۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۳۱۱۵ ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۰ دسته: انرژی کارشناس: عارفه یزدانی همت آبادی
۰

جنگ علیه ایران با اختلال در تنگه هرمز، بزرگ‌ترین کاهش روزانه عرضه نفت و گاز در تاریخ مدرن را رقم زده است. برآوردها نشان می‌دهد بحران فعلی روزانه بیش از ۱۲ میلیون بشکه از عرضه جهانی را تحت تأثیر قرار داده که رقمی معادل حدود ۱۱.۵ درصد تقاضای جهانی نفت و بالاتر از شوک‌های نفتی ۱۹۷۳، انقلاب ایران و جنگ خلیج فارس است. برخلاف بحران‌های گذشته، اختلال کنونی تنها به نفت خام محدود نیست و بازار گاز طبیعی، LNG، سوخت‌های پالایشی و حتی کود شیمیایی را نیز درگیر کرده است.

به گزارش مسیر اقتصاد درگیری جاری میان آمریکا، اسرائیل و ایران، به یکی از بزرگ‌ترین شوک‌های انرژی در تاریخ مدرن تبدیل شده است. بسته شدن تنگه هرمز و اختلال گسترده در جریان انرژی، موجب شده تحلیلگران از این بحران به‌عنوان بزرگ‌ترین اختلال عرضه نفت و گاز در تاریخ معاصر یاد کنند. آژانس بین‌المللی انرژی نیز وضعیت کنونی را در کنار پیامدهای باقی‌مانده از بحران گاز اروپا در سال ۲۰۲۲، شدیدترین بحران انرژی جهانی ارزیابی کرده است.

جنگ ایران؛ بحرانی فراتر از نفت خام

تفاوت اصلی بحران فعلی با شوک‌های تاریخی انرژی در گستره اثرگذاری آن است. بحران‌هایی مانند تحریم نفتی ۱۹۷۳، انقلاب ایران و جنگ خلیج فارس عمدتاً بر عرضه نفت خام متمرکز بودند، اما اختلال کنونی به‌صورت همزمان بازار نفت، گاز طبیعی، گاز طبیعی مایع، سوخت‌های پالایشی و حتی زنجیره تأمین کود شیمیایی را تحت تأثیر قرار داده است.

این وضعیت نشان می‌دهد ساختار بازار جهانی انرژی نسبت به دهه‌های گذشته پیچیده‌تر و به‌هم‌پیوسته‌تر شده است. افزایش تقاضای جهانی، وابستگی بیشتر اقتصادها به زنجیره‌های حمل‌ونقل انرژی و نقش پررنگ‌تر غرب آسیا در صادرات سوخت‌های پالایشی، آسیب‌پذیری تازه‌ای برای بازارهای جهانی ایجاد کرده است. پالایشگاه‌های بزرگ منطقه خلیج فارس امروز در تأمین سوخت جت و گازوئیل بازارهای اروپا، آسیا و آفریقا نقش مهمی دارند و اختلال در فعالیت آن‌ها، آثار بحران را از بازار نفت خام فراتر برده است.

در کنار این مسئله، تعطیلی بخش قابل توجهی از تولید گاز طبیعی مایع قطر نیز ابعاد بحران را گسترده‌تر کرده است. اهمیت این موضوع از آنجا بیشتر است که وابستگی جهان به گاز طبیعی و LNG نسبت به قرن بیستم به‌شدت افزایش یافته و هرگونه اختلال در این بخش، به سرعت بر بازار برق، صنعت، گرمایش و تجارت جهانی اثر می‌گذارد.

کاهش روزانه بیش از ۱۲ میلیون بشکه از عرضه جهانی

برآوردها نشان می‌دهد بحران فعلی در اوج خود موجب کاهش عرضه روزانه بیش از ۱۲ میلیون بشکه شده است؛ رقمی که معادل حدود ۱۱.۵ درصد تقاضای جهانی نفت است. از نظر اثرگذاری روزانه، این عدد از شوک‌های بزرگ پیشین فراتر می‌رود. در جریان تحریم نفتی ۱۹۷۳، کاهش عرضه روزانه حدود ۴.۵ میلیون بشکه بود. در دوره انقلاب ایران، این رقم به حدود ۵.۶ میلیون بشکه در روز رسید و در جنگ خلیج فارس نیز کاهش عرضه در سطح حدود ۴.۳ میلیون بشکه در روز برآورد شد.

به این ترتیب، جنگ ایران از نظر شدت اختلال روزانه در عرضه نفت، بزرگ‌ترین شوک ثبت‌شده در تاریخ بازار انرژی محسوب می‌شود. با این حال، برای مقایسه دقیق‌تر با بحران‌های گذشته، باید مدت زمان بحران و تلفات تجمعی عرضه نیز در نظر گرفته شود.

