به گزارش مسیر اقتصاد دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا در هفتههای اخیر بارها از اروپا انتقاد کرده که در جنگ با ایران کنار ایستاده است و حاضر نیست مسئولیت بیشتری بپذیرد. اما متن والاستریت ژورنال تصویری متفاوت ارائه میکند. ماجرا این نیست که اروپا واقعاً بیرون میدان مانده باشد؛ مسئله این است که بخش بزرگی از نقش اروپا در پشت صحنه و از مسیر پایگاهها، توافقهای نظامی و زیرساختهای قدیمی ناتو انجام میشود.
در حالی که بسیاری از رهبران اروپایی علناً از حملات آمریکا به ایران انتقاد کردهاند، همان کشورها در عمل اجازه دادهاند عملیات آمریکا از دل شبکه پایگاههایش در اروپا پیش برود. به این ترتیب، اروپا از نظر سیاسی میکوشد فاصلهاش را حفظ کند، اما از نظر عملیاتی به یکی از ستونهای اصلی جنگ تبدیل شده است.
جنگ از خاک اروپا پشتیبانی میشود
در هفتههای اخیر بمبافکنها، پهپادها و کشتیهای آمریکا از طریق پایگاههایی در بریتانیا، آلمان، پرتغال، ایتالیا، فرانسه و یونان سوختگیری، تجهیز و هدایت شدهاند. به بیان دیگر، حملات آمریکا به ایران فقط از ناوها و پایگاههای منطقه انجام نشده، بلکه بر یک شبکه پشتیبانی گسترده در اروپا تکیه داشته است.
اهمیت این نکته در آن است که عملیات آمریکا علیه ایران از نظر لجستیکی یکی از پیچیدهترین عملیاتهای چند دهه اخیر این کشور توصیف شده است. چنین عملیاتی بدون پایگاههای متعدد، مسیرهای انتقال مطمئن، مراکز فرماندهی و زیرساختهای آماده، بهمراتب پرهزینهتر و کندتر میشد.
رامشتاین، قلب تپنده عملیات
در میان همه این پایگاهها، جایگاه آلمان از بقیه برجستهتر است. والاستریت ژورنال نوشته پایگاه رامشتاین در آلمان اکنون به یکی از مهمترین گرههای عملیاتی آمریکا در جنگ با ایران تبدیل شده است. این پایگاه نه فقط مرکز فرماندهی و ارتباطات، بلکه نقطه اصلی انتقال داده، هدایت عملیات پهپادی و هماهنگی حملات دوربرد محسوب میشود.
از همین پایگاه، یک پل هوایی مداوم میان آمریکا، اروپا و خلیج فارس برقرار شده و هواپیماهای ترابری مانند C-17 و C-130J نیرو، مهمات و تجهیزات را به منطقه منتقل میکنند. وجود بزرگترین بیمارستان نظامی آمریکا در خارج از این کشور در نزدیکی همین پایگاه، نشان میدهد رامشتاین فقط یک مرکز فنی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت کامل جنگی آمریکاست.
در کنار آن، پایگاه اسپنگداهلم و ستاد فرماندهی مستقر در اشتوتگارت هم در استقرار نیرو و برنامهریزی راهبردی نقش دارند.
بریتانیا، آلمان، ایتالیا و فرانسه؛ فاصله سیاسی، همکاری عملیاتی
یکی از نکات مهم متن، نمایش همین شکاف میان موضع سیاسی و رفتار عملی اروپاست. آلمان بارها تأکید کرده که در اقدام نظامی علیه ایران مشارکت ندارد و فریدریش مرتس و بوریس پیستوریوس هم گفتهاند این جنگ، جنگ آلمان نیست. اما در همان حال، دولت آلمان پذیرفته که آمریکا طبق توافقهای حقوقی قدیمی، از رامشتاین و دیگر پایگاهها برای جنگ استفاده کند و برلین هم عملاً نفوذی بر این عملیات ندارد.
در ایتالیا هم پایگاه آویانو، که یکی از مراکز مهم نیروی هوایی آمریکاست، میزبان هواپیماهای سوخترسان شده است؛ هواپیماهایی که امکان اجرای مأموریتهای دوربرد علیه ایران را فراهم میکنند. جورجیا ملونی کوشیده نقش ایتالیا را تنها فنی و غیرمستقیم جلوه دهد و گفته عملیات انجامشده از پایگاههای ایتالیا «شامل بمباران نیست». اما همین سوخترسانی، بخشی جداییناپذیر از امکان اجرای حمله است.
فرانسه هم به هواپیماهای سوخترسان آمریکا اجازه داده از پایگاه ایستر-لو توبه استفاده کنند. وزیر دفاع فرانسه این نقش را به «پمپبنزین» تشبیه کرده و کوشیده آن را از مشارکت مستقیم جدا نشان دهد، اما در عمل همین «پمپبنزین» یکی از عناصر ضروری حمله است.
بریتانیا نیز ابتدا در برابر استفاده آمریکا از پایگاههایش برای حمله به تهران مقاومت کرد، اما بعداً موضعش را تغییر داد و اجازه داد آمریکا از فرفورد و همچنین دیهگو گارسیا برای مأموریتهایی که «دفاعی» توصیف شدند، استفاده کند.
