۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۲۰۷۱ ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۰ دسته: دولت و حکمرانی کارشناس: میرهادی رهگشای
۰

آتش‌بس دو هفته‌ای میان ایران و آمریکا را نمی‌توان پایان جنگ دانست؛ این توافق بیشتر یک توقف موقت در مسیر درگیری است که قرار است در آن، وزن میدان در میز دیپلماسی سنجیده شود. دو هفته آینده بیش از آنکه زمان «استراحت» باشد، زمان «نقد کردن» موقعیت‌های به‌دست‌آمده در جنگ است. آمریکا می‌تواند ادعا کند در لحظه اولتیماتوم خود، بازگشایی تردد در تنگه هرمز و توقف موقت درگیری را گرفته و از این جهت یک امتیاز نقد به دست آورده است. اما اگر در ادامه، ایران بتواند کنترل خود بر هرمز را حفظ کند و حق تنظیم عبور یا دریافت عوارض را به‌عنوان بخشی از ترتیبات پساجنگ تثبیت کند، آن‌گاه تراز راهبردی ماجرا به نفع تهران تغییر می‌کند. به بیان دیگر، آمریکا یک «وقفه» بدست آورده است؛ وقفه در جنگ، وقفه در شوک انرژی و وقفه در مسیر تشدیدی که می‌توانست هزینه‌های سنگین‌تری بر بازار جهانی و خود آمریکا تحمیل کند. اما ایران در پی آن است که از دل این وقفه، یک «اهرم» پایدار بیرون بکشد؛ وقفه، یک دستاورد کوتاه‌مدت است، اما اهرم، یک تغییر در موازنه قدرت.

مسیر اقتصاد/ توافق اعلام‌شده میان ایران و آمریکا، یک آتش‌بس دو هفته‌ای با میانجی‌گری پاکستان است؛ توافقی که درست در آستانه پایان اولتیماتوم دونالد ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز اعلام شد و به توقف موقت حملات و ازسرگیری عبور کشتی‌ها گره خورده است. همین ویژگی نشان می‌دهد که آنچه رخ داده، نه یک صلح پایدار، بلکه یک توقف شکننده در جنگی است که هنوز ابعاد سیاسی و امنیتی آن بسته نشده است. رسانه‌ها به صراحت گزارش کرده‌اند مسائل اصلی، از برنامه هسته‌ای ایران تا ترتیبات آتی تنگه هرمز، همچنان باز مانده‌اند و به مذاکرات بعدی موکول شده‌اند.

به همین دلیل، داوری قطعی درباره برنده و بازنده هنوز زود است. آنچه فعلا می‌توان با اطمینان بیشتری گفت، این است که عرصه اصلی تقابل، دست‌کم به‌طور موقت، از میدان نظامی به دیپلماسی منتقل شده است. اما این انتقال به معنای پایان اثرگذاری میدان نیست؛ برعکس، هر طرف می‌کوشد دستاورد یا هزینه‌های میدان را به امتیاز سیاسی در مذاکرات تبدیل کند. از این منظر، دو هفته آینده بیش از آنکه زمان «استراحت» باشد، زمان «نقد کردن» موقعیت‌های به‌دست‌آمده در جنگ است.

امتیاز نقد آمریکا: آتش‌بس در زمان اولتیماتوم ترامپ

اگر فقط خودِ آتش‌بس را ملاک قرار دهیم، آمریکا می‌تواند مدعی یک موفقیت تاکتیکی شود. ترامپ درست پیش از پایان ضرب‌الاجل خود برای بازگشایی هرمز، با توافقی مواجه شد که هم درگیری را متوقف کرد و هم مسیر بازگشت نسبی جریان انرژی را گشود. واکنش سریع بازارها نیز این برداشت را تقویت کرد: قیمت نفت پس از اعلام آتش‌بس به‌سرعت سقوط کرد، سهام جهانی بالا رفت و بخشی از اضطراب ناشی از اختلال در هرمز فروکش کرد. از این جهت، واشنگتن می‌تواند بگوید فشار نظامی و تهدید به تشدید حملات، تهران را وادار کرده دست‌کم در کوتاه‌مدت از انسداد هرمز عقب بنشیند.

اما این فقط نیمی از تصویر است. حتی در همین روایت هم آمریکا هنوز به اهداف بزرگ‌تر خود نرسیده است. رویترز نوشته که با وجود جنگ، رهبری ایران پابرجا مانده و توان تهران برای اثرگذاری بر مسیرهای انرژی خلیج فارس برجسته‌تر شده است. بنابراین امتیاز آمریکا فعلا در حد یک «وقفه» است: وقفه در جنگ، وقفه در شوک انرژی و وقفه در مسیر تشدیدی که می‌توانست هزینه‌های سنگین‌تری بر بازار جهانی و خود آمریکا تحمیل کند. این هنوز با یک پیروزی راهبردی فاصله دارد.

