۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۱۶۱۷ ۰۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۰ دسته: انرژی
۰

ابعاد بحران بزرگ امروز نفت از اعداد روی تابلوی بازارهای مالی به درستی درک نمی‌شود. اگر در بحران سال ۲۰۰۸، مسئله اصلی تب تقاضا بود و در شوک‌های نفتی سال‌های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ به ترتیب ۹ و ۷ درصد عرضه نفت از بازار خارج شد، امروز به دلیل تخریب زیرساخت‌ها و بسته ماندن تنگه هرمز، دست کم ۱۰ میلیون بشکه در روز معادل ۱۰ درصد عرضه جهانی با خطر حذف چند ماهه یا چند ساله از بازار روبه‌روست. در عین حال قیمت‌ها در بازارهای مالی و کاغذی همچنان به دلیل امید به آینده همه واقعیت بحران نفتی را بازتاب نمی‌دهند. با استمرار کمبود عرضه و رنگ باختن امیدها، قیمت بازارها نیز به مرور به واقعیت‌های میدانی نزدیک خواهد شد.

مسیر اقتصاد/ در بحران‌های بزرگ نفتی، یک قیمت واحد نمی‌تواند همه واقعیت را توضیح دهد. آنچه معمولاً در تیتر خبرها دیده می‌شود، قیمت قراردادهای آتی نفت برنت و WTI است؛ یعنی بازاری که علاوه بر کمبود واقعی، به امید دیپلماسی، آزادسازی ذخایر راهبردی و تغییرات سیاسی هم واکنش نشان می‌دهد. همین است که برنت در ۲۰ مارس به ۱۱۲.۱۹ دلار رسید، اما فقط دو روز بعد و در پی اعلام تعویق حمله آمریکا و طرح گفتگو، حدود ۱۱ درصد سقوط کرد و به زیر ۱۰۰ دلار برگشت. این افت سریع نشان می‌دهد بازار مالی به خبر و انتظار واکنش فوری نشان می‌دهد، حتی وقتی ریسک فیزیکیِ قطع عرضه هنوز سر جای خود مانده و بحران نفت در حال عمیق‌تر شدن است.

بازار فیزیکی آرام نشده است

مشکل اینجاست که بازار فیزیکی الزاماً با همان سرعت آرام نمی‌شود. بلومبرگ گزارش داده در حالی که قیمت‌های آتی جهش کرده‌اند، هزینه بسیاری از بشکه‌های واقعی و به‌ویژه فرآورده‌هایی مثل بنزین، گازوئیل و سوخت جت حتی بیشتر بالا رفته است. رویترز هم نوشته قیمت فرآورده‌ها و انرژی در نقاط مختلف جهان زیر فشار کمبود و اختلال باقی مانده و آژانس بین‌المللی انرژی این بحران را بزرگ‌ترین اختلال عرضه تاریخ توصیف کرده است. به بیان ساده، بازار مالی می‌تواند با امید به فردا کمی عقب‌نشینی کند، اما بازار فیزیکی تا وقتی کشتی، بیمه، پالایشگاه و خوراک به روال عادی برنگردد، همچنان زیر فشار می‌ماند.

چرا بحران امروز نفت شبیه ۲۰۰۸ نیست؟

مقایسه بحران کنونی با نمونه سال ۲۰۰۸ از همین‌جا اهمیت پیدا می‌کند. بحران ۲۰۰۸ عمدتاً یک جهش تقاضامحور بود؛ اقتصاد جهانی، به‌ویژه چین، با سرعت بالا رشد می‌کرد و قیمت نفت را بالا می‌کشید. رویترز نوشته با وجود شدت بحران امروز، نفت ۱۰۰ دلاری هنوز حدود نصف سطح تعدیل‌شده با تورمِ ۲۰۰۸ است. اما تفاوت اصلی در منشأ بحران است: آنجا تب تقاضا بازار را داغ کرده بود، اینجا شوک عرضه به شریان اصلی انرژی جهان وارد شده است. شوک عرضه از این جهت خطرناک‌تر است که می‌تواند هم‌زمان تورم را بالا ببرد و رشد را کند کند؛ همان وضعیتی که اقتصاددان‌ها آن را به رکود تورمی نزدیک می‌دانند.