استثنای اسپانیا
در این میان، اسپانیا تنها کشوری است که بهطور روشن مانع استفاده آمریکا از پایگاههای مشترک در خاک خود برای حمله به ایران شده است. نتیجه این تصمیم هم این بوده که برخی هواپیماهای آمریکایی از اسپانیا به آلمان و فرانسه منتقل شدهاند. همین استثنا نشان میدهد اگر دولتهای اروپایی واقعاً بخواهند محدودیت عملی ایجاد کنند، از نظر سیاسی و حقوقی چنین امکانی وجود دارد؛ اما بیشتر آنها ترجیح دادهاند بهجای توقف واقعی عملیات، فقط فاصله سیاسی خود را حفظ کنند.
پرتغال، یونان و رومانی هم در زنجیره پشتیبانی قرار دارند
نقش اروپا فقط به قدرتهای بزرگ قاره محدود نیست. پایگاه لاژس در جزیره ترسرا در آزور پرتغال، به یک مرکز مهم لجستیکی برای عملیات آمریکا تبدیل شده و در روزهای اخیر میزبان دهها هواپیمای سوخترسان بوده است.
در یونان، خلیج سودا در جزیره کرت نه فقط یک بندر عمیق راهبردی است، بلکه از معدود پایگاههای پیشرو در مدیترانه به شمار میرود که ارتباطات امن برای پرواز هواپیماهای جاسوسی Rivet Joint را فراهم میکند؛ هواپیماهایی که برای جمعآوری اطلاعات سیگنالی بر فراز ایران استفاده شدهاند.
رومانی هم پذیرفته که میزبان داراییهای لجستیکی و اطلاعاتی آمریکا باشد. این گستره جغرافیایی نشان میدهد شبکه پشتیبانی آمریکا در اروپا، محدود و نقطهای نیست؛ یک زنجیره کامل و چندلایه است.
جنگ، ارزش واقعی حضور آمریکا در اروپا را آشکار کرد
جنگ با ایران، بهای واقعی عقبنشینی آمریکا از اروپا را آشکار کرده است. ترامپ سالها اروپا را بهخاطر هزینه کم نظامی و اتکای بیش از حد به آمریکا سرزنش کرده و حتی بارها تهدید کرده است که پشتیبانی واشنگتن از ناتو را کاهش میدهد. اما همین جنگ نشان داده اگر آمریکا حضور نظامی گسترده خود در اروپا را واقعاً جمع کند، بخش مهمی از توان مداخلهاش در غرب آسیا و آفریقا تضعیف میشود.
ژنرال الکسوس گرینکویچ، فرمانده ارشد نظامی ناتو، گفته بیشتر متحدان اروپایی «بسیار حمایتگر» بودهاند. او تأکید کرده اروپا بهدلیل فاصله کوتاهتر، هزینه کمتر و سهولت فرافکنی قدرت، برای عملیات آمریکا موقعیتی ایدهآل دارد. از این منظر، جنگ ایران نشان میدهد اروپا برای آمریکا فقط یک متحد سیاسی نیست؛ سکوی پرتاب قدرت نظامی آمریکاست.
اروپا میان دو ترس گرفتار شده است
در عین حال رهبران اروپایی از دو چیز همزمان نگراناند. از یک سو نمیخواهند در افکار عمومی خودشان بهعنوان شریک مستقیم جنگ دیده شوند؛ جنگی که هم قیمت انرژی را بالا برده و هم در میان رأیدهندگان محبوب نیست. از سوی دیگر، حاضر نیستند آمریکا را هم از خود برانند، چون امنیت اروپا همچنان به چتر نظامی واشنگتن وابسته است.
نتیجه این دو ترس، همین رفتار دوگانهای است که امروز دیده میشود: مخالفت یا فاصلهگذاری در سطح علنی، اما همکاری در سطح لجستیکی و عملیاتی.
اروپا بیرون جنگ نیست، فقط نقش خود را پنهانتر کرده است
اروپا برخلاف ظاهر ماجرا، بیرون جنگ نایستاده است. فقط شکل حضورش با آمریکا تفاوت دارد. واشنگتن موشک و بمبافکن به میدان میآورد و اروپا پایگاه، سوخت، اطلاعات، ارتباطات و زیرساخت.
به همین دلیل، اگرچه بسیاری از پایتختهای اروپایی میکوشند جنگ را «جنگ خود» ندانند، اما واقعیت این است که بدون خاک اروپا، پایگاههای اروپا و توافقهای نظامی اروپا، اجرای این سطح از عملیات برای آمریکا بسیار دشوارتر، پرهزینهتر و زمانبرتر میشد.
در نتیجه، اروپا در موقعیتی ایستاده که میخواهد از هزینه سیاسی مشارکت مستقیم فرار کند، در حالی که در عمل یکی از پایههای اصلی پشتیبانی از جنگ را در اختیار آمریکا گذاشته است.
منبع: وال استریت ژورنال
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

