به گزارش مسیر اقتصاد در جنگهای مدرن، برتری نظامی دیگر تنها به معنای داشتن پیشرفتهترین تسلیحات نیست. تحولات سالهای اخیر نشان میدهد که یک منطق اقتصادی جدید در اقتصاد جنگ در حال شکلگیری است؛ منطقی که در آن سلاحهای ساده و ارزان میتوانند سامانههای پیچیده و گرانقیمت را به چالش بکشند و حتی معادلات قدرت را تغییر دهند.
درگیریهای اخیر در خلیج فارس نمونهای از این تحول را بهخوبی نشان میدهد. هرچند در ظاهر گزارشهایی از موفقیت عملیاتهای نظامی و انهدام اهداف متعدد منتشر میشود، اما در پشت صحنه نگرانیهایی جدی وجود دارد. پرسش اصلی این است که اگر طرف مقابل بتواند با موجی از پهپادها، موشکها و قایقهای کوچک حملات خود را ادامه دهد، آیا سامانههای دفاعی پرهزینه قادر خواهند بود برای مدت طولانی با این فشار مقابله کنند؟
خسارت بالای پهبادهای کم هزینه به سیستمهای دفاعی پرهزینه
در میدان نبرد جدید، یک پهپاد کوچک که ممکن است تنها چند هزار دلار قیمت داشته باشد میتواند یک ناو جنگی را وادار کند تا برای مقابله با آن از سامانههای راداری، موشکهای پدافندی و مانورهای پیچیده استفاده کند؛ اقداماتی که مجموع هزینه آنها ممکن است به میلیونها دلار برسد. این عدم توازن هزینهای به معنای شکلگیری نوعی «اقتصاد جدید جنگ» است؛ جایی که ارزان در برابر گران قرار میگیرد.
در این الگو، برتری لزوماً با سلاحهای پیشرفتهتر به دست نمیآید، بلکه با تولید انبوه و کمهزینه حاصل میشود. راهبرد استفاده گسترده از پهپادها، موشکها و قایقهای کوچک دقیقاً بر همین اساس شکل گرفته است. این سلاحها ممکن است از نظر فنی کامل و بینقص نباشند، اما برای یک هدف مهم طراحی شدهاند: اشباع سامانههای دفاعی دشمن و وادار کردن او به واکنشهای پرهزینه.
حتی دفاع موفق نیز یک شکست اقتصادی است
در چنین شرایطی حتی دفاع موفق نیز میتواند به معنای یک شکست اقتصادی باشد. اگر سامانههای پدافندی مجبور شوند برای مقابله با هر تهدید ارزانقیمت از موشکهای گرانقیمت استفاده کنند، در بلندمدت هزینه جنگ به شدت افزایش مییابد. علاوه بر این، اگر تجهیزات گرانقیمتی مانند رادارها یا سامانههای حسگر پیشرفته که جایگزینی آنها سالها زمان میبرد با حملات ساده نابود شوند، یک پیروزی تاکتیکی ممکن است در نهایت به شکست راهبردی تبدیل شود.
این تحول در واقع تنها به خلیج فارس محدود نیست. در سالهای اخیر جنگ اوکراین نیز نمونه روشنی از همین الگو بوده است. تولید انبوه پهپادها و موشکهای نسبتاً ارزان باعث شده سامانههای دفاعی پیشرفته بارها در معرض فشار قرار بگیرند. در چنین شرایطی حتی قدرتهای بزرگ نیز با محدودیتهای صنعتی و تولیدی روبهرو شدهاند.
برای مثال سامانههای دفاعی پیشرفتهای مانند پاتریوت یا تاد از نظر فنی بسیار قدرتمند هستند، اما تولید موشکهای آنها محدود است. در برخی موارد، کل تولید سالانه این موشکها در مدت چند روز در میدان نبرد مصرف میشود. در مقابل، کشورهایی که بر تولید انبوه پهپادها و موشکها تمرکز کردهاند میتوانند به سرعت ذخایر خود را بازسازی کنند.
وقتی کمیت از کیفیت پیشی میگیرد
این مسئله نشان میدهد که برتری فناوری به تنهایی کافی نیست. سیستمهای بسیار پیچیده و گران اگر در تعداد محدود تولید شوند، در برابر حملات انبوه آسیبپذیر خواهند بود. در واقع کیفیت بالا بدون کمیت کافی نمیتواند امنیت ایجاد کند و پیچیدگی بدون سرعت تولید نیز در میدان جنگ کارایی محدودی خواهد داشت.
به همین دلیل بسیاری از ارتشها اکنون در حال بازنگری در راهبردهای خود هستند. حتی در ایالات متحده نیز اعلام شده که ارتش به دنبال تولید و استقرار پهپادهای ارزانقیمتی مشابه مدلهای مورد استفاده در جنگهای اخیر است. جنگ مدرن بیش از گذشته به سامانههای ساده، مقاوم و قابل تولید در مقیاس بالا نیاز دارد.
اقتصاد جدید جنگ یک پیام روشن داد: ظرفیت تولید مهمتر از سطح فناوری است
در نهایت، اقتصاد جدید جنگ یک پیام روشن دارد: قدرت نظامی آینده نه فقط به فناوری، بلکه به ظرفیت صنعتی و توان تولید انبوه وابسته خواهد بود. کشوری که بتواند در زمان بحران به سرعت تولید تسلیحات ساده و مؤثر را افزایش دهد، در میدان جنگ نیز مزیت بیشتری خواهد داشت.
به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند که جنگهای آینده بیش از هر زمان دیگری به اقتصاد، صنعت و سیاستهای فناوری کشورها گره خوردهاند؛ جایی که سرعت تولید و هزینه تسلیحات میتواند به اندازه قدرت آتش در تعیین سرنوشت نبردها نقش داشته باشد.
منبع: اندیشکده آمریکایی نشنال اینترست
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

