به گزارش مسیر اقتصاد خبرگزاری رویترز در گزارشی تحلیلی با استناد به دادههای آژانس بینالمللی انرژی و وزارت انرژی آمریکا، به بررسی ابعاد بحران جدید انرژی ناشی از درگیری ایران و انسداد تنگه هرمز پرداخته است. این گزارش با مقایسه شوک فعلی با بحرانهای تاریخی انرژی از دهه ۱۹۷۰ تاکنون، تلاش دارد میزان اختلال در عرضه، مدت زمان اثرگذاری و پیامدهای ساختاری آن بر بازارهای جهانی انرژی را تحلیل کند. تمرکز اصلی این تحلیل بر تغییر ماهیت شوکهای انرژی و افزایش همزمانی اختلال در زنجیرههای مختلف تأمین انرژی است.
اختلال همزمان در نفت، گاز و سوخت؛ نشانه تغییر ماهیت شوک انرژی
برخلاف بحرانهای گذشته که عمدتاً محدود به نفت خام بودند، شوک فعلی بهطور همزمان عرضه نفت، گاز طبیعی، فرآوردههای پالایشی و حتی نهادههای کشاورزی مانند کود را تحت تأثیر قرار داده است. این وضعیت ناشی از افزایش تقاضای جهانی، گسترش پیوندهای تجاری و نقش پررنگتر غرب آسیا در تأمین سوختهای نهایی است. در دهههای گذشته، شوکهای انرژی مانند تحریم نفتی اعراب در سال ۱۹۷۳، موجب کمبود سوخت و صفهای طولانی در کشورهای صنعتی شد و اثرات ماندگاری بر اقتصادها و سیاستهای انرژی گذاشت. در واکنش به همان بحرانها، آژانس بینالمللی انرژی تأسیس شد و اکنون نیز با آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر راهبردی، تلاش کرده است از شدت نوسانات بازار بکاهد.
اختلال ۱۲ میلیون بشکهای؛ فراتر از تمامی شوکهای تاریخی از نظر شدت روزانه
اوج کاهش عرضه در بحران کنونی به بیش از ۱۲ میلیون بشکه در روز رسیده که معادل ۱۱.۵ درصد از تقاضای جهانی نفت است. این رقم بهمراتب بالاتر از اوج اختلالات در بحرانهای پیشین از جمله تحریم نفتی ۱۹۷۳ با ۴.۵ میلیون بشکه و جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ با ۴.۳ میلیون بشکه در روز است. علاوه بر نفت، حدود یکپنجم تولید جهانی گاز طبیعی مایع نیز به دلیل اختلال در قطر متوقف شده است. این در حالی است که وابستگی جهان به گاز نسبت به دهههای گذشته افزایش یافته و صنایع LNG در زمان بحرانهای پیشین هنوز توسعه نیافته بودند. همچنین اختلال در پالایشگاههای خلیج فارس، عرضه سوختهایی مانند گازوئیل و سوخت جت را به بازارهای اروپا، آسیا و آفریقا مختل کرده است.
اثر تجمعی بحران؛ رقابت با شوکهای بزرگ تاریخی انرژی
محاسبات رویترز نشان میدهد این بحران طی ۵۲ روز، حدود ۶۲۴ میلیون بشکه از عرضه جهانی را کاهش داده است. با این حال، در مقایسه با برخی شوکهای تاریخی، اثر تجمعی آن هنوز در حال شکلگیری است. بهعنوان مثال، انقلاب ایران در سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۱ موجب کاهش مجموعاً بیش از ۴.۲ میلیارد بشکه تولید شد که از نظر تجمعی بسیار بزرگتر است، هرچند بخشی از آن توسط سایر تولیدکنندگان جبران شد. در بحران فعلی، به دلیل انسداد تنگه هرمز، حتی کشورهایی مانند عربستان و امارات نیز قادر به جبران کمبود عرضه نیستند. همچنین برآوردها نشان میدهد تحریم نفتی اعراب در سال ۱۹۷۳ با کاهش حدود ۵۳۰ تا ۶۵۰ میلیون بشکه، از نظر اثر تجمعی قابل مقایسه با بحران کنونی است.
تغییر جغرافیای اثرگذاری؛ فشار بیشتر بر آسیا و آفریقا
برخلاف بحرانهای گذشته که بیشترین فشار را بر اقتصادهای غربی وارد میکرد، بحران فعلی در ابتدا موجب کمبود عرضه در بازارهای آسیا و آفریقا شده است. در بحران ۱۹۷۳، ایالات متحده با کمبود شدید بنزین و صفهای طولانی مواجه شد و این موضوع به بازنگری اساسی در سیاستهای انرژی این کشور انجامید. در مقابل، جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ با وجود اختلال چهارماهه، اثر تجمعی کمتری نسبت به بحران فعلی داشت. همچنین بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲، اگرچه باعث کاهش حدود یک میلیون بشکهای تولید نفت روسیه شد، اما از نظر مقیاس بسیار کوچکتر از شوک فعلی ارزیابی میشود.
در مجموع، دادهها نشان میدهد که بحران جاری نهتنها از نظر شدت روزانه بزرگترین اختلال تاریخ بازار انرژی است، بلکه به دلیل همزمانی درگیری در بخشهای مختلف زنجیره تأمین، پیامدهای ساختاری عمیقتری نسبت به شوکهای گذشته دارد و میتواند سیاستگذاری انرژی و امنیت عرضه در سطح جهانی را دستخوش تغییرات اساسی کند.
منبع: رویترز
انتهای پیام/ انرژی

