۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۲۶۵۹ ۳۰ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۰ دسته: دولت و حکمرانی کارشناس: میرهادی رهگشای
۰

با نزدیک شدن به پایان آتش‌بس دو هفته‌ای، چشم‌انداز جنگ ایران و آمریکا همچنان مبهم است. با وجود تحرکات نظامی دو طرف و اعلام آمادگی برای آغاز دور جدیدی از درگیری، نه تهران و نه واشنگتن در این مقطع نفع روشنی از آغاز دوباره جنگ نمی‌برند. به طور خاص آمریکا نه تنها باید خود را برای فشار تازه به بازارهای جهانی انرژی و کمبود نفت و فرآورده‌های آن آماده کند، بلکه نمی‌تواند هدف راهبردی جدیدی را از آغاز درگیری متصور باشد. از طرف دیگر دور بودن مواضع رسمی دو طرف درخصوص موضوعاتی چون کنترل تنگه هرمز، دریافت غرامت، کیفیت غنی‌سازی در ایران و وضعیت اورانیوم‌های غنی شده، احتمال رسیدن به یک توافق مبهم و قابل تصویرسازی به عنوان پیروزی برای هر دو طرف را در دو روز آتی پایین آورده است. به این ترتیب محتمل‌ترین سناریو بر اساس شواهد، تمدید مهلت آتش‌بس با اعلام نتیجه‌بخش بودن مذاکرات خواهد بود.

مسیر اقتصاد/ صحنه تحولات جنگ ایران و آمریکا در چند روز گذشته، بیشتر از آنکه نشانه نزدیک شدن به یک توافق روشن باشد، تصویری از کشمکش هم‌زمان بر سر میدان و میز مذاکره ارائه کرده است. از یک طرف، پیام‌های ترامپ درباره نزدیک بودن توافق در روز جمعه و خبر امروز وی درخصوص اعزام تیم مذاکره‌کننده آمریکا به پاکستان منتشر شد. از طرف دیگر، تهران نه تنها این خوش‌بینی را تأیید نکرد، بلکه دوباره بر خطوط اصلی خود در موضوع هرمز، محاصره دریایی، غرامت، غنی‌سازی و حفظ ذخایر اورانیوم ایستاد. همین فاصله نشان می‌دهد که دعوا هنوز بر سر اصل مسائل باقی است و چیزی که فعلاً در جریان است، بیشتر تلاش برای خریدن زمان و جلوگیری از بازگشت فوری جنگ است تا رسیدن به یک مصالحه نهایی.

این وضعیت سه سناریوی اصلی را پیش رو می‌گذارد. سناریوی اول، تمدید آتش‌بس است. سناریوی دوم، رسیدن به یک تفاهم موقت و چندپهلوست که هر دو طرف بتوانند آن را پیروزی خود جا بزنند. سناریوی سوم هم بازگشت درگیری نظامی است. مسئله اصلی این است که وزن این سه سناریو یکسان نیست و آنچه امروز از مجموع خبرها، مواضع و تحرکات دیده می‌شود، بیشتر به نفع سناریوی اول است.

چرا تمدید آتش‌بس محتمل‌تر است؟

مهم‌ترین دلیل این است که جنگ دوباره، در این مقطع، نفع روشنی برای هیچ‌کدام از دو طرف ندارد. ایران طبعاً مایل نیست دوباره وارد چرخه فشار نظامی و اقتصادی شود، آن هم در حالی که هنوز بخشی از اهرم‌های خود را حفظ کرده و می‌تواند از آن‌ها در چانه‌زنی استفاده کند. آمریکا هم با وجود همه تهدیدها، اگر بخواهد آتش جنگ را دوباره شعله‌ور کند، با چند هزینه هم‌زمان روبه‌رو می‌شود: بازار انرژی دوباره ملتهب می‌شود، نااطمینانی در بازارهای جهانی بالا می‌رود، قیمت نفت و فرآورده‌ها زیر فشار می‌رود و از همه مهم‌تر، روایت ترامپ درباره نزدیک بودن توافق ضربه تازه‌ای می‌خورد. علاوه بر این آمریکا به‌سختی می‌تواند توضیح دهد دور تازه جنگ قرار است چه هدف راهبردی جدیدی را محقق کند؛ چون آنچه از فشار نظامی، محاصره دریایی و تهدید مستقیم در این دوره قابل انجام بوده، تا حد زیادی امتحان شده است.

