به گزارش مسیر اقتصاد بر اساس مقاله اخیر رویترز، اروپا از روند تازه مذاکرات ایران و آمریکا احساس راحتی نمیکند. نگرانی اصلی آن است که واشنگتن، برای رسیدن به یک دستاورد سریع و قابل عرضه در داخل، به سمت یک چارچوب کلی و کمجزئیات حرکت کند؛ توافقی که در ظاهر مسئله را حلشده نشان دهد، اما در عمل پروندههای اصلی را باز بگذارد. از نگاه اروپاییها، خطر فقط این نیست که توافقی به دست نیاید؛ خطر بزرگتر این است که توافقی ضعیف شکل بگیرد و بعد، در ماهها و سالهای بعد، اختلافهای پیچیدهتری از دل آن بیرون بیاید.
ریشه این نگرانی روشن است. پرونده هستهای ایران از نظر فنی و حقوقی، پروندهای نیست که با چند بند کلی و یک متن کوتاه بسته شود. مسئله فقط سطح غنیسازی یا مقدار ذخایر اورانیوم نیست. هر بند از توافق، به موضوعهای بعدی گره میخورد: شیوه نظارت، چگونگی راستیآزمایی، محل نگهداری مواد، زمانبندی اقدامات متقابل، نحوه رفع تحریمها و حدود دسترسی نهادهای ناظر. به همین دلیل، اروپاییها میگویند توافقی که بیش از حد سریع و کمجزئیات نوشته شود، به جای حل مسئله، آن را به آینده منتقل میکند.
اروپا کنار گذاشته شده، اما هنوز مانعتراشی میکند
یکی از نکات مهم متن این است که فرانسه، آلمان و بریتانیا در روند فعلی عملاً کنار گذاشته شدهاند. همان کشورهایی که از سال ۲۰۰۳ وارد گفتگو با ایران شدند و بعد هم در شکلگیری توافق ۲۰۱۵ نقش داشتند، حالا در حاشیه قرار گرفتهاند.
اروپا در ظاهر از «توافق بد» انتقاد میکند، اما در عمل نگران توافقی است که بتواند برای ایران گشایش ملموس ایجاد کند. وقتی گفته میشود رفع تحریمهای گستردهتر در مراحل بعدی به همراهی اروپا نیاز دارد، معنایش این است که اروپا هنوز میتواند در مسیر هر توافقی گره ایجاد کند. به بیان دیگر، حتی اگر آمریکا برای خروج از وضعیت فعلی بخواهد به ایران امتیازاتی بدهد، این لزوماً به معنای همراهی اروپا نیست.
دعوا فقط بر سر سرعت توافق نیست
بخش مهمی از این بدبینی اروپا به اختلافهای اصلی برمیگردد. بحث بر سر حدود غنیسازی، سرنوشت ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، امکان انتقال بخشی از مواد به خارج، نحوه نظارت آژانس و ترتیب رفع تحریمها همچنان باز است. در کنار اینها، جنگ اخیر موضع ایران را سختتر هم کرده است. ایران پس از تجربه حمله نظامی در میانه روند دیپلماتیک، حالا ضمانت عدم تعرض میخواهد و طبیعی است که نسبت به هر چارچوب مبهم و بیضمانت بدبینتر باشد. در چنین فضایی، نوشتن یک توافق شتابزده نه تنها آسان نیست، بلکه میتواند خیلی زود به بنبست برسد.
با این حال، آنچه بیش از همه اهمیت دارد این است که اروپا این پیچیدگیها را فقط از زاویه فنی نمیبیند. اروپا از همان ابتدا هم نسبت به هر توافقی که برای ایران امکان تنفس اقتصادی واقعی فراهم کند، نگاه کاملاً مثبتی نداشته است. به همین دلیل، مسئله فقط اختلاف آمریکا و ایران نیست؛ مسئله این است که حتی در میان متحدان غربی نیز ارادهای برای رسیدن به توافقی که برای ایران نفع واقعی داشته باشد، وجود ندارد.
چرا این اعتراف اروپا مهم است؟
اهمیت این موضوع برای ایران کم نیست. سالها مذاکره با اروپا در نهایت به این نتیجه نرسید که ایران بتواند از مسیر تفاهم با غرب، به یک دستاورد اقتصادی پایدار و قابل اتکا برسد. حتی در دورهای که توافق رسمی وجود داشت، بخش مهمی از آنچه ایران انتظار داشت در حوزه تجارت، سرمایهگذاری و عادیسازی روابط مالی رخ دهد، محقق نشد. حالا هم نشانهها میگوید اروپا از بیرون ماندن ناراضی است، اما از توافقی هم که به ایران نفع روشن برساند، رضایت ندارد.
این همان نکتهای است که باید جدی گرفته شود. اگر آمریکا بخواهد برای بیرون آمدن از وضعیت فعلی، به سمت یک تفاهم موقت یا حتی یک چارچوب سیاسی منعطفتر برود، اروپا ممکن است نه به خاطر دفاع از اصول فنی، بلکه به این دلیل که از گشایش برای ایران خشنود نیست، نقش بازدارنده بازی کند.
در دوره فعلی اروپا به درستی به کلی از همه معادلات مربوط به منطقه بیرون مانده و راهی برای اثرگذاری ندارد، ولی مناسب است اظهارات مقامات اروپایی برای داشتن برداشت صحیح از مناسبات و نیات آنها به خاطر سپرده شود. این اعتراف به روشنی نشان میدهد طرف اروپایی حتی اگر بدون محدودیتهای آمریکا، طرف مذاکره و معامله ایران باشد، هیچگاه عزمی برای برقراری تعامل سازنده و برد-برد ندارد و مذاکره را تنها ابزاری برای تشدید فشارهای میدانی ارزیابی میکند.
منبع: رویترز
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