مقایسه با ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ هم هشداردهنده است

رویترز یادآوری می‌کند که در بحران ۱۹۷۳، کاهش تولید حدود ۹ درصد از عرضه جهانی بود و در شوک ناشی از انقلاب ایران در ۱۹۷۹ نیز حدود ۷ درصد از عرضه جهان از دست رفت. اما در بحران امروز، فقط تنگه هرمز محل عبور حدود ۲۰ درصد نفت و میعانات جهان است. حتی اگر فقط نیمی از این حجم راهی بازار نشود، افت مؤثر عرضه از شوک‌های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ هم بزرگ‌تر خواهد بود. به این معنا، بحران فعلی فقط یک تنش در غرب آسیا نیست؛ از نظر ابعاد بالقوه، با یکی از سنگین‌ترین شوک‌های عرضه در تاریخ بازار نفت روبه‌رو هستیم.

جنگ نفت‌کش‌های دهه ۸۰ هم مقایسه کاملی نیست

جنگ نفت‌کش‌های دهه ۱۹۸۰ هم هرچند از نظر جغرافیا شبیه امروز به نظر می‌رسد، اما شرایط بازار جهانی آن زمان با امروز یکی نبود. رویترز در مرور تاریخی خود یادآوری می‌کند که در آن دوره، ایران و عراق به صادرات یکدیگر حمله می‌کردند و همین ماجرا نام «جنگ نفت‌کش‌ها» را ساخت. اما بازار امروز هم از نظر حجم وابستگی آسیا به نفت خلیج فارس و هم از نظر درهم‌تنیدگی فرآورده‌ها، LNG، پتروشیمی و تجارت جهانی، بسیار حساس‌تر است. همین کمبود سوخت، جهش قیمت فرآورده‌ها و فشار هم‌زمان بر نفت و LNG نیز نمایان شده؛ چیزی که دامنه بحران را از نفت خام فراتر برده است.

هرمز فقط قیمت نفت را نمی‌زند، کل زنجیره را تکان می‌دهد

این تفاوت ساختاری باعث شده شکاف میان بازار مالی و بازار فیزیکی مهم‌تر شود. بازار مالی هنوز به ذخایر راهبردی، خبرهای آتش‌بس، و امید به بازگشایی هرمز وزن می‌دهد. اما بازار فیزیکی با کمبودهای واقعی‌تر روبه‌روست: نفتکش‌هایی که حاضر به ریسک نیستند، پالایشگاه‌هایی که خوراک می‌خواهند، LNGی که از قطر کمتر می‌رسد و فرآورده‌هایی که بلافاصله در زندگی روزمره مردم ظاهر می‌شوند. قیمت گاز و سوخت در جهان بالا رفته، دولت‌ها از آفریقا تا آسیا در حال سهمیه‌بندی، یارانه‌دهی یا تغییر سوخت‌اند، و حتی بازار خزانه‌داری آمریکا هم از شوک نفتی بی‌نصیب نمانده است.

چرا قیمت‌های مالی از واقعیت فیزیکی عقب می‌مانند؟

دلیل این اختلاف روشن است. قراردادهای آتی فقط وضعیت امروز را قیمت‌گذاری نمی‌کنند؛ آنها به آینده رأی می‌دهند. وقتی خبر آزادسازی ذخایر، تعویق حمله یا احتمال گفتگو منتشر می‌شود، این امید در قیمت‌های مالی منعکس می‌شود. اما بازار فیزیکی با واقعیت امروز کار می‌کند: پالایشگاه باید خوراک بگیرد، کشتی باید حرکت کند، بیمه باید صادر شود و مصرف‌کننده باید بنزین، گازوئیل و گاز بخرد. تا وقتی این حلقه‌ها عادی نشوند، فاصله میان آرامش نسبی بازار مالی و درد بازار فیزیکی می‌تواند باقی بماند. به همین دلیل است که افت ناگهانی قیمت‌های آتی لزوماً به معنای پایان بحران نیست.

بازار روی یک شکاف خطرناک ایستاده است

پیام اصلی بحران امروز این است که نفت را دیگر نمی‌توان فقط با یک عدد روی تابلو فهمید. اگر در ۲۰۰۸ مسئله اصلی تب تقاضا بود و در دهه ۱۹۷۰ مسئله بیشتر به حمله به نفتکش‌ها محدود می‌شد، امروز جهان با بحرانی روبه‌روست که هم نفت خام را می‌زند، هم LNG و فرآورده‌ها را، و هم از مسیر قیمت به تورم و رشد اقتصادی سرایت می‌کند. در چنین وضعی، مهم‌ترین نکته نه فقط بالا بودن قیمت نفت، بلکه شکافی است که میان امید بازار مالی و فشار بازار فیزیکی شکل گرفته است؛ شکافی که اگر جنگ طولانی شود یا اختلال عرضه واقعی‌تر شود، می‌تواند به جهش‌های تازه و ناگهانی در قیمت‌ها منجر شود.

انتهای پیام/ انرژی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.