۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۱۴۴۰ ۰۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۰ دسته: تجارت و دیپلماسی
۰

بر اساس گزارش الجزیره ترامپ با هدف تضعیف ایران به این کشور حمله کرد اما واکنش ایران به نحوی بود که این تهدید را به فرصتی بسیار مهم برای نفش‌آفرینی بیشتر منطقه‌ای و حتی جهانی تبدیل کرده است. در حالی که آمریکا به دنبال ائتلاف دریایی برای باز کردن تنگه هرمز است، برخی کشورها ترجیح داده‌اند مستقیم با تهران برای عبور امن مذاکره کنند؛ وضعیتی که اگر پس از جنگ هم ادامه پیدا کند، قدرت ژئواقتصادی ایران را متحول خواهد کرد. در عین حال تداوم حضور ایران به عنوان «کلیددار هرمز» نیازمند بهره‌برداری فعالانه از دیپلماسی اقتصادی در کنار نمایش قدرت نظامی است.

به گزارش مسیر اقتصاد جنگ برای ایران فقط یک تهدید نبود. الجزیره در گزارشی تازه می‌نویسد تهران در بحبوحه حملات آمریکا و اسرائیل، از مزیت جغرافیایی خود در هرمز استفاده کرده و به جای بستن کامل تنگه، شرایطی پدید آورده که در عمل این ایران است که تعیین می‌کند چه کسی می‌تواند از مهم‌ترین گذرگاه انرژی جهان عبور کند. به این ترتیب، هرمز از یک نقطه فشار علیه ایران، به یک اهرم فشار برای ایران تبدیل شده است.

ناامنی محدود، اثرگذاری گسترده

اهمیت این تحول از آنجا بیشتر می‌شود که تنگه هرمز فقط یک مسیر دریایی عادی نیست. این آبراه در باریک‌ترین نقطه فقط ۳۳ کیلومتر عرض دارد و حدود ۲۰ درصد نفت خام و گاز جهان از آن عبور می‌کند. همین ویژگی باعث شده حتی حملات محدود یا صرف تهدید به ناامنی، برای برهم زدن اعتماد بازار کافی باشد. از آغاز جنگ حدود ۲۰ کشتی هدف حمله قرار گرفته‌اند و همین مسئله، همراه با جهش حق بیمه، به فلج شدن نسبی رفت‌وآمد دریایی انجامیده است.

نتیجه این وضعیت فقط در میدان نظامی دیده نمی‌شود؛ بازار هم بلافاصله واکنش نشان داده است. قیمت نفت از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرده و بیش از ۴۰ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ قرار گرفته است. هم‌زمان، قیمت گاز نیز بیش از ۴۰ درصد رشد کرده است. در چنین شرایطی، هرمز دیگر فقط محل عبور نفتکش‌ها نیست؛ به نقطه‌ای تبدیل شده که از آن می‌توان بر قیمت انرژی، هزینه حمل‌ونقل و تصمیم دولت‌ها اثر گذاشت.

ائتلاف‌سازی آمریکا به بن‌بست خورد

در همین حال، راهبرد آمریکا برای باز کردن تنگه نیز به نتیجه دلخواه نرسیده است. دونالد ترامپ از متحدانش خواست به ائتلاف دریایی برای بازگشایی هرمز بپیوندند، اما پاسخ‌ها یا منفی بود یا سرد و مبهم. ژاپن اعلام کرد برنامه‌ای برای اعزام ناو ندارد، استرالیا چنین اقدامی را رد کرد و بریتانیا هم گفت وارد جنگ گسترده‌تر نخواهد شد. آلمان نیز صریح‌تر از بقیه پیام داد که «این جنگ ما نیست». این واکنش‌ها نشان داد حتی در اردوگاه غرب هم اراده‌ای جدی برای تبدیل هرمز به صحنه عملیات مشترک علیه ایران شکل نگرفته است.

عبور امن، منوط به هماهنگی با تهران

در برابر این ناکامی، برخی کشورها مسیر دیگری را انتخاب کردند: گفتگو با ایران. دو نفتکش گازبر با پرچم هند پس از چند روز مذاکره میان دهلی‌نو و تهران، از تنگه عبور کردند. کشتی‌هایی از پاکستان، ترکیه و چین نیز از هرمز گذشته‌اند. هم‌زمان، داده‌های شرکت «ویندوارد» نشان می‌دهد با وجود آنکه ترافیک تنگه ۹۷ درصد کمتر از میانگین معمول بوده، شمار بیشتری از کشتی‌ها از آب‌های سرزمینی ایران عبور کرده‌اند؛ نشانه‌ای از آنچه «عبور مبتنی بر اجازه» توصیف شده است.

اینجا دقیقاً همان نقطه‌ای است که می‌توان از «کلیدداری هرمز» سخن گفت. ایران نه با یک اعلام رسمی و پرهزینه، بلکه با ایجاد این تصور که عبور امن بدون هماهنگی با تهران دشوار است، توانسته نقش خود را در تنگه بازتعریف کند. مزیت این روش آن است که ایران را از هزینه‌های کاملِ انسداد رسمی دور نگه می‌دارد، اما هم‌زمان بخشی از اثر آن را حفظ می‌کند: افزایش ریسک برای دشمنان، فشار بر بازار انرژی و وادار کردن برخی کشورها به تعامل مستقیم با تهران.

موقعیتی که می‌تواند پس از جنگ هم باقی بماند

در خود تهران نیز نشانه‌هایی دیده می‌شود که این موقعیت فقط برای دوره جنگ دیده نمی‌شود. عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران گفته تصمیم درباره اینکه چه کسانی اجازه استفاده از تنگه را داشته باشند، با نیروهای نظامی ایران است. در فضای نزدیک به حکومت، هرمز به طور فزاینده به عنوان یک ابزار چانه‌زنی فراتر از خود جنگ دیده می‌شود؛ ابزاری برای گرفتن امتیاز اقتصادی، کاهش فشار تحریم یا تحمیل هزینه بیشتر به طرف مقابل.

البته این موقعیت تازه، خودبه‌خود به یک دستاورد پایدار تبدیل نمی‌شود. اگر کنترل ایران بر هرمز فقط محصول شرایط جنگی و ترس مقطعی بازار باشد، با فروکش کردن درگیری ممکن است بخشی از این اثر از بین برود. اما اگر تهران بتواند این وضعیت را به یک الگوی باثبات‌تر تبدیل کند؛ یعنی این تصور را نگه دارد که امنیت عبور در هرمز بدون در نظر گرفتن نقش ایران ممکن نیست، آن‌گاه جنگی که قرار بود ایران را تضعیف کند، می‌تواند دست‌کم در این گلوگاه راهبردی به تقویت موقعیت ژئواقتصادی ایران منجر شود.

هرمز، صحنه بازتعریف قدرت ایران

هرمز فقط میدان تقابل نظامی نیست، میدان بازتعریف قدرت هم هست. اگر ایران بتواند از وضعیت امروز، یک نقش ماندگارتر در مدیریت عبور و مرور در این آبراه بسازد، نقشه فشار آمریکا علیه تهران ممکن است در یکی از مهم‌ترین نقاط جهان، نتیجه‌ای معکوس به بار آورد.

منبع: الجزیره

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.