۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۲۰۷۷ ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰ دسته: انرژی
۰

آتش‌بس دو هفته‌ای برنامه‌ریزی‌شده میان ایران و آمریکا و آغاز مذاکرات برای پایان دادن به درگیری، در نگاه نخست پیامی از کاهش تنش و بازگشت آرامش به بازار انرژی بود؛ به‌گونه‌ای که قیمت نفت خام بلافاصله پس از انتشار خبر تا ۱۶ درصد کاهش یافت. اما با وجود کاهش قیمت‌ها در بازارهای مالی، بازار فیزیکی نفت با بحرانی بی‌سابقه مواجه شده که ابعاد مختلف آن در حال نمایان شدن است. حتی اگر آتش‌بس برقرار بماند و عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز افزایش یابد، این توافق در کوتاه‌مدت تغییر چندانی در واقعیت بازار فیزیکی نفت خام و فرآورده‌های آن ایجاد نمی‌کند؛ اختلال‌های ایجادشده در زنجیره تأمین، ماه‌ها بر کشورهای واردکننده، به ویژه در آسیا فشار وارد خواهد کرد. به عنوان نمونه فاصله قیمت نفت خام فیزیکی عربستان با قیمت نفت خام برنت، امروز ۱۵ دلار بالاتر از قبلِ شروع جنگ است.

به گزارش مسیر اقتصاد آتش‌بس دو هفته‌ای برنامه‌ریزی‌شده میان آمریکا و ایران و مذاکراتی که قرار است برای پایان دادن به درگیری آغاز شود، شاید نخستین تلاش واقعی برای کاهش تنش باشد، اما این تحول هنوز به معنای پایان بحران در بازار جهانی نفت نیست. بازار آتی نفت خام به خبر آتش‌بس واکنشی سریع و شدید نشان داد و قراردادهای نفت برنت در معاملات اولیه آسیا در روز چهارشنبه تا ۱۶ درصد کاهش یافت و به ۹۱.۷۰ دلار در هر بشکه رسید؛ این در حالی بود که برنت روز سه‌شنبه در سطح ۱۰۹.۲۷ دلار بسته شده بود.

این افت شدید قیمت، پیش از هر چیز بازتاب آرامش نسبی در بازارهای مالی بود؛ بازاری که از تهدیدهای شدید دونالد ترامپ علیه ایران و احتمال گسترش بیشتر جنگ به‌شدت نگران شده بود. علاوه بر این، کاهش قیمت‌ها نشان می‌دهد معامله‌گران امیدوار شده‌اند که جریان نفت خام، فرآورده‌های نفتی و گاز طبیعی مایع از تنگه هرمز دوباره برقرار شود و در صورت موفقیت مذاکرات، این مسیر همچنان باز بماند.

کلید بحران در یک واژه نهفته است: اگر

با این حال، همه چیز به یک «اگر» بزرگ وابسته است. اگرچه خبر آتش‌بس به بازارهای مالی سیگنال مثبتی داده، اما هنوز هیچ تضمینی وجود ندارد که مذاکرات صلح به راه‌حلی پایدار منجر شود. دو طرف در بسیاری از موضوعات اصلی همچنان فاصله زیادی با یکدیگر دارند و همین موضوع باعث می‌شود خوش‌بینی فعلی بازارها شکننده باشد.

قرار است مذاکرات از روز جمعه در پاکستان آغاز شود و دو هفته ادامه یابد؛ مذاکراتی که در صورت نیاز قابل تمدید خواهد بود. اما پیشنهاد ۱۰ ماده‌ای ایران نشان می‌دهد که تهران در این گفتگوها به‌دنبال تثبیت کنترل مؤثر خود بر تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، محل عبور حدود ۲۰ درصد از نفت خام، فرآورده‌های نفتی و گاز طبیعی مایع جهان بود.

به همین دلیل، کنترل تنگه هرمز و همچنین مسائل حل‌نشده مربوط به برنامه هسته‌ای ایران، از مهم‌ترین و دشوارترین موضوعات مذاکرات پیش‌رو خواهد بود. در نتیجه، خوش‌بینی فعلی بازارها نسبت به آتش‌بس ممکن است در هفته‌های آینده و در صورت ناکامی مذاکرات، خیلی زود جای خود را به نگرانی دوباره بدهد.

بحران اصلی در بازار فیزیکی تازه آغاز شده است

حتی اگر آتش‌بس برقرار بماند، این توافق در کوتاه‌مدت تغییر چندانی در واقعیت بازار فیزیکی نفت خام و فرآورده‌ها ایجاد نمی‌کند. اختلال ناشی از بسته شدن عملی تنگه هرمز اکنون در حال سرایت به زنجیره‌های تأمین است و بازارهای فیزیکی در آسیا تحت فشار شدید قرار دارند؛ فشاری که حتی در صورت بازگشایی کامل هرمز نیز احتمالاً ماه‌ها ادامه خواهد یافت.

یکی از روشن‌ترین نشانه‌های عمق این بحران، تصمیم شرکت آرامکوی عربستان برای افزایش شدید قیمت رسمی فروش نفت برای محموله‌های ماه مه است. این شرکت دولتی قیمت رسمی فروش نفت شاخص «عرب لایت» برای پالایشگاه‌های آسیایی را به ۱۹.۵۰ دلار بالاتر از میانگین عمان/دبی رسانده است؛ رقمی که نسبت به پریمیوم ۲.۵ دلاری محموله‌های آوریل، افزایشی ۱۷ دلاری را نشان می‌دهد.