اهمیت مدت بحران در سنجش شوک انرژی

درگیری فعلی که حدود ۵۲ روز ادامه یافته، نزدیک به ۶۲۴ میلیون بشکه از عرضه جهانی را حذف کرده است. این رقم تقریباً در سطح تلفات تجمعی عرضه در جریان تحریم نفتی ۱۹۷۳ قرار دارد که بین ۵۳۰ تا ۶۵۰ میلیون بشکه برآورد می‌شود.

با این حال، انقلاب ایران در بازه‌ای طولانی‌تر تلفات تجمعی بسیار بیشتری به بازار جهانی وارد کرد. بین سال‌های ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۱، کاهش تولید نفت ایران به حذف بیش از ۴ میلیارد بشکه از عرضه منجر شد؛ هرچند بخشی از این کاهش با افزایش تولید کشورهای همسایه جبران شد.

تفاوت کلیدی بحران فعلی این است که تولیدکنندگان بزرگ منطقه، از جمله عربستان سعودی و امارات، به دلیل اختلال در مسیرهای حمل‌ونقل از تنگه هرمز، توان جبران مؤثر عرضه از دست‌رفته را ندارند. در بحران‌های پیشین، ظرفیت مازاد برخی تولیدکنندگان می‌توانست بخشی از فشار بازار را کاهش دهد، اما در شرایط کنونی، مشکل فقط میزان تولید نیست؛ مسیر انتقال انرژی نیز با اختلال روبه‌رو شده است.

آسیا و آفریقا در خط مقدم اثرات فوری بحران

آثار فوری بحران بیش از همه در آسیا و آفریقا نمایان شده است؛ مناطقی که با کمبود سوخت روبه‌رو شده‌اند. این وضعیت با شوک نفتی ۱۹۷۳ تفاوت دارد؛ در آن دوره، اثر بحران بیشتر در آمریکا و اقتصادهای غربی دیده شد و صف‌های طولانی در جایگاه‌های سوخت به نماد آن بحران تبدیل شد.

از آن زمان تاکنون، توزیع جغرافیایی تقاضای انرژی و ساختار زنجیره‌های تأمین تغییر کرده است. رشد مصرف انرژی در آسیا و وابستگی بیشتر کشورهای در حال توسعه به واردات سوخت، موجب شده شوک‌های انرژی امروز در مناطقی بروز کند که در بحران‌های تاریخی گذشته در مرکز توجه نبودند.

تفاوت بحران جنگ ایران با شوک انرژی پس از جنگ اوکراین

بحران انرژی پس از حمله روسیه به اوکراین نیز بازارهای جهانی را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد، به‌ویژه در اروپا که وابستگی بالایی به گاز روسیه داشت. با این حال، مقیاس کاهش عرضه در آن بحران بسیار پایین‌تر از بحران فعلی بود. تولید نفت روسیه در اوج کاهش خود حدود یک میلیون بشکه در روز افت کرد.

تفاوت دیگر این بود که روسیه توانست بخش مهمی از صادرات خود را به بازارهای دیگر تغییر مسیر دهد و از این طریق، اثرات بلندمدت بحران و تلفات تجمعی عرضه را محدود کند. در بحران فعلی، بسته شدن یا اختلال در تنگه هرمز امکان جابه‌جایی ساده مسیرها را کاهش داده و انعطاف بازار را محدود کرده است.

آسیب‌پذیری ساختاری بازار جهانی انرژی

ویژگی تعیین‌کننده بحران کنونی، یکپارچگی عمیق بازارهای انرژی است. زنجیره‌های تأمین مدرن فقط به نفت خام وابسته نیستند، بلکه سوخت‌های پالایشی، گاز طبیعی، LNG و نهاده‌های مرتبط با تولید غذا و کود نیز در آن نقش دارند. به همین دلیل، اختلال در یک گذرگاه راهبردی مانند تنگه هرمز می‌تواند با سرعت بیشتری به بخش‌های مختلف اقتصاد جهانی منتقل شود.

این بحران نشان می‌دهد با وجود پیشرفت‌های فناورانه و تلاش کشورها برای متنوع‌سازی منابع انرژی، اقتصاد جهانی همچنان در برابر بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی در مناطق کلیدی ترانزیتی آسیب‌پذیر است. گذار به سمت نظام‌های انرژی مقاوم‌تر و متنوع‌تر هنوز کامل نشده و بازارهای جهانی همچنان در برابر شوک‌هایی با این مقیاس در معرض فشار قرار دارند.

منبع: مدرن دیپلماسی

انتهای پیام/ انرژی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.