به گزارش مسیر اقتصاد پس از آغاز حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، پیامدهای این درگیری در سراسر جهان احساس میشود. در مورد آمریکای جنوبی نیز فاصله جغرافیایی نباید این تصور را ایجاد کند که به دلیل فاصله جغرافیایی هیچ تأثیری نخواهد داشت. البته، برخی از این تأثیرات مانند افزایش قیمت سوخت در سراسر منطقه و تأثیر غیرمستقیم آن بر تمام فعالیتهای اقتصادی نیز در حال حاضر احساس میشوند.
ابعاد تأثیر اقتصادی جنگ بر آمریکای جنوبی
پیامدهای این درگیری، کشورها و بخشهای مختلف اقتصاد آمریکای جنوبی را به طرق مختلف تحت تأثیر قرار میدهد. با این حال، افزایش قیمتهای بینالمللی هیدروکربن مستقیماً بر تراز تجاری کشورهای واردکننده تأثیر میگذارد و به دلیل نقش محوری انرژی، تأثیر تورمی در همه کشورها دارد. این ترکیب از افزایش هزینههای واردات و فشارهای تورمی، اقتصادهای منطقه را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار میدهد. منطقه آمریکای جنوبی نیز پیش از این اثرات اقتصادی منفی رویدادهایی مانند جنگ اوکراین و تنشهای تجاری بین ایالات متحده و چین را تجربه کرده است. بنابراین، آنچه در خلیج فارس اتفاق میافتد صرفاً تأییدی بر ادغام این منطقه در سیستم اقتصادی جهانی و مشکلات ناشی از پیامدهای ناخواسته برخی تحولات است.
در مجموع، شرایط فعلی بر قیمتهای و عرضه هیدروکربنها و مواد غذایی تأثیر میگذارد. این امر بر زنجیرههای ارزش جهانی و جریانهای مالی مانند چین تأثیرخواهد گذاشت. تشدید جنبههای منفی بحرانهای گذشته، پیچیدگیها و دشواریهایی را آشکار میکند که در حال حاضر با آنها مواجه هستیم. افزودن بحران ناشی از همهگیری ۲۰۲۰ به این دو نشان میدهد که آمریکای جنوبی قادر به ایجاد چارچوبهایی برای تابآوری یا افزایش ظرفیت خود برای پاسخگویی به بحرانهای جهانی نیست و این واقعیت باید تصمیمگیرندگان منطقه را نگران کند.
تهدید مستقیم جنگ بر بخش کشاورزی
امنیت غذایی به عنوان «دسترسی به غذای کافی، ایمن و مغذی برای رشد طبیعی و یک زندگی فعال و سالم» تعریف میشود. این امر منحصراً به منابع مالی یک کشور برای خرید آن مرتبط نیست، بلکه به عوامل دیگری نیز بستگی دارد. این عوامل شامل در دسترس بودن غذا از دیدگاه تولید و توانایی تحویل آن به نیازمندان از جنبه لجستیکی است. درگیری کنونی میتواند از طرق مختلف بر این دو شرط تأثیر بگذارد. نخست، افزایش قیمت کود و سوخت، حدود ۵۰ درصد از زمان شروع درگیری، مستقیماً بر هزینههای تولید مواد غذایی تأثیر خواهد گذاشت. کودها حدود ۴۰ درصد از هزینههای تولید محصولات کشاورزی را تشکیل میدهند، بنابراین اگر تولیدکنندگان قادر به جذب این افزایشها باشند، حاشیه سود آنها کاهش یافته یا در نهایت سطح تولید آنها افت میکند.
همه کشورهای آمریکای جنوبی به یک اندازه به منابع تولید کود در خلیج فارس وابسته نیستند. در این میان، برزیل بیشترین آسیب را خواهد دید، زیرا ۴۰ درصد از اوره مصرفی آن از کشورهای خلیج فارس تأمین میشود. همچنین، همه کشورهای تولیدکننده تأثیر افزایش قیمت سوخت را بر هزینههای تولید خود احساس خواهند کرد. علاوه بر این، مشکلات لجستیکی ناشی از درگیری منجر به افزایش هزینهها، به ویژه در حمل و نقل و بیمه میشود. از دیگر ملاحظات میتوان بهعدم امکان رسیدن ایمن به بنادر مقصد به دلیل ناامنی یا حملات احتمالی اشاره کرد. کاهش حاشیه سود تولیدکنندگان به دلیل افزایش قیمت نهادهها، کاهش سطح بهرهوری یا عدم توانایی در دسترسی به مشتریان، پیامدهای قابل توجهی برای تولیدکنندگان و صادرکنندگان مواد غذایی منطقه مانند آرژانتین، برزیل، اکوادور، اروگوئه و پاراگوئه خواهد داشت.
