۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۱۷۳۳ ۰۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۰ دسته: تجارت و دیپلماسی
۰

ادامه جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، در کنار ناامنی در تنگه هرمز و کشیده شدن حملات به خاک برخی کشورهای عربی، نارضایتی تازه‌ای را در میان متحدان عرب واشنگتن پدید آورده است. گزارش بلومبرگ نشان می‌دهد بسیاری از مقام‌های عربی در محافل خصوصی، هم درباره اعتبار تضمین‌های امنیتی آمریکا تردید دارند و هم از نداشتن راهبرد روشن در دولت ترامپ ناراضی‌اند. با این حال، این نارضایتی به معنای موضعی یکسان در جهان عرب نیست؛ قطر، عمان و کویت بیشتر خواهان پایان سریع جنگ‌اند، اما عربستان، امارات و بحرین بر این باورند که پایان درگیری بدون مهار توان موشکی و پهپادی ایران، آن‌ها را با تهدیدی پایدارتر روبه‌رو می‌کند.

به گزارش مسیر اقتصاد ادامه جنگ، روابط آمریکا با دولت‌های عربی خلیج فارس را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. در ظاهر، این کشورها همچنان در اردوگاه امنیتی واشنگتن قرار دارند و نشانه‌ای از قطع رابطه یا درخواست برای خروج نیروهای آمریکایی از پایگاه‌های منطقه‌ای دیده نمی‌شود؛ اما در پشت درهای بسته، نارضایتی آن‌ها از شیوه پیشبرد جنگ بیشتر شده است. بلومبرگ گزارش داده که مقام‌های عربی از این ناراضی‌اند که یک سال برای جلوگیری از جنگ لابی کردند، اما اکنون هم زیر حملات ایران قرار گرفته‌اند و هم با زیان‌های اقتصادی ناشی از اختلال گسترده در تنگه هرمز دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

هسته اصلی این نارضایتی، فقط به هزینه‌های جنگ برنمی‌گردد. مسئله مهم‌تر آن است که بسیاری از مقام‌های عربی، هم درباره منطق ورود آمریکا به این جنگ و هم درباره هدف نهایی واشنگتن پرسش دارند. از نگاه آن‌ها، اگر آمریکا بخواهد پس از چند هفته درگیری، بدون تغییر جدی در توان موشکی و پهپادی ایران یا در وضعیت تنگه هرمز، به یک توافق شتاب‌زده برسد، کشورهای عربی باید هزینه مرحله پس از جنگ را بپردازند. به بیان دیگر، نگرانی اصلی این است که آمریکا بتواند برای خود اعلام پیروزی کند و از درگیری فاصله بگیرد، اما همسایگان عرب ایران با یک تهران خشمگین و همچنان اثرگذار بر تنگه هرمز تنها بمانند. همین مضمون هم در گزارش بلومبرگ آمده و هم رویترز نوشته دولت‌های عربی خلیج فارس در گفت‌وگوهای خصوصی به آمریکا گفته‌اند پایان جنگ به‌تنهایی کافی نیست و هر توافقی باید توان موشکی، پهپادی و قدرت ایران برای تهدید مسیرهای انرژی را نیز مهار کند.

نارضایتی از آمریکا، نه بریدن از آمریکا

با این حال، این نارضایتی را نباید با فاصله گرفتن کامل از آمریکا یکی دانست. بلومبرگ تصریح می‌کند که هیچ‌یک از این کشورها حاضر نشده‌اند این نگرانی‌ها را به‌صورت علنی بیان کنند و چشم‌انداز روشنی هم برای درخواست خروج نیروهای آمریکایی از پایگاه‌های منطقه‌ای وجود ندارد. علت این احتیاط روشن است: دولت‌های عربی از یک سو از این‌که خاکشان به دلیل حضور پایگاه‌های آمریکایی به هدف حملات تبدیل شده ناراضی‌اند، اما از سوی دیگر هنوز جایگزینی واقعی برای چتر امنیتی آمریکا نمی‌بینند. این وضعیت، نوعی دوگانگی ایجاد کرده است: دولت‌های عربی از سیاست آمریکا ناراضی‌اند، اما همچنان خود را ناگزیر از تکیه بر همان آمریکا می‌بینند.

در همین چارچوب، بلومبرگ نوشته برخی دولت‌های منطقه حتی به دنبال گسترش پیوندهای ژئوپلیتیکی خود فراتر از آمریکا هستند و چین را به عنوان یک قدرت باثبات‌تر و پیش‌بینی‌پذیرتر در نظر می‌گیرند. البته در همان گزارش هم تأکید شده که پکن نه تضمین امنیتی داده و نه جای آمریکا را گرفته است. بنابراین، آنچه اکنون دیده می‌شود بیشتر نوعی هشدار به واشنگتن و تلاش برای کاستن از وابستگی یک‌جانبه است، نه چرخش کامل راهبردی.

شش کشور عربی، دو برداشت از جنگ

نکته مهمی که نباید در این بحث نادیده گرفت، اختلاف نظر میان خود دولت‌های عربی است. تصویری که از بیرون ممکن است یک موضع واحد عربی به نظر برسد، در عمل دچار شکاف است. رویترز گزارش داده قطر، عمان و کویت بیشتر خواهان پایان سریع جنگ‌اند، چون از گسترش ناامنی، آسیب به اقتصاد منطقه و واکنش‌های تلافی‌جویانه ایران نگران‌اند. در مقابل، عربستان، امارات و بحرین معتقدند پایان شتاب‌زده جنگ بدون کاهش ملموس توان ایران، منطقه را به همان وضع پیشین بازمی‌گرداند؛ وضعی که در آن تهران هنوز ابزار موشکی، پهپادی و اهرم فشار بر تنگه هرمز را در اختیار دارد.

