به گزارش مسیر اقتصاد ترامپ در آخر هفته گذشته برای حل بحران مسدود شدن تنگه هرمز، ابتدا سراغ راهحل دیپلماتیک رفت و خواستار تشکیل یک ائتلاف جدید بینالمللی برای اعزام ناوهای جنگی به تنگه هرمز شد. اما وقتی متحدان همراهی نکردند، گفت آمریکا خودش میتواند کار را پیش ببرد. بعد در ادامه، این بار گفت دیگر کشورها باید مسئولیت را بر عهده بگیرند، چون آمریکا به دنبال خروج است. چند ساعت بعد هم مدعی شد که این آبراه «خودش» باز خواهد شد. همین رفتوبرگشتها، پرسشهای جدی درباره آمادگی آمریکا برای جنگ و برنامه واقعی کاخ سفید ایجاد کرده است.
فشار بازار، پشت تصمیمهای شتابزده
این آشفتگی فقط یک مسئله دیپلماتیک نیست و به طور مستقیم به فشار اقتصادی گره خورده است. همزمان با اوج گرفتن قیمت نفت و نگرانی بازارها، ترامپ با فشار روزافزون روبهرو شده؛ فشاری که چند ماه مانده به انتخابات میاندورهای، به طور مستقیم به مصرفکننده آمریکایی هم منتقل میشود.
در همین چارچوب، وزارت خزانهداری آمریکا روز جمعه برای نخستین بار در دهههای اخیر بخشی از تحریمهای نفتی ایران را سبکتر کرد تا نفت بیشتری وارد بازار شود و از فشار قیمت بنزین بکاهد؛ اقدامی که بخشی از اهرم سنتی واشنگتن علیه تهران را هم تضعیف میکند. سناتور جمهوریخواه تام تیلیس هم در واکنش به همین وضعیت گفت آمریکا نمیتواند بحرانی را بسازد و بعد ناگهان از دیگران بخواهد مسئولیت آن را بر دوش بکشند.
وقتی تهدید جای راهبرد را میگیرد
آخرین چرخش ترامپ از دل همین بنبست بیرون آمده است: تهدید به حمله به نیروگاههای برق ایران. این تهدید از دید مخالفان نشانه آن است که دولت آمریکا برای باز کردن هرمز برنامه عملی روشنی ندارد و در نتیجه، به سراغ گزینهای رفته که هم نمایشی است و هم پرهزینه.
اد مارکی، سناتور دموکرات، گفت ترامپ چون برنامهای برای باز کردن تنگه ندارد، حالا نیروگاههای غیرنظامی ایران را تهدید میکند. کریس مورفی، سناتور دموکرات دیگر، هم این رفتار را نشانه از دست رفتن کنترل جنگ از سوی ترامپ دانست.
تهدیدی با هزینه حقوقی و سیاسی بالا
جفری کورن، استاد حقوق و حقوقدان نظامی پیشین، گفته پیام ترامپ حتی شبیه متنی نیست که از فیلتر بررسی دقیق حقوقی گذشته باشد. او این رویکرد را با تعبیر «آماده شو، شلیک کن، بعد هدف بگیر» توصیف کرده و گفته ترامپ توان خود برای کنترل روند جنگ را بیش از حد برآورد کرده است. از نگاه او، حمله گسترده به نیروگاهها احتمالاً میتواند جنایت جنگی تلقی شود، چون هرچند حقوق جنگ بهطور مطلق حمله به نیروگاه را ممنوع نکرده، اما چنین اقدامی فقط زمانی قابل توجیه است که فایده نظامی آن بهروشنی از آسیب غیرنظامی بیشتر باشد؛ معیاری که عبور از آن بسیار دشوار است. نماینده ایران در سازمان ملل هم در نامهای به شورای امنیت، هدف گرفتن نیروگاهها را جنایت جنگی خوانده است.
حتی نزدیکترین همراهان هم محتاط هستند
در درون جبهه حامیان آمریکا نیز نشانههایی از احتیاط دیده میشود. مایک والتز، نماینده آمریکا در سازمان ملل، از موضع ترامپ دفاع کرد و گفت سپاه بخش بزرگی از زیرساختهای ایران را در اختیار دارد و از آن برای پیشبرد جنگ استفاده میکند. با این حال، حتی در اردوگاه نزدیک به واشنگتن هم اجماع کامل دیده نمیشود. مارک روته، دبیرکل ناتو، تلاش کرد فضا را آرامتر توصیف کند و گفت بیش از ۲۰ کشور در حال همراهی برای اجرایی کردن دیدگاه ترامپ درباره قابل کشتیرانی شدن تنگه هرمز هستند. در مقابل، سفیر اسرائیل در واشنگتن درباره حمله سراسری به زیرساختهای ایران هشدار داد و گفت بهتر است همهچیز در ایران برای دوره پس از این حکومت سالم بماند تا امکان بازسازی وجود داشته باشد. این تفاوت موضعها هم خود نشانهای از نبود یک راهبرد روشن و یکدست است.
جنگی که قرار بود کوتاه باشد
دولت ترامپ جنگ را سادهتر از واقعیت تصور کرده بود. وقتی رئیسجمهور آمریکا ظرف چند روز از ائتلافسازی به اقدام یکجانبه، از اقدام یکجانبه به واگذاری مسئولیت به دیگران و از آنجا به تهدید زیرساخت غیرنظامی میرسد، این پیام به بیرون مخابره میشود که واشنگتن نهتنها برای باز کردن هرمز برنامه قطعی ندارد، بلکه برای پایان دادن به جنگ هم هنوز به یک نقشه روشن نرسیده است.
از همین زاویه، تهدید نیروگاههای ایران را میتوان نه نشانه قدرت، بلکه نشانه فشاری دانست که از میدان جنگ، بازار انرژی و سیاست داخلی آمریکا بهطور همزمان بر ترامپ وارد شده است.
منبع: آسوشیتدپرس
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

