مسیر اقتصاد/ جنگ جاری در خلیج فارس با اختلال در عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز همراه شده است؛ تنگهای که یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان محسوب میشود. ایجاد اختلال در این مسیر از منظر راهبردی میتواند دامنه اثرات جنگ را فراتر از منطقه گسترش دهد و هزینههای آن را برای اقتصادهای غربی افزایش دهد. با این حال این وضعیت یک واقعیت دیگر را نیز آشکار کرده است: وابستگی تجارت دریایی ایران به بنادر داخل خلیج فارس در شرایط بحران میتواند به یک محدودیت جدی تبدیل شود.
بخش مهمی از بنادر اصلی ایران از جمله بندرعباس، بندر امام خمینی (ره) و عسلویه در داخل خلیج فارس قرار دارند و عبور کشتیها به این بنادر وابسته به عبور از تنگه هرمز است. در شرایطی که این تنگه با اختلال مواجه شود، دسترسی به این بنادر نیز با محدودیت روبهرو میشود. در چنین وضعیتی اهمیت بندر چابهار بیش از هر زمان دیگری آشکار میشود.
چابهار؛ تنها بندر ایران خارج از تنگه هرمز
بندر چابهار در ساحل دریای عمان و در مجاورت اقیانوس هند قرار دارد و تنها بندر ایران است که خارج از تنگه هرمز واقع شده است. این موقعیت باعث میشود که در شرایط بحران در خلیج فارس، چابهار بتواند به یک مسیر جایگزین برای تجارت خارجی ایران تبدیل شود.
چابهار همچنین از نظر ترانزیتی اهمیت بالایی دارد؛ زیرا نزدیکترین مسیر دسترسی کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی از جمله افغانستان، ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان به آبهای آزاد محسوب میشود.
به همین دلیل بسیاری از کارشناسان چابهار را یکی از مهمترین نقاط ژئوپلیتیکی ایران در تجارت منطقهای میدانند.
ظرفیت بندری وجود دارد، اما زیرساخت کامل نیست
در سالهای گذشته توسعه بندر شهید بهشتی چابهار باعث شد ظرفیت این بندر به حدود ۸.۵ میلیون تن در سال افزایش پیدا کند. با این حال به دلیل ضعف زیرساختهای حملونقل، بهویژه نبود اتصال ریلی مناسب، تنها حدود ۱.۵ میلیون تن از این ظرفیت مورد استفاده قرار میگیرد.
به عبارت دیگر بخش بزرگی از ظرفیت بندر چابهار هنوز بلااستفاده مانده است. یکی از مهمترین طرحهایی که میتواند این مشکل را برطرف کند، راهآهن چابهار–سرخس است؛ طرحی که در صورت تکمیل میتواند چابهار را به شبکه ریلی کشور و سپس به آسیای مرکزی متصل کند.
واگذاری توسعه بندر به هند و کندی پیشرفت
یکی از مهمترین دلایلی که توسعه چابهار با کندی پیش رفته، واگذاری بخش مهمی از توسعه بندر به هند بوده است. هدف اولیه این همکاری آن بود که چابهار به مسیر اصلی دسترسی هند به افغانستان و آسیای مرکزی تبدیل شود.
اما در عمل، سرمایهگذاری هند در این بندر طی سالهای گذشته بسیار محدود و تدریجی بوده است. تحریمهای آمریکا و ملاحظات سیاسی دهلینو باعث شده بسیاری از طرحهای توسعهای با سرعت بسیار پایین پیش بروند.
در شرایطی که ایران امروز به ظرفیت کامل این بندر نیاز دارد، توسعه کند آن باعث شده چابهار هنوز نتواند نقش واقعی خود را در تجارت منطقه ایفا کند.
خطای راهبردی در واگذاری یک بندر استراتژیک
توسعه بندر چابهار تنها یک طرح اقتصادی نیست؛ بلکه یک زیرساخت راهبردی در امنیت اقتصادی ایران محسوب میشود. در شرایطی که تنگه هرمز ممکن است در بحرانهای نظامی با اختلال مواجه شود و تجارت منطقهای به مسیرهای جایگزین نیاز دارد، چابهار میتوانست به مهمترین دروازه تجارت ایران در اقیانوس هند تبدیل شود.
با این حال کندی توسعه این بندر نشان میدهد که واگذاری توسعه یک زیرساخت حیاتی به یک شریک خارجی که در معرض فشار تحریمهای آمریکا قرار دارد و خود را متحد بزرگ اسرائیل معرفی میکند، تصمیمی پرریسک بوده است.
ضرورت بازنگری در راهبرد توسعه چابهار
جنگ اخیر در خلیج فارس یک واقعیت مهم را آشکار کرده است: ایران برای حفظ تابآوری اقتصادی در شرایط بحران به مسیرهای متنوع دسترسی به دریا نیاز دارد و چابهار میتواند مهمترین محور این راهبرد باشد. اما تحقق این هدف مستلزم آن است که توسعه این بندر با سرعت بسیار بیشتری دنبال شود.
تکمیل زیرساختهای حملونقل، بهویژه راهآهن چابهار–سرخس، جذب سرمایهگذاری جدید و بازنگری در مدل همکاریهای خارجی میتواند این بندر را به یکی از مهمترین مراکز لجستیکی منطقه تبدیل کند.
در غیر این صورت، بندری که میتواند در شرایط بحران به یک مزیت راهبردی برای ایران تبدیل شود، همچنان به عنوان یک فرصت نیمهاستفادهشده باقی خواهد ماند.
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

