به گزارش مسیر اقتصاد جنگ علیه ایران بازار جهانی نفت را وارد مرحلهای کرده که در آن قیمتها دیگر مثل قبل کار نمیکنند. تا پیش از این، بازار آتی و بازار فیزیکی، با همه نوسانها، در نهایت تصویری نسبتاً منسجم از کمبود یا مازاد عرضه به دست میدادند. اما حالا این پیوند از هم گسسته است. اختلال در تنگه هرمز نزدیک به یکپنجم جریان جهانی نفت را از بازار دور کرده و تولیدکنندگان خلیج فارس را ناچار کرده حدود ۹ میلیون بشکه در روز از تولید خود را متوقف کنند. با این حال، قیمتهای آتی هنوز آرامتر از آن چیزی هستند که کمبود واقعی در بازار فیزیکی نشان میدهد. همین شکاف است که قطبنمای قیمت را از کار انداخته است.
در بازارهای مالی، نفت برنت پس از جهش شدید ماه مارس تا حدود ۱۱۸ دلار، بعد از اعلام آتشبس موقت به حدود ۹۵ دلار عقب نشست و سپس با شکست گفتگوها و بازگشت تنشها دوباره به حوالی ۱۰۰ دلار نزدیک شد. اما در بازار فیزیکی، تصویر بسیار تندتر است. قیمت «دیتد برنت» که شاخص نفت تحویلی به شمالغرب اروپا است، به ۱۲۰ دلار رسیده؛ یعنی حدود ۶۵ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ. نفت فورتیز دریای شمال هم برای مدتی به نزدیکی ۱۵۰ دلار رسید. این اعداد فقط نشاندهنده گرانی نیستند؛ آنها از کمبود واقعی نفت در بازار فیزیکی خبر میدهند، در حالی که بازار آتی هنوز بر این فرض ایستاده که بحران به سرعت فروکش میکند.
شکاف میان نفت کاغذی و نفت واقعی
اهمیت این شکاف در آن است که بازار دیگر نمیتواند بهدرستی نقش راهنما را ایفا کند. قراردادهای آتی برنت بیشتر بر نفتی دلالت دارند که حدود دو ماه بعد تحویل میشود، در حالی که «دیتد برنت» به نفتی مربوط است که در بازهای بسیار نزدیکتر بارگیری و تحویل میشود. به بیان ساده، بازار آتی هنوز روی این شرط بسته که بحران در آینده نزدیک آرام میشود، اما بازار فیزیکی از چیزی حرف میزند که همین حالا در جریان است: کمبود بشکههای واقعی. همین باعث شده فاصله میان قیمت کاغذی و قیمت واقعی نفت به یکی از بیسابقهترین سطوح برسد؛ حتی گستردهتر از دوره همهگیری کرونا.
این وضعیت فقط یک مسئله برای معاملهگران نفت نیست. وقتی قیمتهای آتی و بازار فیزیکی دو تصویر متفاوت ارائه میدهند، دولتها، پالایشگاهها، شرکتهای هوایی و دیگر مصرفکنندگان بزرگ انرژی هم در تصمیمگیری دچار مشکل میشوند. قیمت مرجع دیگر آن وضوح سابق را ندارد. اگر بازارهای آتی خوشبینی خود را حفظ کنند اما کمبود فیزیکی ادامه پیدا کند، خیلی از تصمیمهای تولید، خرید، ذخیرهسازی و پوشش ریسک بر پایه تصویری ناقص گرفته میشود. همین مسئله میتواند شوک اقتصادی را در ماههای بعد شدیدتر کند.
