مسیر اقتصاد/ در طراحی مدل کسبوکار یک بانک توسعهای، توجه ویژه به پایداری منابع مالی از اهمیت بالایی برخوردار است. در دو شماره قبلی این سلسله یادداشت، اهمیت موضوع بهطور مفصل تشریح شد و همچنین تجربیات سه مورد شاخص و مشهور در سطح جهان در حوزه بانکداری توسعهای مورد بررسی قرار گرفت.
اکنون موضوع تأسیس بانک توسعه جمهوری اسلامی مطرح است. این بانک قرار است در طرحهای بزرگمقیاس، طرحهای توسعهای و تملک داراییهای سرمایهای دولتی مشارکت داشته و تأمین مالی آنها را برعهده گیرد. بدیهی است که چنین بانکی، مشابه بیشتر بانکهای توسعهای در جهان، نمیتواند بر منابع سپردهای تکیه کند؛ چرا که منابع سپردهای به دلیل ماهیت کوتاهمدت و ناپایدار خود، پشتوانه مناسبی برای تأمین مالی بلندمدت طرحهای توسعهای نیستند.
نه سپردهمحوری در تأمین منابع، نه قطع ارتباط با بازار پول
بانکهای توسعهای معمولاً از ورود به رقابت با بانکهای تجاری برای جذب سپرده پرهیز میکنند، چرا که هدف و ساختار آنها اساساً برای چنین فعالیتی طراحی نشده و مأموریت اصلی آنها در مسیر دیگری تعریف شده است. بنابراین پیشبینی سازِکارهای لازم برای دسترسی این بانک به منابع کافی و پایدار اهمیت زیادی دارد؛ چه برای آغاز فعالیت و ورود اولیه به اقتصاد و چه برای استمرار فعالیتها و توسعه آینده بانک.
با این حال، یک اشتباه احتمالی در این مسیر این است که تجویز شود بانک باید در ایجاد حسابهای سپرده بهطور شدید محدود شود؛ تا آنجا که برخی پیشنهاد میکنند در اساسنامه بانک، ممنوعیت کامل سپردهگیری درج شود. باید توجه داشت که اعمال محدودیت بیش از حد در سپردهگیری، اساساً عملیات بانک را دچار اختلال میکند. در صورتی که سپردهگیری بهطور کامل مسدود شود، دسترسی بانک به شبکه بانکی عملاً از بین میرود و ارتباطات آن با شبکه بانکی و بازار پول کشور بهشدت محدود میشود، که این موضوع میتواند کارایی بانک را بهشکل قابلتوجهی کاهش دهد.
تصمیم درست آن است که پیشبینیها و حمایتهای لازم برای دسترسی این بانک به منابع مالی پایدار بهطور کافی فراهم شود، بهگونهای که بانک، همانند دیگر بانکهای تخصصی کشور، به سمت گسترش شعب و سرمایهگذاری در سایر فناوریهای جذب سپرده سوق داده نشود. همچنین میتوان پیشنهاد داد که این بانک سپردههای سرمایهگذاری ایجاد نکند و صرفاً از سپرده جاری یا سایر سپردههای بدون سود، بهرهمند شود.
ضرورت طراحی سبدی متنوع از منابع پایدار برای بانک توسعه
درس اصلی تجربههای بررسیشده در دو شماره قبلی این سلسله یادداشت آن است که پایداری مالی بانک توسعه از مسیر اتکا به یک منبع واحد حاصل نمیشود. بانک توسعه جمهوری اسلامی ایران باید از ابتدا با سبدی متنوع از منابع طراحی شود؛ سبدی که شامل اوراق بدهی توسعه، منابع بودجهای دولت، منابع صندوقهای سیاستی، حمایتهای بانک مرکزی و ابزارهایی مانند گواهی سپرده عام و خاص باشد.
این منابع از نظر امکان تحقق و افق زمانی یکسان نیستند. برخی منابع، مانند حمایتهای بودجهای یا خطوط اعتباری بانک مرکزی، در کوتاهمدت قابل فعالسازی هستند؛ اما برخی دیگر، مانند اوراق توسعه نیازمند طراحی نهادی، اعتمادسازی و بازارسازی توسط سیاستگذار است. علاوه بر این، تجهیز هر یک از این منابع به حوزههای متفاوتی از سیاستگذاری اقتصادی گره خورده است؛ بهگونهای که بخشی از آنها بیشتر تحت تأثیر سیاستهای پولی قرار دارند و بخشی دیگر وابسته به سیاستهای مالی و بودجهای دولت هستند.