این تفاوت دیدگاه، برای فهم درست نارضایتی از آمریکا تعیین‌کننده است. نارضایتی همه کشورها یکسان نیست. برای گروه نخست، مسئله این است که آمریکا جنگی را آغاز یا پشتیبانی کرده که هزینه آن به دوش همسایگان عرب افتاده و هرچه زودتر باید متوقف شود. برای گروه دوم، مسئله این است که آمریکا اگر وارد جنگ شده، نباید کار را نیمه‌تمام رها کند. در نتیجه، هر دو گروه از واشنگتن ناراضی‌اند، اما یکی از طولانی شدن جنگ و دیگری از احتمال پایان ناقص آن. همین دوگانگی باعث می‌شود گزارش درباره «خستگی اعراب از آمریکا» فقط زمانی دقیق باشد که این شکاف درونی هم دیده شود.

هرمز؛ محور اصلی دلخوری عربی

در دل این نارضایتی، تنگه هرمز جایگاه ویژه‌ای دارد. برای دولت‌های خلیج فارس، هرمز فقط یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه شاهرگ اصلی صادرات نفت، درآمد ارزی و ثبات اقتصادی آن‌هاست. بلومبرگ نوشته نزدیک به یک ماه پس از آغاز جنگ، این گذرگاه همچنان تقریباً بسته مانده و میلیاردها دلار از درآمد نفتی منطقه از دست رفته است. همین مسئله سبب شده مقام‌های عربی احساس کنند واشنگتن نسبت به هزینه‌های واقعی جنگ برای هم‌پیمانانش بی‌اعتنا بوده و وزن بیشتری به ملاحظات رژیم صهیونیستی داده است. بلومبرگ همچنین گزارش کرده که برخی مقام‌های عربی از تصمیم آمریکا برای تعلیق موقت تحریم‌ها بر بخشی از نفت ایران در دریا ناراضی‌اند، چون این اقدام برای پایین آوردن قیمت نفت انجام شد، در حالی که کشورهای عربی خودشان به دلیل ناامنی هرمز قادر به صدور بخش بزرگی از نفتشان نبودند.

در سوی دیگر، رویترز نیز نوشته دولت‌های عربی به آمریکا گفته‌اند هر راه‌حل سیاسی باید توان ایران برای «به‌کارگیری مسیرهای انرژی جهان» را از میان ببرد. این عبارت نشان می‌دهد مسئله هرمز برای پایتخت‌های عربی فقط یک موضوع بازرگانی نیست، بلکه به بخشی از تعریف امنیت ملی آن‌ها تبدیل شده است. از همین روست که در امارات، انور قرقاش نیز بر ضرورت مهار «تهدید هسته‌ای، موشک‌ها، پهپادها و زورگویی در تنگه‌ها» تأکید کرده است.

اعراب چه گله‌ای از واشنگتن دارند؟

برآیند گزارش بلومبرگ این است که گله کشورهای عربی از آمریکا، سه لایه دارد. لایه نخست، بی‌اعتنایی واشنگتن به هشدارهای پیشین آن‌ها درباره هزینه‌های جنگ است. لایه دوم، نامشخص بودن راهبرد آمریکا در میانه جنگ و ابهام درباره «روز بعد» است. لایه سوم هم این نگرانی است که حضور پایگاه‌های آمریکایی در خاک این کشورها، آن‌ها را به هدف حملات تبدیل کرده، بی‌آنکه تضمین روشنی درباره نتیجه سیاسی و امنیتی جنگ داده شده باشد. بلومبرگ می‌گوید حتی در میان کشورهایی که در سال گذشته تعهدهای سرمایه‌گذاری بسیار بزرگی در آمریکا داده‌اند، این پرسش شکل گرفته که این همه سرمایه‌گذاری و نزدیکی سیاسی، در عمل چه دستاورد امنیتی برای آن‌ها داشته است.

با این همه، این نارضایتی هنوز به نقطه گسست نرسیده است. بعضی دولت‌های عربی، به‌ویژه امارات و عربستان، حتی موضع سخت‌تری علیه ایران گرفته‌اند و بلومبرگ نوشته اگر زیرساخت‌های حیاتی آن‌ها بیشتر هدف قرار گیرد، احتمال بررسی مشارکت در حملات علیه ایران را هم کنار نگذاشته‌اند. به همین دلیل، تصویر واقعی‌تر این نیست که «اعراب از آمریکا بریده‌اند»، بلکه این است که «اعراب از شیوه جنگ و نتیجه نامعلوم آن ناراضی‌اند و در عین حال، هنوز برای مهار ایران خود را نیازمند آمریکا می‌بینند». همین تناقض، مهم‌ترین ویژگی فضای سیاسی امروز خلیج فارس است.

در مجموع، می‌توان گفت نارضایتی کشورهای عربی از سیاست‌های آمریکا، واقعیتی قابل اعتناست؛ اما این نارضایتی بیشتر از جنس اعتراض به هزینه‌دادن برای راهبردی مبهم است، نه خروج از مدار واشنگتن. آنچه امروز در خلیج فارس دیده می‌شود، نه یک صف‌بندی ساده، بلکه مجموعه‌ای از نگرانی‌های مشترک و ترجیح‌های متفاوت است: سه کشور عربی خواهان پایان سریع جنگ‌اند، سه کشور دیگر خواهان تداوم فشار بر ایران تا تغییر موازنه‌اند و همه آن‌ها از آمریکا می‌خواهند هزینه‌های امنیتی و اقتصادی این جنگ را جدی‌تر ببیند.

منابع:

رویترز

بلومبرگ

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.