۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۳۷۳۴ ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۰ دسته: دولت و حکمرانی
۰

گزارش رسانه آمریکایی آتلانتیک نشان می‌دهد جنگ ۶۵ روزه آمریکا و اسرائیل اگرچه ضربات سنگینی به توان نظامی، زیرساختی و اقتصادی ایران وارد کرد، اما نتوانست تهران را به تسلیم وادار کند. ایران در وضعیت تضعیف‌شده نیز با اتکا به موقعیت جغرافیایی، مین‌گذاری، پهپادهای ارزان و ناوگان قایق‌های کوچک، کنترل خود بر تنگه هرمز را حفظ کرده و عبور روزانه بیش از ۱۳۰ کشتی را به ۳ شناور محدود ساخته است. این وضعیت، شوک بزرگی به بازار انرژی و تجارت جهانی وارد کرده و طبق برآورد پنتاگون، هزینه جنگ برای آمریکا را به حدود ۲۵ میلیارد دلار رسانده است. ایران در جنگ اخیر تاب‌آوری غیر منتظره‌ای از خود نشان داده است و اهرم تنگه هرمز نیز به نوعی نقش بازدارندگی در جنگ‌افروزی دوباره علیه این کشور دارد. از نگاه آتلانتیک، ایران آسیب دید اما شکست نخورد و تداوم ایستادگی تهران، به معنای تحمیل درد اقتصادی بیشتر به جهان و افزایش فشار بر آمریکا و اسرائیل برای پذیرش خواسته‌های ایران است.

به گزارش مسیر اقتصاد رسانه آمریکایی آتلانتیک در تحلیلی از جنگ اخیر ایران، تصویری متفاوت از روایت رسمی واشنگتن ارائه کرده است. اگرچه آمریکا و اسرائیل توانستند ضربات سنگینی به توان نظامی، زیرساختی و اقتصادی ایران وارد کنند، اما نتیجه جنگ به معنای فروپاشی قدرت بازدارندگی تهران نبود. ایران آسیب دید، اما تسلیم نشد و ضمن نشان دادن تاب‌آوری فوق‌العاده و غیرمنتظره، توانست مهم‌ترین اهرم ژئوپلیتیکی خود یعنی تنگه هرمز را در قلب معادله جنگ نگه دارد.

ایران آسیب دید اما اهرم اصلی خود را حفظ کرد

جنگ ۶۵ روزه برای ایران هزینه‌های سنگینی داشت. بخشی از توان نظامی کشور هدف قرار گرفت، زیرساخت‌ها آسیب دید، اقتصاد زیر فشار قرار گرفت و جامعه نیز با پیامدهای انسانی و معیشتی جنگ روبه‌رو شد. آمریکا و اسرائیل تلاش کردند این ضربات را نشانه شکست راهبردی ایران معرفی کنند و حتی دونالد ترامپ مدعی شد اگر جنگ در همین نقطه متوقف شود، ایران برای بازسازی به سال‌ها زمان نیاز خواهد داشت.

اما واقعیت میدانی پیچیده‌تر از این تصویر است. ایران با وجود آسیب‌های واردشده، همچنان توانست یک اهرم کلیدی را حفظ کند: امکان اثرگذاری بر تردد دریایی در تنگه هرمز. این اهرم باعث شد جنگ فقط در سطح نظامی باقی نماند و به سرعت به بحران انرژی، تجارت جهانی و هزینه‌های اقتصادی برای آمریکا و متحدانش تبدیل شود.

هرمز؛ نقطه تبدیل جنگ نظامی به فشار اقتصادی

تنگه هرمز در جریان جنگ به مهم‌ترین نقطه فشار ایران تبدیل شد. پیش از آغاز جنگ، روزانه بیش از ۱۳۰ کشتی از این آبراه عبور می‌کردند؛ اما در اوج بحران، این عدد به تنها ۳ شناور کاهش یافت. هم‌زمان، حدود ۱۵۵۰ کشتی شامل نفتکش‌ها، کشتی‌های فله‌بر و کانتینری در خلیج فارس معطل ماندند و منتظر عبور امن از یکی از حساس‌ترین مسیرهای انرژی جهان شدند.

این وضعیت نشان داد تنگه هرمز فقط یک مسیر حمل‌ونقل دریایی نیست، بلکه اهرمی اقتصادی و راهبردی است. هرگونه اختلال در این آبراه، مستقیماً بر قیمت نفت، هزینه بیمه، زنجیره تأمین، بازار انرژی و تجارت جهانی اثر می‌گذارد. به همین دلیل، کنترل ایران بر هرمز، حتی در شرایط تضعیف نظامی، توانست فشار بزرگی بر آمریکا و اسرائیل ایجاد کند و آنان را با هزینه‌های غیرقابل چشم‌پوشی روبه‌رو سازد.