در ادامه این یادداشت به عنوان نمونه دو مورد از منابع مالی که میتوانند پایداری مناسبی برای بانک توسعه جمهوری اسلامی ایران فراهم کنند مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفتهاند.
پیشنهادهای عملیاتی برای تسریع بازارسازی اوراق
مشابه بسیاری از بانکهای توسعهای جهان، بانک توسعه جمهوری اسلامی ایران نیز میتواند انتشار اوراق توسعه را بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای تأمین منابع مالی پایدار خود در نظر بگیرد. با این حال، همانگونه که در تجربه چین نیز مشاهده شد، بهرهگیری مؤثر از این ابزار—بهویژه در اقتصادهای در حال توسعه—نیازمند شکلگیری فرآیند بازارسازی برای اوراق توسعه با حمایت فعال دولت و بانک مرکزی است.
در ایران نیز میتوان مجموعهای از سیاستها و اقدامات را برای تسریع شکلگیری بازار اوراق توسعه طراحی کرد تا شرایط لازم برای جذب منابع قابلتوجه از طریق انتشار این اوراق فراهم شود. یکی از این اقدامات میتواند الزام قانونی نهادهای مالی مثل بانکها و صندوقهای سرمایهگذاری برای خرید و نگهداری حجم معینی از اوراق بانک توسعه باشد. علاوه بر این، میتوان از مجموعهای از سازِکارهای انگیزشی برای افزایش تمایل به خرید و نگهداری اوراق توسعه بهره گرفت. برخی از مهمترین این اقدامات عبارتاند از:
- تضمین پذیرش اوراق توسعه از سوی بانک مرکزی در عملیات بازار باز و قراردادهای بازخرید (ریپو) برای بانکهای تجاری؛
- مستثنیکردن اوراق توسعه از محدودیتهای مربوط به کنترل ترازنامه بانکهای خریدار؛
- تعیین دولت بهعنوان ضامن بازپرداخت اصل و سود اوراق توسعه؛
- فراهمکردن امکان معامله و توثیق اوراق توسعه در بازار سرمایه؛
- احتساب معادل ارزش اوراق توسعه تحت تملک بانکها—یا بخشی از آن—بهعنوان بخشی از ذخیره قانونی موردنیاز بانک خریدار. بهبیان دیگر، بانک مرکزی میتواند متناسب با میزان نگهداری این اوراق توسط بانکها، نرخ مؤثر ذخیره قانونی آنها را کاهش دهد.
گواهی سپرده؛ ابزار جمعآوری منابع خرد
اگر بانک توسعه بخواهد بخشی از منابع خرد اشخاص حقیقی یا حقوقی را نیز جذب کند، گواهی سپرده عام و خاص ابزار مناسبتری نسبت به سپردههای عادی است. گواهی سپرده به دلیل قابلیت معامله، امکان طراحی سررسید مشخص و امکان تعیین نرخ شکست پایینتر، پایداری بیشتری برای منابع بانک ایجاد میکند. این ابزار میتواند بدون تبدیل بانک به یک نهاد سپردهمحور، امکان مشارکت منابع خرد اشخاص حقیقی و حقوقی را در تأمین مالی توسعهای فراهم کند.
در مجموع، بر اساس آنچه در این یادداشت تبیین شد، میتوان دریافت که بانک توسعهای نباید همانند بانکهای تجاری برای تأمین منابع مالی خود به سپردهها متکی باشد. در عین حال، محدودکردن دسترسی این بانک به بازار پول و نظام پرداخت نیز رویکرد مناسبی نخواهد بود. راهکار صحیح آن است که منابع مالی پایدار و متناسبی برای این بانک پیشبینی شود تا بتواند بدون اتکا به سپردهپذیری گسترده، مأموریت توسعهای خود را ایفا کند. سایر ابزارها و سازِکارهای تأمین مالی نیز در یادداشتهای آتی تحلیل و ارزیابی خواهند شد.
انتهای پیام/ پول و بانک