به همین دلیل، اگر در روزهای آینده خبر از «پیشرفت مذاکرات» یا «نتیجه‌بخش بودن گفتگوها» منتشر شود، احتمالاً نباید آن را نشانه حل اختلاف‌ها دانست. معنای واقعی چنین خبرهایی بیشتر این خواهد بود که دو طرف فعلاً ترجیح داده‌اند جنگ را دوباره شروع نکنند و چند روز یا چند هفته دیگر به مسیر چانه‌زنی فرصت بدهند.

چرا تفاهم موقت فعلاً دشوارتر شده است؟

در نگاه اول ممکن است این‌طور به نظر برسد که چون هیچ‌کدام از دو طرف جنگ دوباره را نمی‌خواهند، پس رسیدن به یک تفاهم موقت هم دور از دسترس نیست. اما مشکل اینجاست که تفاهم موقت هم به حداقلی از نزدیک شدن مواضع نیاز دارد؛ حداقلی که فعلاً نشانه روشنی از آن دیده نمی‌شود. اختلاف بر سر هرمز، محاصره دریایی، غرامت، نوع و سطح غنی‌سازی، و وضعیت اورانیوم‌های غنی‌شده هنوز آن‌قدر زیاد هست که نوشتن یک متن مبهم اما قابل قبول برای هر دو طرف را دشوار کند. بله، از نظر نظری می‌شود متنی تنظیم کرد که هر طرف برداشت مطلوب خودش را از آن بیرون بکشد، اما فاصله فعلی مواضع نشان می‌دهد این کار، دست‌کم در دو روز آینده، ساده نیست.

در واقع، تفاهم موقت زمانی محتمل‌تر می‌شود که دو طرف اول تصمیم بگیرند از فضای فشار حداکثری لفظی کمی فاصله بگیرند. فعلاً اما نشانه‌ها بیشتر حاکی از آن است که هر دو طرف می‌خواهند در آستانه پایان آتش‌بس، موضع خود را سفت‌تر نشان دهند تا اگر قرار شد وارد دور تازه‌ای از گفتگو شوند، از موضع ضعیف وارد نشده باشند. در چنین فضایی، تمدید آتش‌بس از توافق مبهم محتمل‌تر به نظر می‌رسد.

بازگشت درگیری نظامی چقدر محتمل است؟

این سناریو را نمی‌شود کنار گذاشت. تحرکات نظامی دو طرف واقعی است و هر دو هم تلاش می‌کنند نشان دهند اگر مذاکره شکست بخورد، برای مرحله بعدی آماده‌اند. همین مسئله باعث شده سایه جنگ هنوز بالای سر منطقه بماند. اما میان «آمادگی برای جنگ» و «تصمیم به شروع جنگ» فاصله وجود دارد. آنچه فعلاً دیده می‌شود بیشتر به حفظ اهرم فشار برای چانه‌زنی شباهت دارد تا تصمیم قطعی برای بازگشت به میدان. بازگشت درگیری نظامی زمانی محتمل‌تر می‌شود که یا مذاکره کاملاً فروبپاشد، یا یکی از دو طرف به این جمع‌بندی برسد که از ادامه وضعیت فعلی چیزی به دست نمی‌آورد. هنوز نشانه قطعی برای چنین جمع‌بندی‌ای دیده نمی‌شود.

از همین زاویه، سناریوی بازگشت درگیری نظامی باید جدی گرفته شود، اما وزن آن از دو سناریوی دیگر کمتر است. نه به این دلیل که خطر از بین رفته، بلکه چون هزینه شروع دوباره جنگ در این لحظه برای هر دو طرف بالاست و دستاورد آن روشن نیست.

آینده نزدیک، بیشتر از آنکه به صلح یا جنگ قطعی شباهت داشته باشد، به ادامه یک وضعیت میانی شبیه است؛ وضعیتی که در آن نه اختلاف‌ها حل شده و نه تصمیم برای بازگشت به جنگ گرفته شده است. در چنین وضعی، محتمل‌ترین سناریو تمدید آتش‌بس با این روایت است که مذاکرات مفید بوده و برای جمع‌بندی نهایی به زمان بیشتری نیاز دارد. بعد از آن، تفاهمی موقت و پرابهام قرار می‌گیرد که اگرچه فعلاً دورتر به نظر می‌رسد، اما در صورت ادامه گفتگوها گزینه محتمل‌تری خواهد بود. بازگشت درگیری نظامی هم همچنان ممکن است، اما در شرایط فعلی، محتمل‌ترین گزینه نیست. آنچه امروز بیش از هر چیز دیده می‌شود، نه حل بحران، بلکه تلاش برای عقب انداختن انفجار دوباره آن است.

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.