به گزارش مسیر اقتصاد موجی از نااطمینانی ناشی از سیاستهای دولت ترامپ، روند گسترش صنعت تولید تجهیزات برق خورشیدی در آمریکا را با اختلال مواجه کرده است. شرکتهای بزرگ نصب پنل خورشیدی، بانکها و بیمهگران از همکاری با دستکم شش کارخانه تازهساخت آمریکا که به شرکتهای چینی یا زنجیره تأمین چین مرتبط هستند، عقبنشینی کردهاند. علت اصلی این عقبنشینی، ابهام درباره این است که آیا ارتباط این کارخانهها با چین میتواند آنها را از دریافت یارانهها و اعتبارهای مالیاتی انرژی پاک محروم کند یا خیر.
محدودیت علیه چین و ابهام برای صنعت تولید برق خورشیدی آمریکا
مقررات جدید مورد حمایت ترامپ، حضور شرکتهای چینی در طرحهای مشمول یارانه انرژی پاک را محدود میکند. هدف رسمی این سیاست، کاهش وابستگی آمریکا به زنجیرههای تأمین تحت سلطه چین، بهویژه در صنعت خورشیدی است. این مقررات مالکیت شرکتهای چینی در کارخانههای مشمول یارانه را به کمتر از ۲۵ درصد محدود میکند و علاوه بر مالکیت، موضوع «کنترل مؤثر» شرکتهای چینی بر این کارخانهها را نیز هدف قرار میدهد.
با این حال، نبود دستورالعملهای کامل و شفاف از سوی وزارت خزانهداری آمریکا، فضای گستردهای از ابهام ایجاد کرده است. بسیاری از شرکتها نمیدانند آیا ارتباطات غیرمستقیم با چین، مانند تقسیم سود، قرارداد تأمین، مجوز فناوری یا ساختارهای مالکیت اقلیت، میتواند موجب حذف آنها از اعتبارهای مالیاتی فدرال شود یا نه. همین ابهام، سرمایهگذاران و تأمینکنندگان مالی را به سمت احتیاط شدید سوق داده است.
عقبنشینی سرمایهگذاران و بیمهگران
این نااطمینانی اکنون جریان سرمایهگذاری در صنعت خورشیدی آمریکا را تحت تأثیر قرار داده است. شرکتهای بزرگ نصب و توسعه طرحهای خورشیدی، فهرست تأمینکنندگان خود را بازنگری کردهاند و برخی تولیدکنندگانی را که پیشتر در آمریکا فعالیت میکردند، از فهرست خرید کنار گذاشتهاند.
شرکت Sunrun، بزرگترین نصبکننده خورشیدی خانگی در آمریکا، از جمله شرکتهایی است که تأمین تجهیزات از تولیدکنندگان مرتبط با چین را محدود کرده است. فهرست جدید تأمینکنندگان مورد تأیید این شرکت شامل تولیدکنندگان غیرچینی است و نام شرکتهایی مانند Canadian Solar، JA Solar، Jinko، LONGi و Trina که با چین ارتباط دارند، از آن حذف شده است. بانکهایی مانند مورگان استنلی، جیپی مورگان و گلدمن ساکس نیز به دلیل نگرانی از بیاعتبار شدن احتمالی اعتبارهای مالیاتی در آینده، تأمین مالی برخی طرحهای خورشیدی را کاهش دادهاند.
بیمهگران نیز با احتیاط بیشتری عمل میکنند؛ زیرا ممکن است طرحهایی که امروز مشمول یارانه به نظر میرسند، در آینده بر اساس تفسیر تازه دولت از مقررات جدید، بخشی از حمایتهای خود را از دست بدهند. نتیجه این وضعیت، افزایش ریسک سرمایهگذاری و کاهش سرعت اجرای طرحهایی است که در شرایط عادی میتوانستند به توسعه تولید داخلی و افزایش ظرفیت برق آمریکا کمک کنند.
