مسیر اقتصاد/ در یادداشت پیشین، دو نمونه از بانکهای توسعهای برجسته، یعنی KfW آلمان و CDB چین، مورد بررسی قرار گرفتند. در این یادداشت، به سراغ یکی دیگر از بانکهای توسعهای بزرگ جهان میرویم که طی دهههای گذشته سهمی بیش از ۱۰ درصد از بازار اعتبارات کشور خود را در اختیار داشته و نقش بسزایی در تأمین مالی توسعه ایفا نموده است. این بانک در اقتصادی فعالیت میکند که در سالهای اخیر بهعنوان یک اقتصاد نوظهور شناخته شده است: بانک توسعه اقتصادی و اجتماعی برزیل.
تأمین مالی توسعه با محوریت اوراق بدهی در بانکهای توسعه آلمان و چین
توسعه زیرساخت برزیل در گرو تأمین پایدار منابع مالی بانک BNDES
بانک توسعه اقتصادی و اجتماعی برزیل (BNDES) در سال ۱۹۵۲ با هدف تدوین و اجرای سیاستهای توسعه اقتصادی و جبران عقبماندگیهای ساختاری این کشور فعالیت خود را آغاز کرد. بررسی اسناد این بانک نشان میدهد که از ابتدای تأسیس، یکی از مهمترین مسائل اقتصاد برزیل—که از طریق این نهاد پیگیری شده—شکاف زیرساختی[۱] بوده است. بدیهی است ایفای مؤثر چنین مأموریتی مستلزم توجه ویژه به پایداری منابع تأمین مالی بوده است.
صندوق حمایت از کارگران ستون اصلی تأمین مالی توسعه در برزیل
یکی از مهمترین منابع تأمین مالی توسعه در BNDES، «صندوق حمایت از کارگران[۲]» است. دولت برزیل رابطه این صندوق با بانک توسعه را در قالب قوانین مشخص (از جمله اساسنامه صندوق) تعریف کرده و صندوق را موظف ساخته بخشی از منابع خود را در اختیار این بانک قرار دهد تا در مسیر اجرای برنامههای توسعهای مورد استفاده قرار گیرد.
این سازوکار تأمین مالی دارای ویژگیهای قابلتوجهی است: پایداری حقوقی، عدم وابستگی منابع صندوق به بودجه فدرال، برخورداری از نرخهای بهره ترجیحی و بلندمدت و نیز فقدان سررسید مشخص برای بازپرداخت. مجموعه این ویژگیها موجب میشود که این منابع عملاً ماهیتی نزدیک به بدهیهای مادون[۳] در ترازنامه بانک پیدا کنند و در نتیجه، سطح بالایی از ثبات و امنیت مالی را برای بانک فراهم آورند. منابع این صندوق نیز عمدتاً از محل نوعی مالیات اختصاصی تأمین میشود که دولت از شرکتها، متناسب با تعداد کارکنان و میزان درآمد عملیاتی آنها، دریافت کرده و بهطور کامل به این صندوق واریز میکند.
نقش خزانهداری دولت در تقویت تأمین مالی توسعه پس از بحران ۲۰۰۸
متناسب با جهتگیریهای سیاست مالی دولتهای مختلف در برزیل، این بانک نیز همواره بخشی از منابع خود را از طریق تزریقهایی که از سوی خزانهداری ملی دریافت میکرده، تأمین کرده است. بهطور خاص، پس از وقوع بحران مالی جهانی ۲۰۰۸، دولت برزیل بهمنظور تقویت نقش ضدچرخهای این بانک و جبران کاهش سرمایهگذاری بخش خصوصی، منابع قابلتوجهی را از طریق انتشار اوراق بدهی دولتی و اعطای وامهای مستقیم در اختیار BNDES قرار داد.
این تزریقها بهقدری گسترده بود که در سالهای پس از بحران، سهم خزانهداری ملی در سمت منابع بانک به حدود ۵۰ درصد رسید. با تغییر دولت و دگرگونی در رویکرد سیاست مالی، دولت جدید تصمیم گرفت بازپرداخت منابع تزریقشده و معوق به این بانک را در یک افق بلندمدت، تا سال ۲۰۳۰ و طی بازهای حدود ۱۵ سال، در دستور کار قرار دهد.
