به گزارش مسیر اقتصاد بحران انرژی پس از جنگ ایران، نشاندهنده اوج وابستگی ساختاری طی نیم قرن اخیر است. در سال ۲۰۲۵، آسیا روزانه ۱۴.۷۴ میلیون بشکه نفت خام غرب آسیا را وارد کرده که تقریباً ۶۰ درصد از کل واردات آن را شامل میشود. اما انسداد تنگه هرمز پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل، این وابستگی را به وضعیت اضطراری منطقهای تبدیل کرد. بطوریکه، آژانس بینالمللی انرژی (IEA) این اختلال را بزرگترین شوک عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت توصیف کرده است. اکنون این پرسش مطرح میشود که آیا آسیا میتواند نفت را از مناطق دیگر تأمین کند؟
انواع نفت خام مصرفی پالایشگاههای آسیایی
هر بشکه نفت خام با دو ویژگی «چگالی» و «میزان گوگرد» تعریف میشود. چگالی، نفت خام را به سبک و سنگین تقسیم میکند. نفت خام سبک به راحتی جریان مییابد و حجم زیادی از سوختهای با ارزش مانند بنزین و گازوئیل را تولید میکند. نفت خام سنگین غلیظ و چسبناک است و نیاز به فرآوری بیشتری دارد. دومین ویژگی اصلی نفت میزان گوگرد آن است که به «شیرین» یا «ترش» تقسیم میشود. نفت خام شیرین میزان گوگرد اندکی دارد، بنابراین پالایش آن ساده بوده و البته قیمت بالاتری دارد. در مقابل، نفت خام ترش برای جدا کردن ناخالصیها به تجهیزات تخصصی و واحدهای گوگردزدایی نیاز دارد. این نوع نفت خام با تخفیف مناسب فروخته میشود و همین امر آن را برای پالایشگاههای دارای تجهیزات جذاب میکند. نفت خام خلیج فارس عمدتاً متوسط و ترش و نفت خام ایالات متحده سبک و شیرین است. بنابراین، این دو محصول از نظر شیمیایی متمایز هستند و جایگزینهای یکدیگر نیستند.
عربستان سعودی، امارات متحده عربی و عراق سه تأمینکننده بزرگ آسیا هستند. نفت سبک عربستان سعودی به عنوان نوع متوسط-ترش، خوراک پالایشگاههای سراسر چین، هند، ژاپن و کره جنوبی را تامین میکند. نفت سنگین و متوسط عربستان خوراک پالایشگاههای پیچیده آسیا را تشکیل میدهند. نفت بصره عراق نیز تقریباً مشابه آن است. اما نفت امارات متحده عربی سبکتر اما همچنان ترش است. اگرچه این نفت در غرب آسیا تولید میشود، اما در آسیا پالایش میشود. بنابراین، این درجات ترش متوسط تا سنگین، مشخص میکنند که پالایشگاههای آسیایی برای مصرف چه نوعی از نفت ساخته شدهاند.
چرا آسیا نمیتواند به راحتی جایگزین نفت خام خلیج فارس شود؟
اقتصادهای آسیایی با محدودیتهای متعددی روبرو هستند. پالایشگاههای چین، ژاپن، کره جنوبی، هند و آسیای جنوب شرقی، واحدهای خود را برای فرآوری انواع نفت خام ترش متوسط و سنگین تولیدشده توسط صادرکنندگان خلیج فارس تنظیم کردهاند. اینها تأسیسات عمومی نیستند، بلکه سیستمهای دقیقی هستند که طی دههها برای یک ماده اولیه خاص کالیبره شدهاند. پالایشگاههای آسیایی میلیاردها دلار در سیستمهای گوگردزدایی سرمایهگذاری کردهاند که برای نفت خام خلیج فارس با گوگرد بالا اما ارزانتر تنظیم شدهاند. تغییر نوع نفت خام، بازده محصول در پالایشگاهها را تغییر میدهد و نیاز به تنظیمات عملیاتی در ترکیب، کراکینگ و مشخصات خروجی دارد. این امر در کوتاهمدت باعث کاهش توان عملیاتی، تغییر بازده و کاهش سودآوری میشود.