این جهش کم‌سابقه در قیمت رسمی فروش، نشان می‌دهد بخشی از پالایشگاه‌های آسیایی در تلاش برای تأمین هر مقدار نفت در دسترس، به‌شدت تحت فشار قرار گرفته‌اند. در شرایطی که قیمت نفت عمان در روز سه‌شنبه به ۱۱۹.۳۱ دلار و قیمت نقدی نفت دبی به ۱۲۳.۲۰ دلار در هر بشکه رسیده بود، ادامه این سطوح قیمتی تا ماه مه می‌تواند هزینه هر بشکه نفت عرب لایت برای پالایشگران آسیایی را به نزدیکی ۱۵۰ دلار برساند.

بازگشایی هرمز هم به‌معنای بازگشت فوری تعادل نیست

البته اگر آتش‌بس به بازگشایی پایدار تنگه هرمز منجر شود، قیمت نفت‌هایی مانند عمان و دبی احتمالاً کاهش قابل توجهی خواهد داشت. اما حتی در آن صورت نیز پالایشگاه‌ها با مشکل اصلی، یعنی دسترسی به حجم کافی نفت خام، مواجه خواهند بود. زنجیره‌های تأمین به‌قدری آسیب دیده‌اند که بازگشت به وضعیت عادی، زمان‌بر خواهد بود و تنها کاهش قیمت‌ها نمی‌تواند بحران عرضه را فورا حل کند.

افزایش قیمت نفت عربستان ممکن است به‌تدریج مسیر جریان نفت را نیز تغییر دهد و بخشی از محموله‌ها را از چین به سمت خریداران دیگری مانند ژاپن، کره‌جنوبی و سنگاپور سوق دهد. طبق برآورد مؤسسه کپلر، چین در آوریل روزانه ۱.۳۷ میلیون بشکه نفت از عربستان دریافت می‌کند که نسبت به ۱.۰۴ میلیون بشکه در مارس افزایش یافته است. از مجموع واردات ۴.۷۳ میلیون بشکه‌ای نفت عربستان در آوریل، حدود ۲۹ درصد به چین اختصاص دارد.

اما همین افزایش شدید قیمت ممکن است پالایشگاه‌های چینی را به کاهش خرید از عربستان وادار کند و آنها را به سمت نفت ارزان‌تر روسیه، آفریقا و آمریکای جنوبی سوق دهد. در چنین شرایطی، بخشی از محموله‌های سعودی می‌تواند به کشورهایی مانند ژاپن و کره‌جنوبی برسد که واردات آنها از عربستان در آوریل به‌شدت کاهش یافته است.

فشار بیشتر بر اقتصادهای ضعیف‌تر

داده‌های کپلر نشان می‌دهد واردات کره‌جنوبی از عربستان در آوریل به ۵۲۰ هزار بشکه در روز کاهش می‌یابد؛ پایین‌ترین سطح از زمان آغاز داده‌های این مؤسسه در سال ۲۰۱۳ و بسیار کمتر از اوج ۱.۱۴ میلیون بشکه‌ای ژانویه. واردات ژاپن نیز در همین ماه حدود ۳۷۳ هزار و ۶۰۰ بشکه در روز برآورد شده که آن هم پایین‌ترین سطح ثبت‌شده در داده‌های کپلر و بسیار پایین‌تر از اوج ۱.۴۱ میلیون بشکه‌ای دسامبر است.

در نهایت، بازار نفت طبق منطق خود از قیمت برای تعیین مقصد عرضه استفاده خواهد کرد؛ یعنی کشورهایی که توان مالی بیشتری دارند، به احتمال زیاد می‌توانند نفت خام و فرآورده‌های کافی برای عبور از اختلال کنونی را تأمین کنند. اما در این میان، کشورهای درحال‌توسعه در آسیا و آفریقا آسیب‌پذیرتر خواهند بود. این کشورها نه‌تنها با خطر کمبود سوخت روبه‌رو می‌شوند، بلکه باید هزینه‌های اقتصادی ناشی از این کمبود، از افزایش هزینه حمل‌ونقل تا فشار تورمی و اختلال در تولید را نیز تحمل کنند.

آرامش بازار کاغذی، تداوم بحران در اقتصاد واقعی

از این منظر، آتش‌بس فعلی بیش از آنکه به معنای حل بحران باشد، یک تنفس موقت برای بازارهای مالی است. افت سریع قیمت نفت نشانه کاهش نگرانی معامله‌گران از بدترین سناریوهاست، اما بازار واقعی انرژی هنوز درگیر تبعات اختلالی است که طی هفته‌های گذشته شکل گرفته است. تا زمانی که مذاکرات به توافقی پایدار درباره تنگه هرمز و سایر مسائل اصلی منجر نشود، بازار جهانی نفت همچنان در معرض شوک‌های تازه خواهد بود.

بنابراین، مسئله اصلی امروز نه صرفاً اعلام آتش‌بس، بلکه شکاف میان «بازار کاغذی» و «بازار واقعی» است. در بازار کاغذی، امید به کاهش تنش قیمت‌ها را پایین آورده؛ اما در بازار واقعی، پالایشگاه‌ها، واردکنندگان و مصرف‌کنندگان هنوز با آثار اختلال در عرضه، رشد هزینه‌ها و نااطمینانی نسبت به آینده دست‌وپنجه نرم می‌کنند. همین شکاف است که نشان می‌دهد بحران انرژی هنوز تمام نشده و حتی در صورت تداوم آتش‌بس، تبعات آن برای بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی ادامه خواهد داشت.

منبع: رویترز

انتهای پیام/ انرژی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.