چرا بازار نفت هنوز خوشبینتر از واقعیت است؟
بخشی از این خوشبینی به این تصور برمیگردد که آمریکا در نهایت نمیگذارد بحران آنقدر طولانی شود که قیمت بنزین در داخل این کشور جهش بیشتری پیدا کند. از طرف دیگر، ذخایر نسبتاً مناسب جهانی در آغاز جنگ هم در هفتههای اول تا حدی از شدت نگرانیها کم کرد. اما این تکیهگاهها حالا ضعیفتر شدهاند. نفتکشهایی که پیش از محاصره از غرب آسیا خارج شده بودند، بهتدریج در آسیا و اروپا تخلیه شدهاند و آن حاشیه امن اولیه رو به پایان است. پالایشگاهها در هفتههای اول هنوز از خوراکی استفاده میکردند که پیش از جنگ بارگیری شده بود، اما این مزیت حالا تا حد زیادی از بین رفته است. به همین دلیل، حاشیه سود پالایشگاهها به سرعت در حال فشرده شدن است و خطر کاهش نرخ بهرهبرداری یا حتی توقف برخی واحدها بیشتر شده است.
پیامد این وضعیت فقط به صنعت نفت محدود نمیشود. اگر پالایشگاهها بهدلیل گران شدن خوراک یا نبود عرضه کافی، نرخ فعالیت خود را پایین بیاورند، اثر آن به سرعت به بازار بنزین، گازوئیل و سوخت جت منتقل میشود. از آنجا به بعد، مسئله دیگر فقط قیمت نفت خام نیست؛ حملونقل، هواپیمایی، صنعت و مصرفکننده نهایی هم وارد بحران میشوند. در چنین شرایطی، کمبود از خودِ قیمت خطرناکتر میشود، چون به جای یک شوک مالی، به اختلال در فعالیت اقتصادی تبدیل میشود.
بازار در حال انکار چه چیزی است؟
نکتهای که این تحلیل برجسته میکند، این است که بازار آتی هنوز شدت خسارت را کامل نپذیرفته است. در حالی که بخش مهمی از نفت و تولید منطقه از بازار کنار رفته، قیمتهای آتی همچنان بر این فرض استوارند که مسیر بازگشت عرضه کوتاه خواهد بود. اما بازگشت تولید و صادرات منطقه به سطح پیش از جنگ، حتی در صورت باز شدن کامل هرمز، احتمالاً به زمان زیادی نیاز دارد؛ نه چند هفته، بلکه شاید ماهها و حتی بیشتر. اگر این واقعیت با تأخیر وارد قیمتهای آتی شود، بازار نفت میتواند با یک بازقیمتگذاری شدید روبهرو شود؛ بازقیمتگذاریای که دیگر فقط معاملهگران را غافلگیر نمیکند، بلکه مستقیماً بر اقتصاد جهانی اثر میگذارد.
در این میان، صندوق بینالمللی پول هم برآورد قیمت نفت در سال ۲۰۲۶ را ۳۰ درصد بالا برده و همزمان پیشبینی رشد جهانی را ۰.۲ واحد درصد پایین آورده است. این یعنی حتی در سناریوی پایه هم، جنگ علیه ایران نه فقط بازار انرژی، بلکه مسیر رشد اقتصاد جهان را تحت فشار قرار داده است. با این حال، آنچه در بازار فیزیکی دیده میشود، هنوز تندتر از چیزی است که در برآوردهای رسمی و بازارهای مالی انعکاس یافته است.
آنچه امروز در بازار نفت دیده میشود، فقط از دست رفتن بخشی از عرضه نیست. مسئله مهمتر این است که نفت دیگر نمیتواند با یک قیمت مرجع روشن، وضعیت واقعی بازار را نشان دهد. وقتی بشکههای واقعی در بازار فیزیکی با کمبود و جهش قیمت روبهرو هستند، اما بازارهای آتی هنوز از آرامش نسبی حرف میزنند، اقتصاد جهانی با بازاری روبهرو میشود که دیگر راهنمای مطمئنی برای تصمیمگیری نیست. در چنین وضعی، بحران فقط در هرمز یا در مخازن نفت نیست؛ در خودِ سازوکار قیمتگذاری بازار جهانی انرژی است.
منبع: رویترز
انتهای پیام/ انرژی

