۱۲ خرداد ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۴۸۸۷ ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۱۰ دسته: تجارت و دیپلماسی
۰

تنش‌های ژئوپلیتیک در غرب آسیا و اختلال در تنگه هرمز، بار دیگر آسیب‌پذیری مسیرهای سنتی انرژی را آشکار کرده و کشورهای آفریقایی را به سمت بازتعریف امنیت انرژی سوق داده است. در شمال آفریقا، پیوند میان تولید نفت خام لیبی با ظرفیت پالایشی ۸۴۰ هزار بشکه‌ای مصر، نمونه‌ای از شکل‌گیری راهگذرهای درون‌منطقه‌ای انرژی است. همزمان، الجزایر با سرمایه‌گذاری و انتقال دانش فنی در نیجر و آنگولا، نقش خود را از صادرکننده انرژی به پشتیبان مالی و فنی پروژه‌های فرامرزی ارتقا داده است. در غرب آفریقا نیز خط لوله مراکش-نیجریه و توسعه اتصال شبکه‌های برق، مسیر تازه‌ای برای همگرایی انرژی قاره ایجاد می‌کند. این تحولات نشان می‌دهد آفریقا در حال حرکت از وابستگی به تامین‌کنندگان بیرونی به سمت اتصال زیرساختی، تنوع‌بخشی و خوداتکایی منطقه‌ای است.

به گزارش مسیر اقتصاد ناامنی در یکی از حیاتی‌ترین شاهراه‌های انرژی جهان، بار دیگر جغرافیای سیاسی قدرت و جریان تجارت جهانی را دستخوش تغییر کرده است. بسته‌شدن تنگه هرمز توسط ایران در اسفند ۱۴۰۴، که در پی حملات هماهنگ اسرائیل و ایالات متحده رخ داد، شوک شدیدی به بازارهای جهانی وارد کرد. این آبراه کلیدی که حدود یک‌پنجم جریان نفت خام جهان را پوشش می‌دهد، در صورت انسداد می‌تواند امنیت اقتصادی بسیاری از کشورهای واردکننده، به‌ویژه در آسیا، را به مخاطره بیندازد.

با این حال، پیامدهای این بحران تنها به کشورهای مصرف‌کننده محدود نماند. این رویداد محرکی بی‌سابقه برای بازآرایی راهبردی در قاره آفریقا شد. کشورهای شمال آفریقا در واکنش به این نوسانات شدید خارجی، روند همگرایی منطقه‌ای را تسریع کرده‌اند تا با کاهش وابستگی به تامین‌کنندگان بیرونی، مسیرهای ترانزیتی امن‌تری برای خود ایجاد کنند. این تغییر رویکرد، پویایی تازه‌ای را در روابط میان کشورهای همسایه ایجاد کرده است.

مدل مصر و لیبی؛ پیوند راهبردی نفت خام با توان پالایش

یکی از ملموس‌ترین جلوه‌های این تغییر نگرش، در همکاری‌های دوجانبه میان مصر و لیبی آشکار شده است. در بازه زمانی اسفند ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵، قاهره برای مقابله با بحران شدید تامین انرژی داخلی خود، واردات نفت از لیبی را به بیش از یک میلیون بشکه در ماه رساند.

این همکاری در زمانی شکل گرفته است که تولید نفت لیبی پس از یک دهه بی‌ثباتی، به دلیل برقراری آرامش نسبی سیاسی و کاهش تهدیدهای امنیتی، به اوج خود، یعنی ۱.۴ میلیون بشکه در روز، رسیده است. ثبات نسبی جدید و تمدید امتیازات نفتی، غول‌های بین‌المللی نظیر توتال، کونوکوفیلیپس و انی را دوباره به این کشور بازگردانده است.

اما در این شرایط جدید، زنجیره ارزش تنها زمانی تکمیل می‌شود که ظرفیت‌های بالادستی لیبی با توانمندی‌های پایین‌دستی مصر پیوند بخورد. مصر با در اختیار داشتن ۱۲ پالایشگاه فعال و ظرفیت پالایش روزانه ۸۴۰ هزار بشکه، نقشی کلیدی در پردازش و صادرات این منابع ایفا می‌کند و یک راهگذر پایدار درون‌منطقه‌ای را شکل می‌دهد.

راهبرد الجزایر؛ بازوی مالی و فنی توسعه فرامرزی

برخلاف الگوی لجستیکی مصر، دولت الجزایر راهبرد متفاوتی را در پیش گرفته که بر پایه سرمایه‌گذاری‌های کلان و انتقال دانش فنی استوار است. شرکت ملی سوناتراک به‌عنوان بازوی اجرایی الجزایر، فعالیت‌های خود را به خارج از مرزها گسترش داده تا نقش این کشور را از یک صادرکننده صرف به یک حامی مالی و فنی بزرگ ارتقا دهد.

احیای طرح‌های مشترک هیدروکربنی با نیجر در منطقه نفتی کافرا، نمونه‌ای روشن از این سیاست است. الجزایر همچنین همکاری‌های فنی خود را با شرکت سونانگول آنگولا در زمینه‌های مهندسی فراساحلی و بهینه‌سازی پالایشگاه‌ها توسعه داده است.

این نوع همکاری‌های جنوب-جنوب، افزون بر تقویت خودکفایی قاره‌ای، بستر مناسبی را برای اجرای برخی طرح‌های عظیم مانند خط لوله گاز ترانس‌صحرایی فراهم می‌سازد. این خط لوله قرار است گاز نیجریه را از طریق نیجر و الجزایر به بازارهای اروپایی منتقل کند.

راهگذرهای ترانزیتی و آرزوی شکل‌گیری کمربند قدرت سبز

در سوی دیگر قاره، طرح جاه‌طلبانه خط لوله گاز مراکش-نیجریه، نمایانگر اوج تلاش‌ها برای یکپارچه‌سازی فرامنطقه‌ای است. این طرح پیچیده قرار است گاز نیجریه را با عبور از ۱۳ کشور غرب آفریقا به مراکش و در نهایت به اروپا برساند.

افزون بر این، مراکش خطوط اتصال الکتریکی خود را با موریتانی تقویت کرده تا جایگاه خود را به‌عنوان قطب برق منطقه تثبیت کند. این شبکه، تجربه مراکش در انرژی‌های تجدیدپذیر را با ظرفیت‌های بادی و خورشیدی موریتانی ترکیب می‌کند. در نتیجه، این شبکه را می‌توان گامی مهم در مسیر ایجاد کمربند قدرت سبز در آفریقا دانست.

تحولات اخیر در سراسر قاره نشان می‌دهد که امنیت انرژی دیگر بر اساس اتکا به بازیگران خارجی تعریف نمی‌شود؛ بلکه بر پایه اتصال زیرساخت‌ها، تنوع‌بخشی به سرمایه‌گذاری‌ها و خوداتکایی جمعی شکل می‌گیرد. قاره آفریقا در حال گذار از توافق‌های کاغذی به واقعیت‌های عینی و ساختاری است.

منبع: earth.org

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.