اهرم مورد نظر ایران: از بازگشایی هرمز تا حق تنظیم عبور

اگر مبنا را فقط لحظه آتش‌بس بگذاریم، بازشدن هرمز می‌تواند یک عقب‌نشینی تاکتیکی ایران تعبیر شود. اما اگر مبنا را با وضعیت پیش از جنگ مقایسه کنیم، تصویر متفاوت می‌شود. گزارش رویترز درباره شروط ایران برای «صلح پایدار» نشان می‌دهد که تهران این آتش‌بس را تنها توقف جنگ نمی‌بیند، بلکه می‌خواهد آن را به سازِکاری برای تثبیت موقعیت جدید خود تبدیل کند.

مسئله دیگر فقط «باز بودن» یا «بسته بودن» هرمز نیست؛ مسئله این است که چه کسی قواعد عبور را تعیین می‌کند. اگر ایران فقط اجازه عبور بدهد، بدون آنکه ترتیبات جدیدی بر تنگه تحمیل کند، آتش‌بس بیشتر به سود آمریکا تفسیر می‌شود. اما اگر تهران بتواند کنترل عملی خود بر مسیر را حفظ کند و حق تنظیم عبور یا دریافت عوارض را تثبیت کند، آن‌گاه از دل جنگ، یک اهرم پایدار بیرون آورده است. در این صورت، آمریکا شاید موفق شده باشد جریان انرژی را موقتا از سر بگیرد، اما ایران توانسته است نفوذ خود بر شریان اصلی انرژی جهان را رسمی‌تر و پرهزینه‌تر برای دیگران کند.

بازارها چه می‌گویند؟ آرامش فوری، اما تردید نسبت به آینده

واکنش بازارها به آتش‌بس نشان داد که جهان فعلا این توافق را بیش از هر چیز یک عامل کاهش ریسک می‌بیند. قیمت نفت به‌شدت افت کرد و سهام شرکت‌های انرژی که در هفته‌های بحران رشد کرده بودند، پایین آمدند. رویترز گزارش داده که شاخص انرژی S&P 500 در سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ حدود ۳۷.۲ درصد رشد کرده بود، اما با اعلام آتش‌بس، سهام غول‌هایی مانند اکسون و شورون افت کرد. این یعنی بازارها کاهش تنش را به‌عنوان خبر خوب برای مصرف‌کنندگان و اقتصاد جهانی و خبر بد برای سودهای فوق‌العاده دوره بحران در بخش انرژی تفسیر کرده‌اند.

با این حال، همین گزارش‌ها تأکید می‌کنند که آرامش فعلی لزوما پایدار نیست. رویترز نوشته حتی با وجود آتش‌بس، بازار فیزیکی نفت همچنان تحت فشار است، کشتی‌ها با ازدحام مواجه‌اند، عرضه به‌سرعت به حالت عادی بازنمی‌گردد و هنوز مشخص نیست مذاکرات درباره هرمز و دیگر پرونده‌ها به چه سمتی می‌رود. بنابراین جهان با یک آرامش واقعی روبه‌رو نیست؛ بلکه با تعلیق موقتِ بحران روبه‌روست.

نتیجه واقعی در دو هفته آینده روشن می‌شود

در این چارچوب، نه می‌توان گفت آمریکا چیزی به دست نیاورده و نه می‌توان با قطعیت گفت ایران از هم‌اکنون برنده شده است. آمریکا یک امتیاز فوری گرفته: توقف موقت جنگ در زمان اولتیماتوم خود و کاهش فشار فوری بر بازار انرژی. اما ایران نیز اگر بتواند شروط خود را وارد مذاکرات کند و از بازگشایی هرمز به سمت تثبیت کنترل و امتیازدهیِ مبتنی بر حاکمیت برود، ممکن است دستاوردی به‌مراتب مهم‌تر از یک توقف موقت به دست آورد. از این زاویه، تفاوت «وقفه» و «اهرم» تعیین‌کننده است: وقفه، یک دستاورد کوتاه‌مدت است؛ اهرم، یک تغییر در موازنه قدرت.

پس داوری دقیق‌تر این است که آتش‌بس فعلی، در کوتاه‌مدت یک امتیاز تاکتیکی برای آمریکا بوده، اما اگر کنترل هرمز و حق تنظیم عبور یا عوارض‌گیری برای ایران تثبیت شود، در سطح راهبردی این بیشتر به نفع تهران تفسیر خواهد شد. به همین دلیل، نتیجه واقعی نه در متن اعلام آتش‌بس، بلکه در مذاکرات پیشِ رو و در سازِکار نهایی اداره تنگه هرمز روشن می‌شود. آینده این آتش‌بس را نه بیانیه‌های اولیه، بلکه نسبت میان «بازگشایی» و «کنترل» تعیین خواهد کرد.

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.