مسیر اقتصاد/ دولت آمریکا کمتر از ۲ روز پس از آغاز پروژه آزادی برای عبوردهی کشتیها از تنگه هرمز، اجرای این طرح را متوقف کرد. دونالد ترامپ این تصمیم را با ادعای پیشرفت در مسیر توافق با ایران توضیح داد و گفت عملیات برای مدتی کوتاه متوقف میشود تا امکان نهایی شدن توافق فراهم شود؛ اما همزمان گزارشها نشان میدهد محاصره دریایی آمریکا علیه ایران همچنان برقرار مانده است. همین دوگانگی، تصویر روشنی از سردرگمی واشنگتن در مدیریت بحران هرمز ارائه میکند.
پروژه آزادی قرار بود نمایش توان نظامی آمریکا برای باز کردن یکی از مهمترین آبراههای انرژی جهان باشد، اما توقف سریع آن نشان داد واشنگتن نه برنامهای سنجیده برای آغاز این عملیات داشت و نه مسیر مشخصی برای ادامه آن. گاردین گزارش داده تصمیم ترامپ برای توقف پروژه، با مواضع چند ساعت قبل مقامهای ارشد آمریکایی در تضاد بود؛ مقامهایی که همزمان از ادامه تلاش برای باز نگه داشتن تنگه سخن میگفتند. این رفتوبرگشت سریع، نشاندهنده تصمیمگیری لحظهای و تغییر مداوم مواضع در واشنگتن است.
مقیاس بحران با عبور ۲ کشتی تغییر نکرد
ابعاد واقعی بحران نشان میدهد پروژه آزادی از ابتدا با ظرفیت لازم برای حل مسئله فاصله زیادی داشت. بر اساس گزارش ABC، پیش از جنگ به طور متوسط روزانه حدود ۱۳۸ کشتی از تنگه هرمز عبور میکردند، اما در دوره کوتاه اجرای پروژه آزادی تنها ۲ کشتی تجاری با پرچم آمریکا توانستند از مسیر مورد حمایت واشنگتن عبور کنند. در مقابل، بیش از ۱۵۵۰ کشتی تجاری همچنان در خلیج فارس گرفتار ماندهاند و بیش از ۲۲ هزار و ۵۰۰ دریانورد امکان عبور ایمن ندارند.
این اعداد نشان میدهد مسئله هرمز با عبور نمادین چند کشتی حل نمیشود. بحران تنگه هرمز مسئله اعتماد، بیمه، ریسک جنگ، امنیت دریایی و محاسبه شرکتهای بزرگ کشتیرانی است. تا زمانی که شرکتهای تجاری احساس نکنند مسیر عبور پایدار، قابل پیشبینی و کمریسک شده است، حضور چند ناوشکن آمریکایی نمیتواند جریان عادی تجارت را احیا کند. به همین دلیل، پروژه آزادی حتی پیش از توقف رسمی نیز نتوانسته بود مقیاس بحران را تغییر دهد.
ایران در آزمون پروژه آزادی سربلند شد
پروژه آزادی از ابتدا تلاشی برای شکستن نقش ایران در مدیریت امنیت تنگه هرمز بود. آمریکا میخواست نشان دهد میتواند بدون توافق با تهران، مسیر عبور کشتیها را با اتکا به قدرت نظامی خود باز کند. اما پاسخ قاطع ایران و استمرار کنترل میدانی بر فضای امنیتی تنگه نشان داد چنین محاسبهای واقعبینانه نیست. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در مواجهه با این پروژه نشان دادند که ایران همچنان کلیددار تنگه هرمز است و هیچ ترتیبات امنیتی پایداری در این آبراه بدون در نظر گرفتن نقش تهران شکل نمیگیرد.
اهمیت این مسئله فقط نظامی نیست. تنگه هرمز محل عبور بخش مهمی از انرژی جهان است و هرگونه ناامنی در آن، پیامد مستقیم برای بازار نفت، گاز، بیمه دریایی و تجارت جهانی دارد. از همین رو، توان ایران در اثرگذاری بر امنیت عبور از این آبراه، یک اهرم ژئوپلیتیک و اقتصادی مهم است. شکست سریع پروژه آزادی بار دیگر نشان داد آمریکا حتی با برتری نظامی نیز نمیتواند این اهرم را نادیده بگیرد.
