جهان امروز شاهد پایان عصر تکقطبی است. نظم جهانیِ پساشوروی که بر پایه هژمونی مطلق آمریکا بنا شده بود، دیگر توان ایستادگی در برابر واقعیتهای جدید را ندارد. رقابتهای ژئوپلیتیک معاصر و برآمدن قدرتهای نوظهور، به عمر سلطه سنتی آمریکا پایان داده و مسیر را برای شکلگیری یک ساختار چندقطبی و توزیع منطقهای قدرت هموار کرده است.
از تکقطبی به چندقطبی منطقهای؛ پایان نقش پلیس جهانی آمریکا
در پارادایم نوین جهانی، هر قلمرو جغرافیایی حول محور پیشرانهای اقتصادی و سیاسی خود بازتعریف میشود. بهگونهای که روسیه در قامت پیشران امنیتی-اقتصادی اوراسیا و چین با ابتکار «کمربند و جاده» در جایگاه قطب شرق آسیا ایفای نقش میکنند. این الگو گویای گذار به یک نظم منطقهمحور است؛ جهانی که در آن سلطه تکقطبی جای خود را به قدرتهای منطقهای داده تا بهطور مستقل، سکان امنیت، توسعه و تجارت حوزه نفوذ خود را در دست بگیرند.
در این میان، جایگاه ایالات متحده به عنوان هژمون دهههای اخیر، با چالشهایی بنیادین مواجه شده است. مخارج گزافِ صیانت از این برتری، بهویژه در پی درگیریهای فرساینده در غرب آسیا و تعهدات نظامی بینالمللی، فشار مضاعفی بر بنیانهای اقتصادی آمریکا وارد کرده است تا جایی که بر اساس اسناد رسمی سیاست خارجی آمریکا، واشنگتن دیگر توان سابق را برای ایفای نقشِ پلیس جهانی و تحمل هزینههای نظم بینالملل ندارد.
سند جدید امنیت ملی آمریکا: پایان تعهدات پرهزینه و تمرکز بر بازسازی داخلی
سند جدید امنیت ملی ایالات متحده بهوضوح بیانگر تغییری راهبردی در دکترین دیپلماسی این کشور است. این سند که بر مبنای انگارهی «اول آمریکا» تنظیم شده، بر لزوم عبور از سیاستهای هزینهبر گذشته که به تضعیف بنیانهای اقتصادی داخلی انجامیده، تأکید میورزد. واشنگتن اکنون اولویت خود را بر نوسازی صنعتی، امنیت انرژی و کاهش وابستگیهای برونمرزی متمرکز کرده است.
رویکردی که ریشه در هزینههای کمرشکن تعهدات نظامی در مناطق راهبردی جهان دارد. انباشت بدهیها و کسری بودجه ناشی از مداخلات نظامی، در کنار عدم مشارکت مالیِ متناسب از سوی متحدان، ایالات متحده را ناگزیر به بازنگری در نقش هژمونیک خود و تمرکز بر ظرفیتهای داخلی ساخته است.
بازتعریف اصول دکترین مونرو در سند جدید امنیت ملی، یکی از بارزترین نشانههای عقبنشینی ایالات متحده از مواضع پیشین است. این دکترین که ریشه در قرن نوزدهم دارد و بر اولویت نیمکره غربی و نفی مداخله خارجی تأکید میکرد، اکنون به نمادی از پارادایم جدید سیاست خارجی آمریکا بدل شده است: کاهش تعهدات بینالمللی در راستای تمرکز بر منافع مستقیم و ملی.
خروج آمریکا از منطقه و واگذاری امنیت به بازیگران منطقهای
سند امنیت ملی جدید ایالات متحده بر این راهبرد تأکید دارد که واشنگتن تنها در صورت تهدید مستقیم منافع ملی، در امور بینالمللی مداخله خواهد کرد. این دکترین، نشانهای از گذار از جهان تکقطبی و کاهش حضور نظامی در مناطقی همچون غرب آسیاست. در واقع، این سند با پذیرش واقعیتِ یک جهان چندقطبی، بر پایان عصر هژمونی مطلق آمریکا صحه میگذارد؛ رویکردی که در آن قدرتهای منطقهای نقش پررنگتری یافته و مداخله آمریکا به موارد استثنایی محدود میشود. این تغییر پارادایم، آشکارا از تحلیل رفتن توانایی ایالات متحده در صیانت از جایگاه پیشین خود در نظام بینالملل حکایت دارد.
