به گزارش مسیر اقتصاد اعلام آتشبس، نخست در بازارهای مالی اثر گذاشت. معاملهگران در بازار آتی به کاهش ریسک جنگ واکنش نشان دادند و قیمت نفت برنت برای تحویل ماه بعد به حدود ۹۶.۵ دلار رسید. این افت سریع، بازتاب امید به کاهش تنش و ازسرگیری جریان عادی تجارت نفت بود. اما بازار فیزیکی نفت روایت دیگری داشت.
«دیتد برنت» که قیمت واقعی محمولههای نفتی قابل تحویل در بازار نقدی را نشان میدهد، در روز پنجشنبه به ۱۳۱.۹۷ دلار در هر بشکه رسید؛ یعنی بیش از ۷ درصد بالاتر از روز قبل و تنها اندکی پایینتر از رکورد ۱۴۴.۴۲ دلاری ثبتشده پیش از آتشبس. همین فاصله بزرگ میان بازار آتی و بازار فیزیکی نشان میدهد که کاهش تنش روی کاغذ، هنوز به معنای بازگشت عرضه واقعی به شرایط عادی نیست.
مسئله اصلی دیگر فقط ریسک جنگ نیست، کمبود نفت قابل عرضه است
بازار آتی بیشتر به انتظارات واکنش نشان میدهد، اما بازار فیزیکی مستقیما با نفت موجود، حملونقل، زمان تحویل و دسترسی واقعی به محمولهها سروکار دارد. وقتی قیمت دیتد برنت در چنین سطحی باقی میماند، معنایش این است که بازار دارد کمبود واقعی نفت قابل عرضه را قیمتگذاری میکند، نه فقط ترس از جنگ را.
همین نکته مهمترین پیام وضعیت کنونی است. آتشبس توانسته بخشی از ریسک ذهنی معاملهگران را کاهش دهد، اما هنوز نتوانسته نفت بیشتری به بازار فیزیکی برساند. تا وقتی بشکههای واقعی نفت دوباره به جریان نیفتند، فشار بر قیمتهای نقدی ادامه خواهد داشت.
تنگه هرمز همچنان گره اصلی بازار است
ریشه اصلی این کمبود، به وضعیت تنگه هرمز بازمیگردد. حدود ۲۰ درصد نفت و گاز جهان بهطور معمول از این مسیر عبور میکند و هر اختلالی در آن، بلافاصله بازار فیزیکی را تحت فشار میگذارد. حتی با اعلام آتشبس، عبور و مرور کشتیها بهسرعت به حالت عادی برنگشته و همین مسئله باعث شده عرضه واقعی همچنان محدود بماند.
در چنین شرایطی، بازار فیزیکی بیش از آنکه به بیانیههای سیاسی واکنش نشان دهد، به وضعیت عملی هرمز نگاه میکند. تا زمانی که عبور پایدار و گسترده نفتکشها از این مسیر از سر گرفته نشود، انتظار کاهش محسوس فشار در بازار واقعی نفت چندان واقعبینانه نیست.
ریسک عملیاتی دیرتر از ریسک سیاسی کاهش مییابد
یکی از مهمترین تفاوتهای بازار آتی و بازار فیزیکی در همینجاست. ریسک ژئوپلیتیک ممکن است با خبر آتشبس بهسرعت کاهش یابد، اما ریسک عملیاتی چنین نیست. کشتیها باید حرکت کنند، پالایشگاهها باید خرید انجام دهند، نفتکشها باید بیمه شوند و عرضهکنندگان باید بتوانند محمولهها را در زمان مناسب به بازار برسانند.
به همین دلیل، حتی اگر فضای سیاسی تا حدی آرامتر شده باشد، نرخ کرایه نفتکشها همچنان بالا میماند، پریمیوم نفتهای قابل تحویل فوری کاهش چندانی پیدا نمیکند و خریداران نفت ترش و عرضه محدود خارج از خلیج فارس همچنان ناچارند بهای بیشتری بپردازند. این یعنی فشار عملیاتی هنوز از بین نرفته و بازار واقعی، بیش از بازار مالی، درگیر تبعات جنگ است.
فروپاشی الگوهای معمول قیمتگذاری در بازار نفت
یکی دیگر از نشانههای شدت بحران، برهم خوردن روابط معمول میان شاخصهای نفتی است. در شرایط عادی، برنت معمولا ۳ تا ۵ دلار بالاتر از WTI معامله میشود، اما در بحران اخیر، WTI برای مدتی بیش از ۱۰ دلار بالاتر رفت. نفت روسیه نیز که در سالهای گذشته معمولا با تخفیف نسبت به برنت عرضه میشد، در هفتههای اخیر تا ۳۰ دلار بالاتر از برنت قیمت خورد.
عربستان نیز پریمیوم نفت عرب لایت را به ۱۹.۵۰ دلار بالاتر از شاخص عمان/دبی رساند؛ سطحی که پیش از این هرگز از ۱۰ دلار عبور نکرده بود. این تحولات نشان میدهد فقط قیمتها بالا نرفتهاند، بلکه خودِ سازِکارهای عادی قیمتگذاری در بازار جهانی نفت هم دچار اختلال شدهاند.
کمبود عرضه فوری میتواند ماهها ادامه یابد
وضعیت فعلی فقط یک واکنش کوتاهمدت به خبر جنگ یا آتشبس نیست. وقتی بازار فیزیکی با چنین فشاری روبهرو میشود، بازگشت به تعادل زمان میبرد. پالایشگاههایی که خرید را به امید افت بیشتر قیمتها عقب میاندازند، ممکن است بعدا با کمبود شدیدتر فرآورده روبهرو شوند. از سوی دیگر، محدود ماندن جریان عرضه از خلیج فارس به معنای آن است که بازار باید برای مدتی با نفت کمتر و هزینه حمل بالاتر کنار بیاید.
به همین دلیل، انتظار میرود فشار موجود در بازار فیزیکی برای ماهها ادامه پیدا کند؛ مگر آنکه تنگه هرمز بهطور واقعی و پایدار به وضعیت عادی بازگردد. تا آن زمان، افت قیمت در بازارهای آتی بیشتر نشانه کاهش هیجان اولیه است، نه علامت پایان بحران عرضه.
منبع: CNBC
انتهای پیام/ انرژی

