۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۲۱۴۷ ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۸:۲۰ دسته: دولت و حکمرانی
۰

بر اساس گزارش رسانه آمریکایی وال‌استریت‌ژورنال، ایران از جنگ ۳۸ روزه با آمریکا و اسرائیل فقط با حفظ بقا خارج نشد؛ بلکه توانست دو دستاورد مهم نیز به دست آورد: نخست، تثبیت کنترل و اهرم خود بر تنگه هرمز؛ گذرگاهی که حدود ۲۰ درصد صادرات نفت جهان از آن عبور می‌کند. دوم، ایجاد نوعی بازدارندگی تازه در برابر حملات گسترده آینده؛ بازدارندگی‌ای که بر پایه تحمیل هزینه اقتصادی و سیاسی به طرف مقابل شکل گرفت. تهران با بستن هرمز و جهش‌دادن قیمت جهانی نفت نشان داد می‌تواند جنگ را از میدان نظامی به اقتصاد و امنیت انرژی آمریکا و متحدانش منتقل کند. همین مسئله موجب شد آتش‌بس پیش از تحقق اهداف حداکثری واشنگتن و تل‌آویو، از جمله تغییر نظام، نابودی برنامه هسته‌ای و پایان دادن به توان تهدیدآفرینی ایران، اعلام شود.

به گزارش مسیر اقتصاد در ظاهر، جنگ ۳۸ روزه با خسارت‌های سنگین نظامی برای ایران همراه بود. اما اگر نتیجه جنگ فقط با معیار حجم تخریب یا تعداد حملات سنجیده نشود، تصویر متفاوتی به دست می‌آید. ایران در پایان جنگ توانست مهم‌ترین هدف فوری خود، یعنی حفظ بقا و جلوگیری از فروپاشی ساختار سیاسی، را محقق کند. این موضوع به‌تنهایی دستاورد کوچکی نبود؛ به‌ویژه در جنگی که طرف مقابل با اهدافی بسیار فراتر از یک درگیری محدود وارد میدان شده بود.

با این حال، اهمیت ماجرا فقط به بقا محدود نماند. آنچه جنگ را از منظر راهبردی مهم می‌کند، این است که ایران پس از تحمل ضربات سنگین، نه‌تنها از میدان حذف نشد، بلکه دو امتیاز مهم نیز به دست آورد؛ امتیازهایی که می‌توانند بر موازنه آینده اثر بگذارند.

تنگه هرمز؛ مهم‌ترین اهرم باقی‌مانده ایران

نخستین دستاورد ایران، تثبیت نقش و کنترل خود بر تنگه هرمز بود. جنگ نشان داد که با وجود حملات گسترده آمریکا و اسرائیل، توان ایران برای اثرگذاری بر این آبراه حیاتی از میان نرفته است. تنگه هرمز همچنان شریان اصلی عبور حدود ۲۰ درصد صادرات نفت جهان است و هرگونه اختلال در آن، بلافاصله بازار جهانی انرژی را تحت فشار قرار می‌دهد.

اهمیت این مسئله در آن است که ایران توانست از هرمز نه فقط به‌عنوان یک گذرگاه جغرافیایی، بلکه به‌عنوان یک اهرم راهبردی استفاده کند. در طول جنگ، محدود شدن تردد در این مسیر و جهش قیمت نفت، نشان داد که تهران هنوز می‌تواند هزینه‌های درگیری را از میدان نظامی به اقتصاد جهانی و بازار انرژی منتقل کند. به همین دلیل، کنترل هرمز برای ایران فقط یک ابزار دفاعی نبود؛ به یک سرمایه سیاسی و چانه‌زنی هم تبدیل شد.

آمریکا و اسرائیل به اهداف حداکثری خود نرسیدند

دومین نکته مهم این است که آتش‌بس پیش از آن برقرار شد که آمریکا و اسرائیل به اهداف بلندپروازانه خود برسند. نه ساختار سیاسی ایران فروپاشید، نه برنامه هسته‌ای آن به‌طور کامل از بین رفت و نه توان اثرگذاری ایران بر محیط پیرامونی‌اش حذف شد. همین مسئله باعث می‌شود نتیجه جنگ را نتوان تنها با زبان برتری نظامی طرف مقابل توضیح داد.

