مسیر اقتصاد/ ایران برای تثبیت نقش خود در هرمز، منتظر پایان جنگ نمانده است. نشانههای چند روز اخیر حاکی از آن است که تهران در همان میانه درگیری، در حال تبدیل قدرت نظامی و جغرافیایی خود به یک نظم عملی در تردد دریایی است. بر اساس گزارشها ایران در یادداشتی به شورای امنیت و سازمان بینالمللی دریانوردی اعلام کرده است فقط کشتیهای «غیرمتخاصم» میتوانند از تنگه عبور کنند، آن هم به شرط هماهنگی با مقامهای ایرانی و خودداری از هرگونه مشارکت در اقدامات خصمانه علیه ایران. در همان یادداشت تأکید شده است شناورهای وابسته به آمریکا، اسرائیل و دیگر «متجاوزان» مشمول عبور بیضرر نیستند.
از تهدید به بستن، تا تنظیمِ عبور
اهمیت این تحول در آن است که ایران از منطق قدیمیِ «تهدید به انسداد کامل» عبور کرده و به سمت «تنظیم گزینشی عبور» رفته است. رسانههای خارجی تایید کردهاند که تهران با ایجاد نااطمینانی در بازار، بالا بردن حقبیمهها و عبور دادن گزینشی برخی کشتیها، عملاً به بازیگر تعیینکننده عبور از هرمز تبدیل شده است.
حدود ۲۰ کشتی از آغاز جنگ هدف حمله قرار گرفتهاند و همین برای از کار انداختن اعتماد بازار کافی بوده است. ایران اکنون عملاً نشان داده که «کلیددار» این گلوگاه است.
کشورها بهجای آمریکا، با ایران حرف میزنند
شاید مهمترین نشانه این نظم تازه، رفتار کشورهایی باشد که به جای انتظار برای باز شدن هرمز از مسیر نظامی یا ائتلافسازی غربی، به طور مستقیم وارد گفتگوی دوجانبه با ایران شدهاند. به طور مثال دو نفتکش گازبر با پرچم هند پس از چند روز مذاکره میان دهلینو و تهران، از تنگه عبور کردند. به همین منوال کشتیهایی از پاکستان، ترکیه و چین نیز از هرمز گذشتهاند. به بیان دیگر، در عمل این ایران است که برای بخشی از بازیگران منطقهای و آسیایی، مرجع تصمیمگیری درباره عبور امن شده، نه نیروی دریایی آمریکا.
دادههای دریایی هم همین را میگویند
این فقط یک برداشت سیاسی نیست؛ دادههای دریایی نیز آن را تأیید میکنند. الجزیره به نقل از شرکت اطلاعات دریایی Windward نوشته در حالی که ترافیک هرمز در یک مقطع ۹۷ درصد پایینتر از میانگین معمول بود، شمار بیشتری از کشتیها از آبهای سرزمینی ایران عبور کردهاند؛ نشانهای از آنچه «عبور مبتنی بر اجازه» توصیف شده است. این تعبیر مهم است، چون نشان میدهد عبور از هرمز بهتدریج از حالت حق عمومی و خودکار، به وضعیتی نزدیک شده است که در آن، مجوز و هماهنگی با ایران نقش تعیینکننده پیدا میکند.
کنترل تنگه هرمز وارد دستور مذاکره ایران هم شده است
نکته مهمتر این است که موضوع تنگه هرمز دیگر فقط یک ابزار میدانی نیست، بلکه وارد دستور کار سیاسی و مذاکرهای هم شده است. رویترز گزارش داده ایران در چارچوب سختتر شدن مواضع خود در میانجیگریهای اخیر، «کنترل بر تنگه هرمز» را نیز در میان مطالباتش مطرح کرده است. این یعنی تهران فقط به استفاده مقطعی از جنگ برای فشار روانی بر بازار بسنده نکرده، بلکه میخواهد این موقعیت را به یک دستاورد قابل تثبیت در معادلات بعدی تبدیل کند.
چرا این راهبرد برای ایران مهم است؟
این راهبرد برای ایران چند مزیت همزمان دارد. نخست، بدون آنکه هزینههای سیاسی و حقوقیِ اعلام رسمی انسداد کامل را بپردازد، بخشی از همان اثر را ایجاد میکند: بالا رفتن ریسک، افزایش قیمت انرژی و وادار شدن دیگران به تعامل با تهران. دوم، این وضعیت به ایران امکان میدهد میان کشورها تفکیک قائل شود؛ به این معنا که میان دشمنان مستقیم و بازیگرانی که میخواهند از درِ معامله وارد شوند، تفاوت بگذارد. سوم، از منظر بازدارندگی، تهران نشان میدهد جنگ نه تنها موقعیتش را در هرمز از بین نبرده، بلکه در عمل به آن امکان داده اراده خود را زودتر و آشکارتر بر این آبراه تحمیل کند.
مشکل آمریکا دقیقاً همینجاست
این تحولات بهطور غیرمستقیم از ضعف راهبرد آمریکا هم پرده برمیدارد. واشنگتن در هفتههای اخیر تلاش کرده ائتلافی برای باز کردن هرمز شکل دهد، اما همانطور که بسیاری از رسانههای منطقهای و غربی اعتراف کردهاند، درخواستهای ترامپ یا رد شده یا با پاسخهای مبهم روبهرو شده است. ژاپن، استرالیا و بریتانیا حاضر به مشارکت روشن در مأموریت دریایی نشدهاند و آلمان هم صریح گفته است «این جنگ ما نیست». در چنین فضایی، کشورهایی که نیاز فوری به عبور دارند، بهجای تکیه بر یک سازِکار جمعیِ غربی، ترجیح دادهاند راه عبور را در گفتگو با خود ایران پیدا کنند.
کلیدداری تنگه هرمز دستاوردی جنگی برای ایران یا جایگاه تازه؟
پرسش اصلی اکنون این نیست که آیا ایران توانسته در هرمز اخلال ایجاد کند یا نه؛ این مسئله دیگر روشن شده است. پرسش اصلی این است که آیا تهران میتواند این وضعیت را از یک دستاورد جنگیِ موقت، به یک جایگاه پایدارتر تبدیل کند؟
آنچه تا امروز دیده میشود نشان میدهد ایران تلاش دارد همین مسیر را پیش ببرد: از دل شرایط جنگی، نه تنها فشار بر دشمن را افزایش دهد، بلکه قواعد عبور از مهمترین گذرگاه انرژی جهان را نیز بازنویسی کند. اگر این روند ادامه یابد، هرمز دیگر فقط یک تنگه نخواهد بود؛ به صحنهای تبدیل میشود که در آن، کشورها برای عبور باید با ایران معامله کنند، نه اینکه منتظر نجات از سوی آمریکا بمانند.
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