عقبنشینی ایالات متحده و معطوف شدن تمرکز آن به نیمکره غربی، پیامدهای ژئوپلیتیک عمیقی به همراه دارد. خروج این قدرت جهانی از صحنه، منجر به ایجاد یک خلأ قدرت میشود.این خلأ، فرصتی برای قدرتهای منطقهای فراهم میکند تا ابتکار عمل را به دست بگیرند و نظم جدیدی را شکل دهند.
تعدیل حضور آمریکا در غرب آسیا و شکلگیری خلأ قدرت منطقهای
در منطقه غرب آسیا که دههها کانون مداخلات ایالات متحده بوده، این خلأ قدرت بیش از هر نقطه دیگری نمایان است. واشنگتن که پیشتر از طریق استقرار نظامی گسترده و حمایت از متحدان خود، سلطهگریاش را تثبیت میکرد، اکنون در حال بازنگری در اولویتهای استراتژیک خویش است.
مطابق با سند جدید امنیت ملی، ایالات متحده در پی تنوعبخشی به منابع انرژی و کاهش وابستگی به نفت غرب آسیا است تا از این طریق، حضور نظامی خود را تعدیل کرده و اولویت را به شراکتهای اقتصادی و سرمایهگذاری اختصاص دهد. این تغییر رویکرد بهمنزله انتقال مسئولیتهای امنیتی به بازیگران محلی و قدرتهای منطقهای خواهد بود.
تبعات این وضعیت، شکلگیری خلأ قدرت در غرب آسیا است که مسئولیت مدیریت امنیت و اقتصاد منطقه را مستقیماً بر عهده کشورهای این حوزه میگذارد؛ امری که آنها را با چالشهای نوظهوری نظیر رقابتهای درونمنطقهای و ضرورت کنترل بیثباتیهای داخلی مواجه خواهد کرد.
جمهوری اسلامی ایران پیشران منطقة غرب آسیا
در این شرایط، ایران بهعنوان یکی از قدرتهای برجسته غرب آسیا، موقعیت منحصربهفردی دارد تا این خلأ را پر کند و به پیشران منطقه تبدیل شود. ایران با بهرهگیری از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی خود از جمله موقعیت استراتژیک جغرافیایی، منابع طبیعی غنی و نفوذ فرهنگی در میان ملتهای منطقه میتواند نقش رهبری غرب آسیا را بر عهده گیرد.
در همین راستا و در راستای تثبیت نقش مذکور، جمهوری اسلامی ایران میتواند با تمرکز بر خلق زنجیرههای ارزش منطقهای، یک مدل اقتصادی یکپارچه را در غرب آسیا ایجاد کند که منافع مشترک کشورها را به هم پیوند دهد.
برای مثال، با بهرهبرداری از موقعیت جغرافیایی خود به عنوان پل ارتباطی بین آسیای مرکزی، خلیج فارس و دریای مدیترانه، ایران قادر است کریدورهای ترانزیتی مختلفی مانند کریدور شمال-جنوب یا مسیرهای انرژیمحور را توسعه دهد. این زنجیرهها میتوانند شامل تولید مشترک یا سوآپ انرژی (مانند گاز و نفت)، صنایع پتروشیمی، کشاورزی و دامداری و فناوریهای نوین باشند که کشورهای همسایه مانند عراق، سوریه، ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی را درگیر کنند.
ایران در قلب زنجیرههای اقتصادی و امنیتی جدید
با ایجاد چنین زنجیرههایی، ایران نهتنها وابستگی اقتصادی کشورها به قدرتهای خارجی را کاهش میدهد، بلکه با توزیع منافع اقتصادی، یک همگرایی پایدار ایجاد میکند. در نتیجه، کشورهای منطقه به جای رقابتهای مخرب، در یک شبکه ارزشآفرین همکاری میکنند که ایران را به عنوان مرکز ثقل اقتصادی و تجاری قرار میدهد.
علاوه بر جنبههای اقتصادی، با توجه به سند امنیت ملی ایالات متحده آمریکا و واگذاری مسئولیتهای امنیتی به بازیگران منطقهای فرصت مناسبی برای جمهوری اسلامی ایران پدید آمده است تا با تکیه بر مدل امنیت درونزا و بومی خود، نقش رهبری در تأمین ثبات و امنیت غرب آسیا را ایفا کند و خلأ ناشی از کاهش حضور آمریکا را به نفع یک نظم منطقهای عادلانه پر نماید.
رهبری ایران، الگویی برای جهان: پر کردن خلأ آمریکا با ائتلافهای پایدار
خروج تدریجی آمریکا و تغییر اولویتهای این کشور، فضا را برای ارائه یک دکترین امنیتی بومی توسط ایران مهیا کرده است. ایران قادر است با ایجاد ائتلافهای منطقهای و تضمین امنیت مسیرهای تجاری و انرژی، مدلهای امنیتی وابسته را منسوخ کند. این رویکرد، علاوه بر پر کردن خلأ قدرت، به معنای هدایت غرب آسیا به سوی نظمی مستقل و باثبات، بدون مداخله قدرتهای فرامنطقهای است.
