به گزارش مسیر اقتصاد گزارش فایننشال تایمز بر یک واقعیت فوری دست گذاشته است: کشتیهایی که پیش از آغاز حملات موشکی ایران از خلیج فارس خارج شده بودند، حالا آخرین محمولههای LNG منطقهاند که در مسیر رسیدن به بنادر مقصد قرار دارند. این روزنامه نوشته این محمولهها طی حدود ۱۰ روز به مقصد میرسند و پس از آن، جهان با افت ناگهانی عرضه گاز از خلیج فارس روبهرو میشود. فقط یک محموله دیگر هنوز در مسیر آسیاست؛ منطقهای که نزدیک به ۹۰ درصد LNG خلیج فارس را خریداری میکند.
قطر، گره اصلی بحران
نقطه کانونی این بحران، قطر است؛ کشوری که حدود یکپنجم LNG جهان را تأمین میکند. بهدنبال حمله موشکی ایران به مجتمع راسلفان، بخشی از ظرفیت صادراتی این کشور از مدار خارج شده و صادرات آن دچار اختلال جدی شده است. سعد الکعبی، وزیر انرژی قطر و مدیرعامل قطرانرژی، گفته خسارت واردشده به راسلفان حدود ۱۷ درصد از ظرفیت صادرات LNG این کشور را از بین برده و بازگشت کامل ظرفیت ممکن است ماهها یا حتی سالها زمان ببرد. این یعنی بازار جهانی گاز فقط با تأخیر در حمل روبهرو نیست، بلکه با کاهش واقعی عرضه نیز مواجه شده است.
بحران از قیمت گذشته و به کمبود نزدیک شده است
بحران گاز دیگر فقط یک جهش قیمتی موقت نیست. تا وقتی آخرین کشتیهای بارگیریشده پیش از حملات در راه بودند، بازار هنوز میتوانست روی ذخایر شناور و تحویلهای قبلی حساب کند. اما با رسیدن این محمولهها، فضای مانور کمتر میشود و بازار از مرحله شوک روانی به مرحله کمبود فیزیکی نزدیکتر میشود؛ که از آن با تعبیر «لبه پرتگاه عرضه» یاد میشود.
آسیا در صف اول ضربه
بار اصلی بحران ابتدا بر دوش آسیا میافتد. کشورهای آسیایی بزرگترین خریداران LNG خلیج فارس هستند و به همین دلیل، هر کاهش در عرضه قطر به طور مستقیم به آنها منتقل میشود. پاکستان، بنگلادش، تایوان، ژاپن و چین از جمله کشورهاییاند که بیش از دیگران با تبعات این بحران روبهرو میشوند. پاکستان که تقریباً تمام LNG خود را از قطر میگرفت، به آستانه پایان ذخایر نزدیک شده و به ناچار به مصرف نفت کوره برگشته است. بنگلادش ناچار به سهمیهبندی گاز شده و تایوان نیز در آستانه تابستان با نگرانی از کمبود روبهرو شده است. ژاپن و چین هم باید یا در بازار نقدی LNG با قیمتهای بالاتر خرید کنند یا مصرف دیگر سوختها مانند زغالسنگ و انرژی هستهای را بالا ببرند.
اروپا هم از این بحران دور نیست
هرچند خط اول ضربه در آسیاست، اما اروپا نیز از این شوک مصون نخواهد ماند. ایتالیا یکی از نخستین کشورهایی است که واکنش عملی نشان داده و جورجیا ملونی برای جستوجوی منابع جایگزین گاز راهی الجزایر شده است. ایتالیا که پس از بحران اوکراین سهم روسیه را کاهش داده بود، اکنون با اختلال در تأمین LNG قطر ناچار شده در گفتگو با الجزایر، آمریکا و جمهوری آذربایجان را تسریع کند. این نشان میدهد بحران گاز خلیج فارس، فقط یک مسئله آسیایی نیست و میتواند دوباره اروپا را هم به بازار رقابتی و پرهزینه تأمین گاز برگرداند.
بازار با یک شوک مقطعی روبهرو نیست
در همین حال، حمله به راسلفان فقط صادرات فعلی قطر را متوقف نکرده، بلکه برنامه توسعه ظرفیت این کشور را هم عقب انداخته است. آسیب به دو قطار LNG و دیگر زیرساختهای این مجتمع میتواند برنامه افزایش ظرفیت قطر از ۷۷ میلیون تن به ۱۲۶ میلیون تن در سال را ماهها یا حتی سالها عقب بیندازد. این نکته مهمی است، چون به این معناست که بازار گاز فقط با شوک امروز روبهرو نیست؛ بخشی از عرضهای که قرار بود در سالهای آینده وارد بازار شود هم زیر سؤال رفته است.
جهان وارد مرحله تازهای از بحران انرژی شده است
بازار جهانی گاز در حال عبور از مرحله نگرانی و ورود به مرحله کمبود واقعی است. تا دیروز مسئله این بود که آیا قیمتها بالا میرود یا نه؛ امروز مسئله این است که وقتی آخرین محمولههای LNG در راه تخلیه شوند، کسری عرضه چگونه جبران خواهد شد. از این منظر، بسته ماندن هرمز و ضربه به صادرات قطر فقط یک اختلال منطقهای نیست، بلکه یکی از مهمترین تهدیدها برای امنیت انرژی جهان در سالهای اخیر به شمار میرود.
منبع: فایننشال تایمز
انتهای پیام/ انرژی