تاثیر دوگانه انرژی بر کشورهای آمریکای جنوبی
آژانس بینالمللی انرژی در گزارش ماه مارس خود اعلام کرد که در شرایط کنونی، قاره آمریکا به طور کلی کمترین تأثیر مستقیم را از بیثباتی در غرب آسیا تجربه خواهد کرد که دلیل آن به ترکیبی ازعوامل مانند تولید محلی قوی و فاصله جغرافیایی از تنگه هرمز است. فراتر از فشارهای تورمی معمول، اثرات این درگیری در سراسر آمریکای جنوبی و کارائیب متفاوت است. برخلاف شرق آسیا و اروپا، این منطقه معمولاً مقادیر قابل توجهی نفت و گاز از غرب آسیا وارد نمیکند. این منطقه خود محل تولیدکنندگان بزرگی مانند برزیل، مکزیک، ونزوئلا، آرژانتین و کلمبیا است. با این حال، واردکنندگان مانند شیلی، پرو و کشورهای آمریکای مرکزی نیز وجود دارند. به عبارت دیگر، هزینه جنگ به طور برابر پرداخت نمیشود.
در واقع، تداوم درگیری در خلیج فارس، درآمد بیشتری برای تولیدکنندگان ایجاد میکند و هزینههای بالایی را برای واردکنندگان در آمریکای جنوبی و کارائیب به همراه خواهد داشت. نتیجه این امر به مدت زمان درگیری و میزان خسارت به زیرساختهای انرژی بستگی دارد. براساس برآورد گلدمن ساکس، در بدترین حالت، قیمت هر بشکه نفت میتواند تا پایان سال ۲۰۲۷ نزدیک به ۱۰۰ دلار آمریکا باقی بماند. در نتیجه، وضعیت فعلی باید تولیدکنندگان را به افزایش تولید هیدروکربن خود ترغیب کند، در حالی که واردکنندگان باید تشویق شوند تا تولید انرژی تجدیدپذیر خود را تسریع و وابستگی خود را به نفت و گاز کاهش دهند. با این حال، گذار به انرژی پاک، با تمام مزایای مرتبط با آن، هنوز توانایی خود را در خنثی کردن تأثیرات ژئوپلیتیکی غرب آسیا بر بازار نفت و گاز نشان نداده است.
پیامدهای جنگ بر افزایش ترافیک کانال پاناما
از آنجا که هیچ مسیر کشتیرانی تجاری مستقیمی بین غرب آسیا و آمریکای جنوبی وجود ندارد و این منطقه از خلیج فارس هیدروکربن وارد نمیکند، انتظار نمیرود اختلالات عمدهای در معدود مسیرهای موجود رخ دهد. با این حال، اگر کشورهای آسیایی تقاضای خود را برای نفت و گاز از تولیدکنندگان آمریکایی به عنوان جایگزین موقت برای تأمینکنندگان خود در خلیج فارس افزایش دهند، احتمالا تغییراتی در جریانهای خاص رخ دهد. ریکورته واسکز، مدیر کانال پاناما، پیشبینی میکند که در صورت ادامه درگیری در غرب آسیا، ترافیک از طریق این گذرگاه بین اقیانوسی میتواند تا حدی افزایش یابد، زیرا آسیا احتمالا به دنبال خرید گاز طبیعی مایع بیشتری از سواحل شرقی ایالات متحده خواهد بود. در آمریکای جنوبی، ترینیداد و توباگو و آرژانتین نیز این سوخت را تولید میکنند. با در نظر گرفتن همه این موارد، تأثیر درگیری در غرب آسیا بر مسیرهای دریایی که آمریکای جنوبی را به سایر نقاط جهان متصل میکند، احتمالاً به شکل افزایش هزینههای حمل و نقل و بیمه و در برخی موارد، تأخیرها یا خسارات احتمالی ناشی از اختلال در زنجیره تأمین، آشکارتر خواهد بود.
احتمال ورود سرمایههای خلیج فارس به آمریکای جنوبی
اهمیت صندوقهای ثروت ملی، صندوقهای کمکهای توسعهای و شرکتهای بزرگ کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از نظر در جهان روبه افزایش است. اگرچه سرمایهگذاری آنها در کشورهای آمریکای جنوبی هنوز قابل توجه نبوده است، اما تغییر در اولویتهای سیاست خارجی کشورهای عربی خلیج فارس میتواند فرصتهایی را برای اقتصادهای آمریکای جنوبی، بهویژه در بخشهایی مانند معدن، کشاورزی و لجستیک، ایجاد کند. یعنی، این وجوه بر اساس ملاحظات مالی و نه ملاحظات سیاسی مورد استفاده قرار خواهند گرفت.
تغییرات در اولویتهای صندوقهای سرمایهگذاری تنها در صورتی به نفع آمریکای جنوبی است که کشورهای منطقه چارچوبهای قانونی متناسب با شرایط جهانی و همچنین سیاستهای بلندمدتی را ایجاد کنند که اعتماد ایجاد کرده و پیشبینیپذیری را فراهم کنند. با توجه به اینکه پیامدهای این درگیری تقریباً به طور کامل برای آمریکای جنوبی منفی است، جذب احتمالی سرمایهگذاری تقریباً تنها پیامد مثبت آن است، اگرچه این امر به تغییرات در میان سایر بازیگران و انجام اصلاحاتی بستگی دارد که چنین سرمایهگذاریهایی را در این کشورها جذابتر میکند.
منبع: ترندزریسرچ
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