تنگه هرمز راهحل نظامی ندارد
مهمترین پیام توقف پروژه آزادی این است که تنگه هرمز با عملیات نظامی یکطرفه بازشدنی نیست. آمریکا میتواند ناوشکن وارد خلیج فارس کند، هواپیما به منطقه بفرستد و مسیرهای محدود اسکورت ایجاد کند، اما نمیتواند با زور، اعتماد پایدار برای کشتیرانی تجاری بسازد. امنیت تنگه هرمز زمانی معنا دارد که کشتیها، شرکتهای بیمه، صاحبان بار و دولتهای ذینفع مطمئن باشند عبور از این مسیر به یک درگیری تازه منجر نمیشود.
از این منظر، توقف پروژه آزادی فقط یک عقبنشینی تاکتیکی نیست؛ نشانه بنبست راهحل نظامی آمریکاست. واشنگتن با آغاز این پروژه تلاش کرد از مسیر قدرتنمایی دریایی، فشار روانی و سیاسی بر ایران ایجاد کند؛ اما نتیجه عملی آن، تشدید ریسک برخورد، آشکار شدن محدودیت آمریکا و توقف سریع عملیات بود. این روند نشان داد تا زمانی که محاصره دریایی علیه ایران ادامه دارد، انتظار بازگشایی عادی و بیهزینه تنگه هرمز واقعبینانه نیست.
زمان به زیان واشنگتن در حال حرکت است
وضعیت فعلی برای ایران نیز وضعیت مطلوبی نیست؛ محدودیت صادرات، اختلال در تجارت و فشار اقتصادی پیامدهای جدی دارد. با این حال، ادامه وضعیت «نه جنگ، نه توافق» برای آمریکا نیز پرهزینهتر از چیزی است که ابتدا تصور میشد. آمریکا از یک سو نمیخواهد وارد جنگ گستردهتر شود و از سوی دیگر، ادامه انسداد تنگه هرمز میتواند فشار بر بازار انرژی، قیمت سوخت و موقعیت سیاسی دولت ترامپ را افزایش دهد. گاردین نیز در گزارشی جدید به فشارهای داخلی بر دولت آمریکا از ناحیه اختیارات جنگی و افزایش قیمت سوخت اشاره کرده است.
به همین دلیل، واشنگتن اکنون بیش از آنکه در موقعیت طراحی یک ابتکار تازه باشد، در حال دستوپا زدن برای یافتن راهی آبرومندانه جهت خروج از بنبست است. محتملترین مسیر، حرکت تدریجی آمریکا به سمت کاهش یا پایان محاصره دریایی است؛ اقدامی که میتواند با امید به بازگشایی کنترلشده تنگه هرمز از سوی ایران همراه شود. در چنین الگویی، طبیعی است که آمریکا عقبنشینی از پروژه فشار دریایی را نه به عنوان شکست، بلکه به عنوان بخشی از روند مذاکرات معرفی کند.
شکست پروژه آزادی و تثبیت نقش ایران در هرمز
پروژه آزادی قرار بود نشان دهد آمریکا میتواند امنیت تنگه هرمز را بدون ایران تأمین کند، اما توقف سریع آن نتیجهای معکوس داشت. این رخداد نشان داد برنامههای واشنگتن در بحران هرمز شتابزده، متناقض و فاقد پشتوانه عملیاتی کافی است. همچنین روشن شد که بازگشایی پایدار تنگه از مسیر اقدام نظامی یکطرفه نمیگذرد و هر راهحل واقعی، ناگزیر باید نقش ایران در امنیت این آبراه را به رسمیت بشناسد.
از این منظر، شکست پروژه آزادی تنها یک ناکامی عملیاتی برای آمریکا نیست؛ نشانهای از تغییر توازن محاسبات در بحران هرمز است. ایران در این آزمون نشان داد همچنان میتواند هزینه عبور از تنگه را برای طرف مقابل تنظیم کند و ابتکار عمل آمریکا را به بنبست بکشاند. اکنون اگر واشنگتن به دنبال خروج از بحران باشد، ناچار است به جای نمایش نظامی، مسیر توافق و رفع انسداد متقابل را دنبال کند.
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

