۰۳ بهمن ۱۴۰۴

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۱۸۲۳۹ ۳۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۰ دسته: دولت و حکمرانی
۰

با وجود تأکید مکرر بر نقش مردم در حکمرانی پس از انقلاب اسلامی، مشارکت واقعی شهروندان در تصمیم‌گیری، اجرا و ارزیابی سیاست‌ها همچنان محدود و ناپایدار باقی مانده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد این ناکامی تنها ناشی از ضعف ابزارها یا کمبود قوانین نیست، بلکه ریشه در لایه‌های عمیق‌تری از ساختارها، گفتمان‌ها و تصور مسلط از نسبت دولت و مردم دارد. تمرکزگرایی دولتی، الگوهای تقلیدی مشارکت، ضعف نهادهای میانی و غلبه نگاه کنترلی، مانع شکل‌گیری حکمرانی مردمی شده‌اند و بازسازی نهادی، تقویت اقتصاد مردم‌پایه، استقلال نهاد اجتماعی و تغییر گفتمان غالب از «مردمِ مجری» به «مردمِ صاحب نقش» برای پیشرفت در این حوزه ضروری است.

مسیر اقتصاد/ حضور مردم در حکمرانی از نخستین روزهای انقلاب اسلامی، نه به‌عنوان یک ابزار کمکی، بلکه به‌مثابه یک اصل هویتی مطرح بوده است. با این حال، فاصله میان این ایده و واقعیت‌های جاری حکمرانی در ایران چشمگیر است. مشارکت مردم اغلب به عرصه اجرا تقلیل یافته و حوزه‌های کلیدی‌تری مانند تصمیم‌سازی و ارزیابی سیاست‌ها، همچنان در انحصار ساختارهای رسمی باقی مانده‌اند. این وضعیت نشان می‌دهد مسئله مشارکت، بیش از آنکه یک خلأ قانونی یا اجرایی باشد، یک مسئله ساختاری و معنایی است.

چرا اصلاحات سطحی کارساز نیست؟

بسیاری از سیاست‌ها و برنامه‌های «مردمی‌سازی» در سال‌های اخیر، به‌دلیل تمرکز بر سطح ظاهری مسئله، در کوتاه‌مدت نشانه‌هایی از تحرک ایجاد کرده‌اند، اما در بلندمدت یا بی‌اثر شده یا به بازتولید همان الگوهای پیشین انجامیده‌اند. دلیل این ناکامی آن است که مسائل اجتماعی، از جمله مشارکت مردم در حکمرانی، دارای لایه‌های متعدد با عمق‌های متفاوت هستند و بدون فهم این لایه‌ها، هرگونه مداخله‌ای ناپایدار خواهد بود.

واکاوی وضع موجود در چهار لایه

۱. لایه مشهودات (لیتانی): مشارکت کم‌عمق و ناپایدار

در سطح مشهودات، نشانه‌هایی مانند تضعیف کیفیت نهادی، هویت‌زدایی از مردم و نبود روابط ضابطه‌مند میان حاکمیت و تشکل‌های مردمی دیده می‌شود. از یک‌سو، برخی وظایف حاکمیتی به‌طور مقطعی به مردم واگذار می‌شود و از سوی دیگر، حوزه‌هایی که ماهیتاً مردمی‌اند، در انحصار دولت باقی می‌مانند. الگوهای سنتی مشارکت نمایندگی نیز در عصر فناوری‌های نوین، پاسخگوی انتظار جامعه برای ایفای نقش فعال نیستند.

۲. لایه نظامات: ساختارهایی که مشارکت را پس می‌زنند

در لایه نهادی، ضعف نظام‌های تشویقی و تنبیهی برای مردمی‌سازی، عدم بازسازی چارچوب‌های حقوقی متناسب با واگذاری نقش‌ها و فاصله نهاد علم از میدان عمل، مانع جدی مشارکت شده است. وابستگی مالی دولت به منابع نفتی و احساس بی‌نیازی از مردم نیز، انگیزه ساختاری برای تقویت مشارکت را تضعیف کرده و به غلبه رویکردهای سیاسی کوتاه‌مدت بر سیاست‌گذاری بلندمدت انجامیده است.

۳. لایه گفتمانی: غلبه نگاه کنترلی و دولت‌محور

در سطح گفتمان، مشارکت همچنان امری پرهزینه و دردسرساز تلقی می‌شود. باور به کنترل‌محوری، تمرکزگرایی و نگاه تکنوکراتیک به نقش مردم، سبب شده بخش مردمی اغلب صوری و ابزاری دیده شود. در سوی دیگر، جامعه نیز با انگاره «دولت رفاه» و نقش مصرف‌کننده مردم، مطالبه‌گری ساختارمند را به‌درستی پیگیری نمی‌کند. حاصل این وضعیت، هم‌زیستی سه گفتمان مسلط است: تمرکزگرایی دولتی، جامعه بازار و مردمی‌سازی تقلیل‌گرا.

۴. لایه استعاری: حکمرانی اقتدارگرا

در عمق معنایی، استعاره‌های مسلط بر حکمرانی، عمدتاً اقتدارگرایانه‌اند؛ استعاره‌هایی که مردم را تابع، نه شریک حکمرانی، تصویر می‌کنند. این سطح، توضیح می‌دهد چرا حتی سیاست‌های ظاهراً مشارکتی، در عمل به بازتولید روابط پیشین می‌انجامند.

وضعیت مطلوب؛ حکمرانی با مردم، نه برای مردم

ترسیم وضعیت مطلوب نشان می‌دهد که حکمرانی مردمی نیازمند بلوغ همزمان مردم، نهاد اجتماعی و حاکمیت است. در سطح عینی، ثبات جریانی مشارکت، اقتصاد ملی مردم‌پایه و استقلال حقوقی و مالی نهادهای اجتماعی، شرط لازم تحقق این الگو است. حلقه‌های میانی باید نقش شناسایی مسئله، اولویت‌گذاری، راهبری و جریان‌سازی را برعهده گیرند و حاکمیت نیز از تصدی‌گری به حمایت و تسهیل‌گری تغییر نقش دهد.

در سطح گفتمانی، تعاون باید به سبک زندگی بدل شود و مشارکت از یک «تکلیف اداری» به یک «ارزش اجتماعی» ارتقا یابد. تنها در چنین بستری است که حکمرانی مردمی می‌تواند از شعار به واقعیت تبدیل شود.

منبع: گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس با شماره مسلسل ۲۱۱۹۷

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.