تنوعبخشی به منابع شرط پایداری تأمین مالی توسعه
بحران مالی ۲۰۰۸ موجب شد BNDES بیش از پیش به سمت تنوعبخشی به منابع مالی خود حرکت کند و تمرکز بیشتری بر پایداری تأمین مالی داشته باشد؛ بهگونهای که بتواند همچنان نقش فعال و اثرگذار خود را در اقتصاد برزیل حفظ و تقویت کند. اقدامات متعددی در این راستا به اجرا درآمده است. از جمله، تصمیم گرفته شد علاوه بر صندوق FAT، تأمین مالی از سایر صندوقهای سیاستی نیز از طریق گسترش همکاری با این نهادها افزایش یابد. همچنین از سال ۲۰۱۱ و با حمایت دولت، انتشار اوراق بلندمدتی تحت عنوان «اوراق زیرساخت»[۴] در دستور کار قرار گرفت. با این حال، این ابزار همچنان جایگاه قابلتوجهی در ترازنامه بانک نیافته و سهم آن از کل منابع بانک تا سال ۲۰۲۴ به بیش از ۲ درصد نرسیده است.
تقویت سرمایه بانک از طریق محدودیت تقسیم سود
از دیگر راهکارهای اتخاذشده برای تقویت پایداری منابع، میتوان به اصلاح اساسنامه بانک در سال ۲۰۱۵ اشاره کرد. بر اساس این اصلاحیه، حداقل ۴۰ درصد از سود سالانه بانک باید برای تقویت سرمایه پایه نزد بانک باقی بماند و قابل تقسیم نباشد. قبل از تصویب این اصلاحیه، بر اساس تصمیم مقامات دولتی مربوطه در برخی سالها مانند ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ تا صد در صد سود این بانک به حساب خزانه واریز میشد. این اقدام باعث شد بخشی از منابع بانک بهصورت درونزا تقویت شود و اتکای آن به منابع بیرونی کاهش یابد. در واقع، حفظ سود در ترازنامه بانک بهعنوان ابزاری برای افزایش ظرفیت تأمین مالی توسعه مورد استفاده قرار گرفت.
عملیات ریپو ابزار مکمل مدیریت نقدینگی بانک توسعه برزیل
از دیگر منابع تأمین مالی این بانک، منابع حاصل از عملیات ریپو با بانک مرکزی است. بانک توسعه اقتصادی و اجتماعی برزیل بهمنظور مدیریت نقدینگی کوتاهمدت خود مجاز است با بانکهای تجاری وارد عملیات ریپو شده و بهطور همزمان، عملیات ریپوی معکوس را با بانک مرکزی انجام دهد. بررسی ترازنامه این بانک نشان میدهد که در سالهای اخیر، خالص عملیات ریپو بهصورت ماندهای مثبت در سمت منابع منعکس شده و سهمی در حدود ۵ درصد از کل منابع بانک را به خود اختصاص داده است.
در مجموع، تجربه بانک توسعه برزیل نشان میدهد که پایداری تأمین مالی توسعه تنها از طریق اتکا به یک منبع محقق نمیشود، بلکه نیازمند ترکیبی از صندوقهای سیاستی، حمایت دولت، تقویت سرمایه پایه و استفاده تدریجی از ابزارهای بازارمحور است. همین تنوعبخشی به منابع، امکان تداوم نقش توسعهای این بانک را در اقتصاد برزیل فراهم کرده است.
پانویس:
[۱] شکاف زیرساختی به فاصله میان سطح موجود زیرساختهای یک کشور با میزان زیرساخت موردنیاز برای تحقق رشد اقتصادی، توسعه صنعتی و تأمین نیازهای عمومی گفته میشود.
[۲] FAT
[۳] بدهی مادون یا دیون فرعی (subordinated debt) به نوعی از بدهی گفته میشود که در ساختار سرمایه یا ترازنامه یک شرکت یا بانک، نسبت به سایر بدهیها (مثل سپردهها یا بدهیهای عادی) در اولویت پایینتری برای بازپرداخت قرار دارد.
[۴] اوراق زیرساخت یا Infrastructure Bonds اوراقی هستند که عمدتاً به واسطه BNDES در برزیل منتشر میشوند تا سرمایه پروژههای زیرساختی بلندمدت را تأمین کنند و اغلب مشمول مشوقهای مالیاتیاند.
انتهای پیام/ پول و بانک


