مسیر اقتصاد/ خبرها از همان ساعات نخست پس از اعلام آتشبس، تصویری خلاف انتظار اولیه ارائه کردند. رویترز گزارش داد اسرائیل سنگینترین حملات خود از آغاز جنگ جاری با حزبالله را علیه بیش از ۱۰۰ هدف در بیروت، بقاع و جنوب لبنان انجام داد؛ حملاتی که در حالی رخ داد که حزبالله، حملات خود را در چارچوب آتشبس متوقف کرده بود. همزمان گاردین نیز این موج را بزرگترین حمله اسرائیل به لبنان در روزهای اخیر توصیف کرد و نوشت بیمارستانها و تیمهای امدادی زیر فشار شدید قرار گرفتهاند.
همزمان با این حملات، در اروپا نیز نگرانی آشکاری شکل گرفت. رهبران اروپایی، ضمن استقبال از آتشبس ایران و آمریکا، خواهان تعمیم آن به لبنان شدهاند. امانوئل مکرون نیز تصریح کرده که درباره لبنان نگرانی جدی وجود دارد و پاریس خواستار آن است که این جبهه هم در مسیر کاهش تنش قرار گیرد. همین موضعگیریها نشان میدهد که حتی از نگاه بازیگران غربی نیز ادامه حملات اسرائیل به لبنان با روح آتشبس سازگار دیده نمیشود.
پاکستان چه گفت و اسرائیل چه کرد؟
گره اصلی ماجرا در اختلاف بر سر دامنه آتشبس است. رویترز نوشته شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان و میانجی اصلی توافق، صراحتا گفته بود آتشبس باید شامل توقف حملات اسرائیل به لبنان نیز باشد. رئیسجمهور لبنان هم همین برداشت را مطرح کرد. اما اسرائیل بلافاصله اعلام کرد که لبنان مشمول توافق نیست و دفتر بنیامین نتانیاهو گفت تلآویو آتشبس با ایران را پذیرفته، اما عملیات علیه حزبالله ادامه خواهد داشت.
این تناقض، مسئله را از سطح یک اختلاف لفظی فراتر میبرد. اگر میانجی رسمی توافق، لبنان را بخشی از آتشبس دانسته و ایران نیز با همین فهم وارد توقف درگیری شده باشد، ادامه حملات اسرائیل عملا نقض صریح آتشبس است، نه صرفا بهرهبرداری از یک خلأ تفسیری. درست به همین دلیل است که حمله به لبنان را باید نخستین آزمون واقعی توافق دانست: آزمونی که نشان میدهد آیا طرف مقابل به تعهدات اعلامشده پایبند است یا میخواهد از توقف حملات ایران برای بازتنظیم جبهههای دیگر استفاده کند.
چرا این رخداد برای ایران تعیینکننده است؟
اهمیت این حملات فقط در بعد نظامی یا انسانی آن خلاصه نمیشود. مسئله اصلی برای ایران این است که اگر آتشبس نتواند حتی در نخستین ساعات، یکی از صریحترین مطالباتش یعنی توقف حملات به لبنان را تضمین کند، اتکا به وعدههای بعدی طرف مقابل بسیار دشوارتر خواهد شد. رویترز گزارش داده که مقامهای ایرانی از همان ابتدا نسبت به صداقت آمریکا و اسرائیل ابراز تردید کردهاند و ایران قرار است با «احتیاط فراوان» وارد مذاکرات شود. این احتیاط اکنون دیگر یک موضع عمومی نیست، بلکه پشتوانه عینی پیدا کرده است.
از این زاویه، لبنان فقط یک جبهه فرعی نیست. اگر ایران در برابر حمله خونین به حزبالله سکوت کند و آن را به امید مذاکرات نادیده بگیرد، این خطر به وجود میآید که آتشبس عملا به سازِکاری برای توقف ایران و آزاد گذاشتن دست اسرائیل در لبنان تبدیل شود. در آن صورت، تهران بهسختی میتواند توافق را یک دستاورد راهبردی معرفی کند، چون یکی از نزدیکترین متحدانش هزینه مستقیم این توافق را پرداخته است. بنابراین، مسئله فقط وفاداری سیاسی به حزبالله نیست؛ مسئله این است که آتشبس نباید به ابزار انتقال فشار از ایران به لبنان تبدیل شود.
ایران چه باید بکند؟
در چنین وضعی، واکنش ایران باید همزمان قاطع، دقیق و مرحلهبندیشده باشد. نخستین گام این است که تهران بهطور رسمی و علنی تصریح کند حملات اسرائیل به لبنان، با توجه به اظهارات میانجی پاکستانی، نقض آتشبس محسوب میشود و ادامه آن مشروعیت سیاسی کل توافق را از بین میبرد. مسئله فقط توقف حملات اسرائیل به لبنان نیست، بلکه اسرائیل باید بابت نقض آتشبس جریمه شود و از این باب ایران باید به سختی پاسخ آن را بدهد.
این از این جهت اهمیت دارد که اجازه نمیدهد طرف مقابل بعدا دامنه توافق را یکطرفه بازتعریف کند. دومین گام، مشروط کردن ادامه پایبندی کامل ایران به آتشبس به توقف فوری حملات اسرائیل در لبنان است؛ نه با ادبیات کلی، بلکه با مطالبه روشن برای تضمین و راستیآزمایی. چنین موضعی هم با منطق مذاکرات سازگار است و هم هزینه نقض توافق را بالا میبرد. به بیان دیگر در صورت تداوم حملات اسرائیل، باید توافق آتشبس پایان یافته تلقی شود و ایران بار دیگر آرایش جنگی به خود بگیرد.
اگر با بیتوجهی ایران، جبهه لبنان از متن و حاشیه توافق کنار گذاشته شود، طرف مقابل به این جمعبندی میرسد که میتواند با دادن امتیاز محدود در یک جبهه، در جبهه دیگر دست باز داشته باشد. به همین دلیل، تهران برای آنکه واقعا از آتشبس دستاورد بگیرد، باید روشن کند که هر مذاکره پایداری فقط زمانی معنا دارد که هزینه آن بر دوش متحدان منطقهایاش تخلیه نشود. آزمون لبنان از همینجا تعیینکننده میشود: اگر این نقض بدون هزینه بماند، وعدههای بعدی نیز اعتبار چندانی نخواهند داشت.
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