نقش محوری ایران در غرب آسیا فراتر از یک فرصت راهبردی، یک الزام تاریخی برای پیریزی نظمی نوین در منطقه تلقی میشود. ایران قادر است از طریق تلفیق زنجیرههای ارزش اقتصادی با امنیت درونزا، زمینهساز ظهور منطقهای مقتدر، خوداتکا و همگرا باشد؛ مجموعهای که در ساختار آیندهی جهانِ چندقطبی، بهعنوان یکی از بلوکهای اثرگذار، مسئولیت امنیت، توسعه و تجارت قلمروی خود را بهصورت کاملاً مستقل ایفا نماید.
این تحول، نه تنها به نفع ایران، بلکه به سود تمام ملتهای منطقه خواهد بود و میتواند الگویی الهامبخش برای سایر مناطق جهان در گذار به نظم نوین چندقطبی باشد.
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی


توکل بخدا
نابودی اسراعیل و وپیروزی حماس و نهایتا پیش بسوی زندگی انسانی درایران
بله آمریکا فکر میکرد قلدری ها قبلی در جهان مانده. است اما ا شتباه. بزرگ امریکاه دشمنی وزورگویش باعث شد که کشور مهمی مثل ایران را تحريم ومورد حمله قرار دادوایران در مدت بالای چهل سال وباعث ضرر زیادی شد اما ایران باتحمل خسارت زیاد در تسلیحات نظامی مجبور شد که رشد کند کهدر تحريم جهانی خودکفا شده است اگر آمریکا با ایران صلح میکرد الان ایران مجبور نبود در تسلیحات سرمایه گذاری وبه این جایگاه برسد وجایگاه آمریکا در منطقه خیلی ضعیف ودشمن زیادی دارد با کشتار مردم غزه وحمله به سوریه لبنان وعراق وپاکستان وافغانستان پشتیبان ایران هستند وچین وروسیه هم با ایران هم نظر هستند صددرصد در حمله. آمریکا به ایران. کمک ایران هستند
کجای به اصطلاح سند گفته ایران باید قدرتمند بشه فقط گفته امریکا نفوذ به معنی دخالت خودشو بخاطر بار مالی میخاد کمتر کنه یعنی یک عبارت کلی که هزار جور نتیجه از توش درمیاد ضمنا روابط استراتژیک امریکا با اسراییل دیده نشد وهم نفوذ لابی اسراییل در امریکا.چیزی که در مقاله امده اینه که ایران موقعیت خوب ومواد معدنی خوب داره خوب الان وپنجاه سال قبل هم اینها بوده اما بدلایلی منجر به رشد بادوام ایران نشده بنظرم مقاله بجای برخورد واقعی با مسایل ارزوهای نویسنده مقاله رو بازگو کرده البته این ارزوها جنبه مثبت داره ولی فقط در سرزمین رویاها اعتبار داره نه روی زمین سرد وسفت واقعیت.
حالا این اتفاق چگونه باید رخ دهد؟
بعد از اوباما ، امریکا در سرازیری افول قرار گرفت . کتاب "جهان در بحران ؛ پایان قرن آمریکایی" نوشته گابریل کولکو مورخ فقید یهودی امریکایی که در ۸۱ سالگی در سال ۱۳۹۳ از دنیا رفت را بخوانید.
چندین ساله که متوجه شدم دولت مردان ایران راه خدا را میروند و اگر کشورهای منطقه از خواب مصنوعی که غرب برایشان درست کرده بیرون بیایند و به ایران اعتماد کنند تمام مشکلات امروز منطقه حل شده و با قدم زدن در راهی که به خدا میرسد دنیا را گلستان میکنیم انشاالله
آمریکای بی عرضه آمریکای بی عرضه
خاک بر سر دست وپاچلفتی اش کنند یک عملیات رو تو ایران نتونست با موفقیت انجام بده واقعا خاک بر سرش
حتی نتونست از پایگاه نظامی اش دفاع کنه به اندازه یه بچه زور نداره خاک بر سر بی عرصه اش
مقاله ای مستند و تحلیلی عالی که افول آمریکای جنایتکار را به تصویر کشیده است.
درود بر نویسنده و تحلیلگر این نوشته.