در واقع، تهران با تاکتیک‌های نامتقارن خود توانست بخشی از برتری نظامی آمریکا و اسرائیل را خنثی کند. ایران وارد رقابت مستقیم در همان زمینی نشد که طرف مقابل در آن دست بالا را داشت؛ بلکه هزینه جنگ را به عرصه‌ای منتقل کرد که برای واشنگتن حساس‌تر بود: اقتصاد، انرژی و فشار افکار عمومی. این جابه‌جایی صحنه، یکی از عوامل اصلی توقف جنگ پیش از تحقق اهداف نهایی آمریکا و اسرائیل بود.

بازدارندگی تازه؛ دستاورد دوم ایران

دومین دستاورد مهم ایران، ایجاد نوعی بازدارندگی تازه در برابر حملات گسترده آینده بود. این بازدارندگی نه از مسیر برتری کلاسیک نظامی، بلکه از راه نشان‌دادن توان تحمیل هزینه به طرف مقابل شکل گرفت. ایران نشان داد که حتی اگر در میدان نظامی زیر فشار باشد، باز هم می‌تواند با اختلال در هرمز و جهش‌دادن قیمت نفت، تبعات جنگ را به اقتصاد آمریکا و متحدانش منتقل کند.

اهمیت این دستاورد در این است که حمله دوباره به ایران دیگر به‌سادگی گذشته قابل تصور نیست. وقتی یک جنگ به‌جای پایان سریع، به بحران انرژی و فشار اقتصادی برای طرف مهاجم تبدیل شود، محاسبات درباره تکرار آن هم تغییر می‌کند. از این زاویه، بازدارندگی تازه ایران به این معناست که دشمنانش اکنون بهتر از گذشته می‌دانند هر حمله گسترده‌ای می‌تواند با هزینه‌ای فراتر از میدان نظامی همراه شود.

ایران جنگ را به اقتصاد آمریکا کشاند

یکی از مهم‌ترین وجوه این بازدارندگی تازه، اثرگذاری مستقیم ایران بر اقتصاد آمریکا و بازار جهانی بود. بسته شدن هرمز و جهش قیمت نفت باعث شد جنگ فقط در مرزهای ایران یا حتی فقط در غرب آسیا باقی نماند. تهران توانست منازعه را به سطحی منتقل کند که برای کاخ سفید بسیار حساس است: سطح قیمت انرژی، بازارها و هزینه‌ای که افکار عمومی آمریکا باید برای ادامه جنگ بپردازد.

این نکته اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان می‌دهد ایران در طراحی پاسخ خود صرفا به منطق دفاع سرزمینی تکیه نکرد. تهران کوشید به طرف مقابل بفهماند که ادامه جنگ، فقط فرسایش ایران نخواهد بود، بلکه می‌تواند مستقیما بر اقتصاد آمریکا و متحدانش هم اثر بگذارد. همین انتقال هزینه، یکی از پایه‌های اصلی دستاورد دوم ایران یعنی بازدارندگی تازه بود.

معنای راهبردی دو دستاورد ایران

اگر این دو دستاورد کنار هم قرار بگیرند، تصویر روشن‌تر می‌شود. کنترل بر هرمز به ایران یک اهرم عملیاتی و سیاسی داد؛ بازدارندگی تازه نیز هزینه حمله‌های آینده را بالا برد. این دو، در کنار هم، جایگاه ایران را پس از جنگ از یک بازیگر تنها آسیب‌دیده به بازیگری تبدیل می‌کند که با وجود خسارت‌ها، هنوز توان شکل‌دادن به معادله بعدی را دارد.

از این رو، تحلیل نتیجه جنگ فقط با اشاره به میزان تخریب یا ضربات نظامی وارده ناقص است. جنگ ۳۸ روزه برای ایران پرهزینه بود، اما در همان حال نشان داد که تهران هنوز می‌تواند در لحظات حساس، از موقعیت جغرافیایی و توان نامتقارن خود برای ساختن اهرم‌های تازه استفاده کند. همین مسئله است که باعث می‌شود ایران نتیجه جنگ را فقط از زاویه بقا نبیند، بلکه آن را همراه با دو دستاورد مهم راهبردی تحلیل کند.

منبع: وال‌استریت‌ژورنال

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.