به گزارش مسیر اقتصاد با بسته شدن تنگه هرمز تمرکز افکار عمومی بیش از حد روی نفت مانده، در حالی که یکی از تبعات مهم جنگ و اختلال در تنگه هرمز، ضربه به تجارت جهانی کود است. این درگیری میتواند تجارت جهانی کود را مختل کند، اما هراس از آنکه فوراً کشورهای فقیر را به قحطی بکشاند، اغراقآمیز است. با این حال واقعیت «تقریباً به همان اندازه جدی» است؛ یعنی شاید بحران به شکل قحطی آنی ظاهر نشود، اما از مسیر اختلال در نهادههای کشاورزی، میتواند فشار بزرگی بر امنیت غذایی جهان وارد کند؛ که تبعات متعددی برای کشورهای جهان دارد و چین را در موقعیت برتری قرار خواهد داد.
عربستان، قطر و عمان فقط صادرکننده انرژی نیستند
ریشه این نگرانی به جایگاه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در بازار کود پیوند خورده است. عربستان، قطر و عمان در تأمین دو مورد از سه ماده مغذی اصلی محصولات کشاورزی نقش کلیدی دارند. بنابراین اختلال در خلیج فارس فقط به بشکههای نفت محدود نمیشود؛ بخش مهمی از زنجیره تولید غذا نیز به این منطقه گره خورده است. وقتی حملونقل یا تولید در این منطقه آسیب ببیند، اثر آن نه فقط در پالایشگاهها و بازار سوخت، بلکه در زمینهای کشاورزی آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین هم ظاهر میشود.
چرا چین برنده بحران جهانی کود است؟
در بازاری که عرضه جهانی کود تحت فشار قرار گرفته، کشوری که هم ظرفیت تولید بالا دارد و هم میتواند عرضه را بهصورت سیاسی و مدیریتی کنترل کند، دست بالا را خواهد داشت. بنابراین نتیجه نهایی این بحران میتواند به نفع چین تمام شود.
چین که خود از بازیگران اصلی بازار جهانی کود است، همزمان با تشدید بحران، محدودیتهای صادراتیاش را شدیدتر کرده و صادرات برخی کودهای فسفاته و مخلوطهای نیتروژن-پتاس را متوقف کرده است؛ اقدامی که میتواند تا ۴۰ میلیون تن از صادرات این کشور را در بر بگیرد. به این ترتیب، پکن در موقعیتی قرار میگیرد که هم بازار داخلیاش را محافظت کند و هم در بازار جهانیِ دچار کمبود، نفوذ بیشتری به دست آورد.
چین از قبل برای چنین روزی آماده بوده است
چین برای مقابله با اختلال ناشی از بسته شدن مؤثر هرمز، آزادسازی ذخایر تجاری کود خود را زودتر از موعد معمول آغاز کرده است. این تصمیم نشان میدهد پکن برخلاف بسیاری از واردکنندگان، تنها تماشاگر بحران نبوده و از ابزار ذخیرهسازی و مدیریت عرضه استفاده کرده است. کشوری که هم تولیدکننده بزرگ اوره است، هم ذخایر داخلی دارد و هم میتواند صادرات را محدود کند، در شرایط بحران نسبت به کشورهایی که فقط خریدارند، موقعیت امنتر و اثرگذارتری پیدا میکند.
بازندگان اصلی، کشورهایی هستند که به بازار جهانی وابستهاند
اگر چین از بحران موقعیت بهتری به دست میآورد، طرف مقابل آن کشورهایی هستند که برای تأمین کود به واردات وابستهاند. کشورهایی مانند هند، برزیل، اندونزی، تایلند، مالزی و نیوزیلند از جمله اقتصادهایی هستند که با ناامنی بیشتر در تأمین کود روبهرو شدهاند. قیمت جهانی اوره از زمان شروع جنگ حدود ۴۰ درصد بالا رفته است. بنابراین، حتی اگر بحران به سرعت به قفسههای خالی مواد غذایی منتهی نشود، اثر آن از مسیر رشد هزینه تولید کشاورزی، بالا رفتن قیمت غذا و فشار بر واردکنندگان ظاهر خواهد شد. بحران کود شاید از تیترهای نفتی کمتر دیده شود، اما دامنه اثر آن میتواند گسترده و ماندگار باشد.
مسأله فقط کمبود نیست، بلکه جابهجایی قدرت در تجارت جهانی است
این بحران تنها یک اختلال فنی در بازار کود نیست. وقتی منطقهای مانند خلیج فارس در صادرات نهادههای کشاورزی دچار بحران میشود و همزمان چین میتواند با ابزارهای اداری و ذخیرهای بازار خود را بهتر مدیریت کند، نتیجه فقط افزایش قیمت نیست؛ نوعی جابهجایی در قدرت بازار هم رخ میدهد.
پکن در چنین شرایطی میتواند هم از شوک جهانی برای اولویت دادن به امنیت غذایی داخلی استفاده کند و هم کشورهایی را که به واردات وابستهاند، بیش از پیش به تصمیمهای خود حساس کند. اینجاست که «پیروزی چین» فقط یک تعبیر رسانهای نیست، بلکه به معنای افزایش قدرت چانهزنی در یکی از حیاتیترین بازارهای جهان است؛ بازاری که مستقیماً به غذا گره خورده است.
بحران هرمز نشان داد غذا هم مثل انرژی، سلاح ژئوپلیتیک است
در جنگهای جدید، فقط نفت و گاز ابزار فشار نیستند. کود شیمیایی، خوراک دام و نهادههای کشاورزی هم به همان اندازه میتوانند به اهرم ژئوپلیتیکی تبدیل شوند. اختلال در هرمز، از مسیر بازار کود، میتواند موازنه قدرت را تغییر دهد و به کشوری مثل چین امکان دهد از آشفتگی جهانی، امتیاز بیشتری بگیرد. در چنین فضایی، هر کشوری که ذخایر، ظرفیت تولید و امکان کنترل صادرات بیشتری داشته باشد، نهفقط از بحران کمتر آسیب میبیند، بلکه میتواند از آن سود هم ببرد.
منابع:
انتهای پیام/ کشاورزی