آقای ترامپ شما این فرصتو ب سیدعلی میدی؟؟
ما ایرانی هااا حاضر در خاک ایران با رهبر ایران مخالف هستیم
شمایی ک آیین کورش رو میزاری آیین مشورت
چرا ب جمهوری اسلامی روی خوش نشون میدی؟؟
بله کاملا درسته البته در صورتی که وطنم از گزند دشمنان داخلی در امان بماند که با فشار اقتصادی و خود تحریمی فروپاشی اقتدار ایران را طلب میکنند و به دنبال لبریز کردن صبر مردم هستند من به شخصه حاظرم ده یا پانزده سال سختیها را تحمل کنم ولی نسل آینده ما آرامش و رفاه را تجربه کند اما همه صبر من را ندارند متاسفانه از داخل به آمریکا که در حال عفول است پاس گل میدهند....
شرکتهای امریکا در چین بزرگترین تولیدات را ایفا میکنند و ایران تحریم تامینکننده نفت آنها هستند کشور ایران را بی تدبیریها کاری کرده شدیم برده غرب و شرق
وقتی در لفافه سخن می گویی مجبوری چرندیات را جلو ببری.جمهوری اسلامی هنر کند ملت ایران را از این فلاکت و فقر بیرون کند بقیه پیش کش
سلام ، نویسنده محترم انگار در این دنیا زندگی نکرده و صرفا فکر کرده که الان آمریکا و سایر ابر قدرتهای جهانی دیگر کاری به کشور ایران ندارد و همه همسایگان مرزی ما هم منتظر جلوس ایران بر کرسی رهبری منطقه هستند . زهی خیال باطل . آنقدر که همسایگان ما چوب لای چرخ اقتصاد و سیاست ایران گذاشته اند و دشمن ما هستند از جمله عربستان ، ترکیه ، کویت و غیره ... هیچ کشور ابرقدرتی با ایران عزیز ما دشمنی نکرده . البته دشمن در کشور ما در لباس دوست نادان هم بوده که با نادانی خود باعث ورود ایران ما به مشکلات منطقه ایی و دادن هزینه های نامربوط و غیر ضروری شده . شما کشور چین را ملاحظه کنید ، با حفظ ملی گرایی و پیشرفت روزافزون اقتصادی ، سیاسی و نظامی ، در حال تعامل با تمام دنیا بوده و از ایجاد دشمنی با هیچ کشوری جهت رضایت کشور دیگر استقبال نمیکند و در سایه همین تفکر در حال قبضه کردن جایگاه آمریکا در دنیاست ...
البته اگر چنین واقع بینی دارند چرا ایران را دهها سال است در تحریمها تحت فشار گذاشته اند .اینها چه از موضع حقیقی و یا فریب بگویند ایران به ان درجه رسیده که امنیت منطقه را تامین کند و از نظر جغرافیایی یک مکان خاص میباشد .علم ایران .مردم ایران .تاسیسات کارگر پذیر ایران .و نبوغ فکری ایرانی و رشد تفکر سیاسی ایرانیان کاملا برای قدرت منطقه ای بودن کافی است و معتقدیم ما قدرت اول منطقه و در اینده نزدیک قدرت بزرگی هم خواهیم بود .
لعنت عذاب خدا بر ترامپ خوک زرد جهنمی خالی از ادب اخلاق انسانیت که زندگی ملت ایران را تباه ضایع کرد
باسلام
قدرت منطقه ای ایران اسلامی حاکی از ورود حاکمیت خدا برجهان هسش باید رژیم های جنایتکار تروریستی یانکی های آمریکایی تروریستی حرامزاده و اروپای وحشی حرامزاده و گوساله پرستان سامری صهیونیستی تروریستی سگیونیستی توهم زده حرامزاده و وهابیت دست ساخته فراماسونری عنگلیسی از منطقه به قعر دریا ریخته شوند.این دوره دوره تعامل حساب نمیشه خونریزی های بیدحدو حصر سگ وحشی در آسیای غربی رژیم اسقاطیل واسیای شرقی بدست کره و ژاپن در آفریقا رژیم جنایتکار تروریستی سلطنتی عنگلیسی فراماسونری و فرانسوی های بی هویت
رویاپردازی بدی نبود ولی عملا هیچ....
آمریکا باید ایران را هم مثل چین و روسیه به عنوان یک کشور قدرتمند و مستقل بپذیرد، و در سیاست های تحریمی و فشار تجدید نظر کند، وبرای برنامه های بلند مدت تجاری و اقتصادی بلند مدت با ایران مستقیم وارد عمل شوند، از راه صلح و دیپلماسی ،
غرب پرستان ایران معیشت مردم را گروگان گرفتن تا نطام را مجبور کنند به سمت عرب برود اینها را شناسایی کنید و دستشان را از معیشت مردم کوتاه کنید