‌های تصمیمات واشنگتن را تحمل کنند، انتظار دارند موقعیت مالی و نهادی بالاتری در معماری دلار دریافت کنند. همین است که باعث می‌شود درخواست سوآپ در ظاهر مالی باشد، اما در عمق، ماهیت ژئوپلیتیکی داشته باشد.

چرا این مطالبه از بیرون متناقض به نظر می‌رسد؟

از زاویه بیرونی، این رفتار می‌تواند متناقض یا حتی عجیب به نظر برسد: کشوری که خودش دارایی دلاری فراوان دارد، چرا باید از آمریکا دلار بگیرد و بهره هم بدهد؟ پاسخ این است که این کشورها از آمریکا دلار نمی‌خواهند چون فقیر یا بی‌پول شده‌اند؛ آن‌ها می‌خواهند چون نمی‌خواهند برای حل یک فشار کوتاه‌مدت، دارایی‌های راهبردی خود را بفروشند. در عین حال، می‌خواهند به آمریکا و بازارها هم نشان دهند که دسترسی‌شان به پشتوانه دلار در سطحی بالاتر از گذشته قرار گرفته است. به این معنا، گرفتن دلار با هزینه محدود کوتاه‌مدت، در برابر فروش پرهزینه و سیاسی اوراق خزانه، برایشان انتخاب منطقی‌تری است.

بنابراین مسئله اصلی این نیست که چرا این کشورها با وجود داشتن دارایی دلاری باز هم از آمریکا دلار می‌خواهند. مسئله اصلی این است که در وضعیت جدید منطقه‌ای، آن‌ها ترجیح می‌دهند به جای نقد کردن دارایی‌های خود، با تکیه بر همان دارایی‌ها دسترسی رسمی‌تر، کم‌هزینه‌تر و سیاسی‌تر به دلار پیدا کنند. به همین دلیل، درخواست سوآپ را باید نه نشانه فقر مالی، بلکه نشانه‌ای از تلاش برای حفظ دارایی، مدیریت بحران نقدینگی و بازتعریف جایگاه در نظم دلاری دانست.

منبع: اکسیوس

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.