جنگ نامتقارن در برابر برتری کلاسیک آمریکا

ایران از نظر توان نظامی کلاسیک با آمریکا قابل مقایسه نیست. ناوهای بزرگ، جنگنده‌های پیشرفته، بمب‌افکن‌ها و سامانه‌های پدافندی آمریکا هزینه‌ای بسیار سنگین دارند و بر برتری فناورانه تکیه می‌کنند. اما ایران در جنگ اخیر نشان داد که در میدان نامتقارن، ضعف در قدرت کلاسیک لزوماً به معنای شکست نیست.

مین‌گذاری، پهپادهای ارزان، قایق‌های کوچک و موقعیت جغرافیایی ایران در دهانه هرمز، ابزارهایی کم‌هزینه اما اثرگذار هستند. پهپادهای شاهد یکی از نمونه‌های روشن این منطق جنگی‌اند. هزینه تولید آن‌ها بسیار پایین‌تر از تسلیحات پیشرفته آمریکایی است، اما برای مقابله با آن‌ها گاه باید مهماتی بسیار گران‌تر مصرف شود. همین عدم‌تقارن هزینه، جنگ را برای آمریکا فرسایشی و پرهزینه می‌کند.

ناوگان قایق‌های کوچک ایران نیز در همین چارچوب اهمیت دارد. این قایق‌ها شاید در برابر ناوهای بزرگ آمریکا از نظر قدرت آتش قابل مقایسه نباشند، اما در آبراهی باریک مانند هرمز می‌توانند مزاحمت عملیاتی، ریسک بیمه‌ای و فشار روانی قابل توجهی ایجاد کنند. کاهش ظرفیت این ناوگان به معنای حذف کارکرد آن نیست؛ زیرا حتی سطحی محدود از تهدید می‌تواند بازار انرژی و کشتیرانی جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.

هزینه ۲۵ میلیارد دلاری جنگ برای آمریکا

نخستین برآورد پنتاگون از هزینه جنگ ایران برای آمریکا، رقمی در حدود ۲۵ میلیارد دلار را نشان می‌دهد. این رقم، اهمیت جنگ نامتقارن ایران را روشن‌تر می‌کند. آمریکا برای مقابله با ابزارهایی کم‌هزینه، ناچار به استفاده از سازِکارهای بسیار گران نظامی، اطلاعاتی و لجستیکی شده است.

این شکاف هزینه، یکی از نقاط ضعف قدرت‌های بزرگ در برابر بازیگران نامتقارن است. ایران لازم نیست از نظر تجهیزات نظامی با آمریکا برابر باشد؛ کافی است بتواند هزینه اقدام نظامی علیه خود را آن‌قدر بالا ببرد که تداوم جنگ برای واشنگتن از نظر سیاسی و اقتصادی دشوار شود. هرمز دقیقاً در چنین نقطه‌ای قرار دارد؛ جایی که جغرافیا، انرژی و امنیت جهانی به هم گره می‌خورند.

تاب‌آوری غیرمنتظره ایران در برابر فشار کامل

با وجود حملات گسترده، ایران همچنان توانست بخشی از قدرت عملیاتی خود را حفظ کند. آمریکا اعلام کرده در جریان عملیات خود بیش از ۱۳ هزار هدف را بمباران کرده است، اما این حجم از حملات به تسلیم ایران منجر نشد. تهران همچنان توان اعمال فشار در هرمز، تهدید مسیرهای دریایی و تحمیل هزینه اقتصادی به بازار جهانی را حفظ کرده است.

این وضعیت نشان می‌دهد مفهوم تاب‌آوری فقط به معنای سالم ماندن زیرساخت‌ها یا بی‌اثر بودن حملات نیست. ایران آسیب دیده، اما توانسته پس از آسیب نیز اهرم‌های اصلی خود را فعال نگه دارد. در جنگ‌های فرسایشی، همین توان ادامه دادن و تحمیل هزینه به طرف مقابل، می‌تواند مانع تبدیل برتری نظامی دشمن به پیروزی راهبردی شود.

هرمز به‌عنوان ابزار بازدارندگی پساجنگ

تنگه هرمز پس از این جنگ دیگر فقط یک مسیر تجاری نیست، بلکه به بخشی از بازدارندگی ایران تبدیل شده است. اگر هر حمله تازه به ایران بتواند خطر اختلال در انرژی و تجارت جهانی را دوباره فعال کند، تصمیم‌گیری برای جنگ علیه تهران پرهزینه‌تر خواهد شد. این همان نقطه‌ای است که اهرم هرمز از یک ابزار مقطعی در جنگ، به یک عامل بازدارنده در دوران پساجنگ تبدیل می‌شود.

حتی اگر در آینده توافقی برای بازگشایی کامل تنگه یا کاهش محدودیت‌ها شکل بگیرد، تجربه جنگ اخیر نشان داده ایران می‌تواند دوباره این اهرم را فعال کند. بنابراین طرف مقابل ناچار است در محاسبات نظامی خود، هزینه‌های اقتصادی و جهانی هرگونه اقدام علیه ایران را نیز در نظر بگیرد.

منبع: آتلانتیک

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.