وابستگی ساختاری صنعت خورشیدی آمریکا به چین
اهمیت این مسئله در آن است که صنعت خورشیدی آمریکا در سالهای اخیر یکی از محورهای اصلی رشد تولید صنعتی سبز بوده است. پس از تصویب مشوقهای اقلیمی در دوره بایدن، شرکتهای تولید تجهیزات خورشیدی نزدیک به ۴۳ میلیارد دلار سرمایهگذاری و ایجاد حدود ۴۸ هزار شغل را اعلام کردند. با این حال، بخش مهمی از این ظرفیت به شرکتهای چینی یا شرکتهای مرتبط با زنجیره فناوری چین متکی بود.
شرکتهای چینی یا مرتبط با چین حدود ۲۵ گیگاوات از ۶۶ گیگاوات ظرفیت عملیاتی تولید ماژول خورشیدی در آمریکا را ایجاد کردهاند؛ یعنی بیش از یکسوم ظرفیت تولید پنل خورشیدی این کشور. بنابراین مسئله فقط حذف چند تأمینکننده خارجی نیست؛ بلکه بخشی از ظرفیت تولید داخلی آمریکا که قرار بود جایگزین واردات شود، خود با سرمایه، فناوری یا زنجیره تأمین چین شکل گرفته است.
چین نیز همچنان بازیگر مسلط صنعت خورشیدی جهان است. بر اساس برآورد وود مکنزی، چین حدود ۸۰ درصد تولید جهانی تجهیزات خورشیدی را در اختیار دارد. همین سلطه باعث شده جداسازی سریع صنعت خورشیدی آمریکا از چین، بدون ایجاد ظرفیت جایگزین داخلی، هزینهزا و زمانبر باشد.
تناقض میان امنیت صنعتی و واقعیت بازار
کارشناسان انرژی هشدار میدهند محدود کردن زنجیرههای مرتبط با چین، بدون ایجاد جایگزینهای قدرتمند داخلی، میتواند روند توسعه انرژی تجدیدپذیر در آمریکا را کند کند. این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری دارد که تقاضای برق در آمریکا، بهویژه به دلیل گسترش مراکز داده و زیرساختهای مرتبط با هوش مصنوعی، بهسرعت در حال افزایش است. در چنین شرایطی، انرژی خورشیدی همراه با ذخیرهسازی باتری یکی از سریعترین گزینهها برای افزایش ظرفیت تولید برق محسوب میشود، زیرا توسعه نیروگاههای گاز، زغالسنگ یا هستهای زمان بیشتری نیاز دارد.
این وضعیت تناقضی جدی در سیاست صنعتی آمریکا ایجاد کرده است. از یک سو، واشنگتن به دنبال کاهش وابستگی به چین، تقویت امنیت ملی و بازسازی ظرفیت تولید داخلی است؛ اما از سوی دیگر، بخشی از همان ظرفیت داخلی که قرار است جایگزین چین شود، با فناوری، سرمایه یا زنجیره تأمین چین ساخته شده است. بنابراین اهداف ژئوپلیتیکی و واقعیتهای اقتصادی هنوز در یک مسیر هماهنگ قرار نگرفتهاند.
تا زمانی که وزارت خزانهداری آمریکا دستورالعملهای روشن درباره نحوه اجرای مقررات جدید ارائه نکند، سرمایهگذاران ناچارند محافظهکارانه عمل کنند. نتیجه این وضعیت میتواند خروج سرمایه از طرحهایی باشد که در شرایط عادی به رشد تولید داخلی و توسعه انرژی پاک کمک میکردند. در نهایت، موفقیت این سیاستها به توان دولت آمریکا در ایجاد تعادل میان محدودیتهای ژئوپلیتیکی و ثبات سرمایهگذاری بستگی دارد؛ در غیر این صورت، سیاستی که برای کاهش وابستگی به چین طراحی شده، ممکن است همان رونق صنعتی را تضعیف کند که قرار بود تقویت شود.
منبع: رویترز
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