جایگزینهای موجود معمولا ویژگی مشترک با نفت خلیج فارس ندارد. نفت خام ایالات متحده سبک و شیرین است، چگالی و ویژگی آن برای پالایشگاههای ساخته شده برای نفت خام ترش خلیج فارس نامناسب است. پالایشگاههایی که اکنون نمیتوانند، انواع سبکتر را جایگزین کنند، اکنون برای جایگزینی از آمریکا و غرب آفریقا رقابت میکنند که این امر نیز هزینه حمل و نقل، زمان تحویل وعدم قطعیت خوراک را افزایش میدهند. در نتیجه، هیچ جایگزین مناسبی در کوتاهمدت برای نفت خام خلیج فارس وجود ندارد. تنظیمات مجدد دائمی نیز سالها طول میکشد که میلیاردها دلار هزینه دارد. به عنوان مثال، اکسون موبیل ۲ میلیارد دلار آمریکا و چهار سال برای افزودن یک واحد تقطیر نفت خام در پالایشگاه تگزاس خود برای فرآوری نوع جدیدی از نفت خام، نفت شیل سبک پرمین، هزینه کرد.
این وابستگی تصادفی نیست، زیرا اکثر پالایشگاههای آسیایی بیش از ۵۰ درصد از نفت خام خود را از طریق قراردادهای بلندمدت تامین میکنند و این امر توانایی آنها را برای تغییر سریع سیاستها محدود کرده است. همچنین، تولیدکنندگان نفت غرب آسیا در پالایشگاههای آسیایی سرمایهگذاری کردهاند که این امر وابستگی را عمیقتر میکند. شرکت آرامکوی عربستان سعودی در سهام پالایشگاههای آسیایی سرمایهگذاری، زنجیرههای تأمین را یکپارچه و مشتریان را مطمئن کرده است، که این امر نیز در نهایت پالایشگاههای آسیایی را به خوراک خلیج فارس وابستهتر کرد. ازهمین روی، برخی از پالایشگاههای آسیایی از زمان انسداد تنگه هرمز، تولید خود را ۱۰ درصد یا بیشتر کاهش دادهاند. این به دلیل نبود نفت نیست، بلکه به کمبود نفت از نوع مناسب مربوط میشود.
ژاپن؛ آسیبپذیرترین واردکننده آسیایی در برابر اختلال هرمز
میزان تابآوری کشورهای آسیایی در برابر این بحران یکسان نیست. هند و چین به دلیل برخورداری از پالایشگاههای بزرگتر و پیچیدهتر، تنوع بیشتر در منابع وارداتی و در مورد چین، تولید داخلی قابل توجه، انعطاف بیشتری برای مدیریت اختلال دارند. کره جنوبی و سنگاپور در وضعیت میانه قرار میگیرند؛ زیرا پالایشگاههای پیشرفتهتری دارند، اما همچنان به نفت خام خلیج فارس وابستهاند. در مقابل، ژاپن به دلیل پالایشگاههای کوچکتر و سادهتر، ظرفیت تبدیل محدودتر و تمرکز بالای واردات بر نفت سبک و متوسط غرب آسیا، آسیبپذیرترین واردکننده بزرگ آسیایی در برابر اختلال هرمز محسوب میشود.
پالایشگاههای ژاپن کوچکتر و سادهتر از تأسیسات جدیدتر در چین، کره جنوبی و هند هستند و ظرفیت تبدیل اندکی برای پردازش انواع نفت خارج از چارچوب تعیینشده را دارند. ترکیب واردات ژاپن بر انواع سبک و متوسط غرب آسیا متمرکز است که تقریباً ۷۰ درصد از حجم واردات تحویلی را از سال ۲۰۲۴ تشکیل میدهد. البته، ژاپن گامهایی برای تنوعبخشی در این راستا برداشته است؛ این کشور در سال ۲۰۲۵ روزانه ۱۰۳۷۸۴ بشکه نفت خام ایالات متحده خریداری کرد که تقریباً دو برابر رقم سال ۲۰۲۴ است و شرکت تایو اویل نیز نخستین صادرات نفت خام سبک شیرین روسیه را از ژانویه ۲۰۲۳ به ژاپن انجام داد. با این حال، تحلیلگران باور دارند که تنظیمات پالایشگاهها و محدودیتهای لجستیکی احتمالاً میزان تغییر پالایشگاههای ژاپنی به سمت نفت خام ایالات متحده را محدود میکند. در مجموع، ترکیب شیمیایی نفت خام خلیج فارس و ساختار سرمایهای پالایشگاههای آسیا با هم تکامل یافتهاند. جایگزینی یکی مستلزم بازسازی دیگری است که این امر در کوتاهمدت امکانپذیر نیست.
منبع: بنیاد تحقیقاتی آبزرور هند
انتهای پیام/ انرژی

