۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۲۷۴۹ ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰ دسته: تجارت و دیپلماسی
۰

در شرایطی که آمریکا میان هزینه‌های سنگین کنترل تنگه هرمز و دشواری عقب‌نشینی از این آبراه گرفتار شده است، شباهت‌هایی میان وضعیت امروز هرمز و بحران کانال سوئز در دهه ۱۹۵۰ دیده می‌شود؛ بحرانی که به افول جایگاه جهانی بریتانیا انجامید. آمریکا در تنگه هرمز با یک دوگانه دشوار روبه‌روست؛ اگر بخواهد کنترل و فشار را ادامه دهد، باید هزینه‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی سنگینی را تحمل کند و اگر بخواهد عقب‌نشینی کند یا از شدت حضور خود بکاهد، این پیام را به جهان می‌دهد که توان و اراده لازم برای حفظ موقعیت پیشین خود را ندارد. این وضعیت، تنگه هرمز را از یک بحران منطقه‌ای به یک مسئله راهبردی برای آینده نفوذ جهانی آمریکا تبدیل کرده است. تداوم این وضعیت می‌تواند به کاهش بیشتر انسجام روابط آمریکا با متحدانش، تقویت رویکرد معامله‌محور واشنگتن و افزایش فرصت‌های چین در خلیج فارس و اقتصاد جهانی منجر شود. تنگه هرمز امروز صحنه‌ اصلی بازترسیم تدریجی موازنه قدرت در جهان است.

به گزارش مسیر اقتصاد با طولانی شدن بحران در تنگه هرمز توجه افکار عمومی بیشتر بر تعداد کشتی‌های عبوری، محاصره‌های دریایی و اثر آن بر بازار انرژی متمرکز شده است. اما در لایه‌ای عمیق‌تر، این بحران می‌تواند معنایی فراتر از اختلال در حمل‌ونقل نفت و گاز داشته باشد. هرمز فقط یک راهگذر مهم انرژی نیست؛ آزمونی برای سنجش جایگاه آمریکا در نظم جهانی هم هست. هرچه این بحران طولانی‌تر شود، این پرسش جدی‌تر می‌شود که آیا آمریکا همچنان می‌تواند هزینه رهبری و کنترل یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های اقتصادی جهان را بپردازد یا نه.

در این نگاه، وضعیت آمریکا در تنگه هرمز شباهتی معنادار با بحران کانال سوئز در دهه ۱۹۵۰ پیدا می‌کند. آن بحران فقط یک درگیری بر سر یک کانال نبود، بلکه به لحظه‌ای تبدیل شد که افول موقعیت جهانی بریتانیا را آشکار کرد. اکنون نیز تنگه هرمز می‌تواند برای آمریکا نقشی مشابه پیدا کند. مسئله این نیست که واشنگتن ناگهان جایگاه جهانی خود را از دست می‌دهد، بلکه این است که بحران تنگه هرمز می‌تواند نشانه‌ای روشن از فرسایش تدریجی توان آمریکا در تحمیل نظم مطلوب خود باشد؛ به‌ویژه وقتی کنترل این آبراه هم پرهزینه است و هم راه خروج آسانی از آن دیده نمی‌شود.

هرمز و دشواری راهبردی آمریکا

آمریکا در تنگه هرمز با یک دوگانه دشوار روبه‌روست. اگر بخواهد کنترل و فشار را ادامه دهد، باید هزینه‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی سنگینی را تحمل کند. اگر هم بخواهد عقب‌نشینی کند یا از شدت حضور خود بکاهد، این پیام را به جهان می‌دهد که توان و اراده لازم برای حفظ موقعیت پیشین خود را ندارد. همین وضعیت، تنگه هرمز را از یک بحران منطقه‌ای به یک مسئله راهبردی برای آینده نفوذ جهانی آمریکا تبدیل کرده است.

این دشواری فقط به سطح نظامی محدود نمی‌شود. اختلال در عبور کشتی‌ها، نااطمینانی در زنجیره تأمین و فشار بر بازار انرژی، به سرعت بر رشد اقتصادی جهان اثر می‌گذارد. کاهش برآوردهای رشد اقتصادی از سوی نهادهای بین‌المللی نیز نشان می‌دهد بحران انرژی دیگر یک مسئله حاشیه‌ای نیست. برای آمریکا، پیامد طبیعی این وضعیت، فشار تورمی بیشتر و دشوارتر شدن مدیریت اقتصادی در داخل است. در نتیجه، تنگه هرمز هم‌زمان به یک بحران ژئوپلیتیکی و یک بحران اقتصادی برای واشنگتن تبدیل شده است.

چرا چین از این وضعیت آسیب کمتری می‌بیند؟

در مقابل، چین در این تصویر جایگاه متفاوتی دارد. با وجود آنکه اقتصاد چین نیز از اختلال در انرژی و تجارت جهانی بی‌اثر نمی‌ماند، اما تنوع‌بخشی بیشتر در حوزه انرژی و مقاومت نسبی اقتصاد این کشور باعث شده است در برابر شوک جاری، وضع باثبات‌تری داشته باشد. همین تفاوت، اگر بحران ادامه پیدا کند، می‌تواند به سود پکن تمام شود.

از زاویه بزرگ‌تر، مسئله فقط تاب‌آوری اقتصادی چین نیست. اگر آمریکا در هرمز گرفتار بماند و روابطش با متحدانش نیز بیشتر رنگ معامله‌محور به خود بگیرد، فضای بیشتری برای چین در خلیج فارس و اقتصاد جهانی باز می‌شود. کشورهایی در خلیج فارس که در سال‌های اخیر به سمت تنوع‌بخشی راهبردی و صنعتی حرکت کرده‌اند، ممکن است در چنین فضایی بیش از گذشته به سمت همکاری‌های گسترده‌تر با چین متمایل شوند. این روند به‌ویژه زمانی مهم‌تر می‌شود که اعتماد به پایداری تعهدات آمریکا کاهش یابد.

تغییر آرام در نظم جهانی

پیام اصلی این بحران آن است که تغییر در نظم جهانی همیشه ناگهانی و آشکار رخ نمی‌دهد. گاهی یک گلوگاه راهبردی، یک بحران انرژی و یک دوره طولانی نااطمینانی می‌تواند نشانه‌های یک جابه‌جایی عمیق‌تر را آشکار کند. تنگه هرمز در چنین وضعی جایی است که در آن، توان آمریکا برای حفظ نفوذ جهانی، کیفیت رابطه‌اش با متحدان و از طرف دیگر ظرفیت چین برای بهره‌گیری از شکاف‌های نظم موجود هم‌زمان آزموده می‌شود.

اگر این روند ادامه پیدا کند، نتیجه آن فقط افزایش هزینه انرژی یا اختلال در زنجیره تأمین نخواهد بود. پیامد مهم‌تر می‌تواند این باشد که وابستگی متحدان آمریکا به واشنگتن کمتر شود، رابطه آمریکا با قدرت‌های دیگر بیش از پیش معامله‌محور شود و چین در موقعیت مناسب‌تری برای گسترش نفوذ خود قرار گیرد. تنگه هرمز به یکی از صحنه‌های اصلی بازترسیم تدریجی موازنه قدرت در جهان تبدیل شده است.

منبع: SCMP

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.