مسیر اقتصاد/ تحرکات نظامی تازه آمریکا در غرب آسیا بار دیگر بحث حمله زمینی به ایران را پررنگ کرده است. در روزهای اخیر، خبر استقرار هزاران نیروی تازه آمریکایی، از جمله چتربازان لشکر ۸۲ هوابرد و موج جدیدی از مارینها، این تصور را به وجود آورده که واشنگتن ممکن است از مرحله حملات هوایی و فشار منطقهای عبور کند و به سمت عملیات زمینی برود. اما جمعبندی شواهد موجود نشان میدهد هنوز میان «تقویت آرایش جنگی» و «تصمیم به حمله زمینی» فاصله قابل توجهی وجود دارد. آنچه اکنون دیده میشود بیشتر به تلاش آمریکا برای واقعی جلوه دادن این گزینه شباهت دارد تا نشانهای از ورود قطعی به جنگ زمینی.
موج تازه اعزام نیرو
رویترز ۲۰ مارس گزارش داد که آمریکا هزاران مارین و ملوان تازه به منطقه اعزام میکند و این موج جدید بر سطح حضور بالای پیشین سوار میشود. چند روز بعد، رویترز از اعزام ۳ تا ۴ هزار نیروی دیگر از لشکر ۸۲ هوابرد خبر داد. در گزارش ۳۰ مارس هم آمده که هزاران چترباز آمریکایی عملاً وارد روند استقرار شدهاند و این روند بعد از ورود ۲۵۰۰ مارین و دیگر نیروهای کمکی شدت گرفته است. در کنار این موارد، بحث اعزام ۱۰ هزار نیروی زمینی دیگر نیز مطرح شده، اما این بخش همچنان در حد بررسی گزارش شده و نه اجرای قطعی.
این حجم از جابهجایی نظامی، بهخودیخود کماهمیت نیست. آمریکا معمولاً بدون هدف روشن، چنین آرایش پرهزینهای را شکل نمیدهد. اما همین واقعیت، لزوماً به معنای تصمیم برای حمله زمینی هم نیست. استقرارهای تازه میتواند همزمان چند کارکرد داشته باشد: حفاظت از نیروها و پایگاههای آمریکا در منطقه، آمادگی برای تشدید درگیری، افزایش قدرت مانور در چند سناریوی مختلف، و مهمتر از همه، بالا بردن فشار روانی و نظامی بر ایران.
حمله زمینی آمریکا هنوز دور به نظر میرسد
برای تهاجم زمینی به کشوری مانند ایران، صرف اعزام چند هزار چترباز یا مارین کافی نیست. چنین سناریویی معمولاً به استقرار گستردهتر نیرو، تجهیزات سنگینتر، پشتیبانی لجستیکی در مقیاس بالاتر، و آمادهسازی طولانیتر نیاز دارد. آنچه تا اینجا گزارش شده، بیشتر با افزایش آمادگی برای سناریوهای محدودتر یا با هدف ساختن یک تهدید باورپذیر سازگار است تا آغاز یک جنگ زمینی تمامعیار. به بیان دیگر، آمریکا در حال سنگینتر کردن گزینههاست، اما هنوز نشانههای لازم برای عبور قطعی به مرحله تهاجم زمینی گسترده دیده نمیشود. این جمعبندی، نه بر پایه اظهارنظرهای سیاسی مقامها، بلکه بر اساس نوع نیروهای اعزامی و اندازه استقرارها به دست میآید.
واقعیسازی تهدید، بخشی از خود جنگ است
در چنین شرایطی، نمایش گزینه حمله زمینی خود به بخشی از جنگ تبدیل میشود. حتی اگر این حمله هرگز انجام نشود، واقعی جلوه دادن آن میتواند بر محاسبات ایران، متحدان منطقهای آمریکا و حتی بازارهای جهانی اثر بگذارد. وقتی آمریکا حضور نظامی خود را در منطقه سنگینتر میکند، هدف فقط اجرای یک عملیات مشخص نیست؛ بلکه میخواهد این پیام را منتقل کند که دامنه گزینههایش باز است و میتواند در صورت لزوم، سطح درگیری را بالا ببرد. همین باورپذیر شدن تهدید، بهتنهایی یک ابزار فشار است.
از این منظر، آرایش تازه آمریکا را باید بیشتر یک ابزار فشار و آمادهسازی دانست تا نشانه نهایی تصمیم برای حمله زمینی. این آرایش میتواند اگر شرایط تغییر کند، زمینه ورود به مراحل پرهزینهتر را هم فراهم کند، اما تا این لحظه، وزن شواهد بیشتر به نفع این برداشت است که آمریکا میخواهد گزینه حمله زمینی را از یک تهدید لفظی صرف، به یک احتمال قابل باور تبدیل کند. بنابراین، میان آنچه امروز در غرب آسیا دیده میشود و اجرای واقعی یک تهاجم زمینی گسترده، هنوز فاصلهای معنادار وجود دارد.
منابع:
رویترز؛ پیوند اول، پیوند دوم، پیوند سوم
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

