۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۱۳۳۵ ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۵۰ دسته: تجارت و دیپلماسی
۰

جنگ در غرب آسیا تنها بازار نفت را دچار بحران نکرده، بلکه یک گلوگاه کمتر دیده‌شده اما حیاتی را نیز هدف قرار داده است: هلیوم. با توقف مجتمع «راس‌لافان» قطر، حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد عرضه جهانی هلیوم و معادل نزدیک به یک‌سوم بازار جهانی از مدار خارج شده است؛ ماده‌ای که هیچ جایگزین عملی برای تولید تراشه ندارد. در شرایطی که کشورهای جنوب شرق آسیا از جمله کره جنوبی و تایوان حدود ۳۶ درصد تولید جهانی نیمه‌هادی‌ها را در اختیار دارند و تا ۶۴ درصد واردات هلیوم خود را از قطر تأمین می‌کنند، این اختلال می‌تواند زنجیره جهانی فناوری را با بحران مواجه کند. در صورت تداوم جنگ، افزایش قیمت تراشه‌ها و اختلال در تولید صنایع پیشرفته از هوش مصنوعی تا الکترونیک مصرفی، به یک سناریوی محتمل تبدیل خواهد شد.

به گزارش مسیر اقتصاد در نگاه اول، جنگ در غرب آسیا به‌عنوان یک شوک نفتی تحلیل می‌شود؛ اما در لایه عمیق‌تر، یک بحران مهم‌تر در حال شکل‌گیری است: اختلال در زنجیره تأمین مواد حیاتی فناوری. هلیوم که محصول جانبی تولید گاز طبیعی مایع (LNG) است، به‌طور ناگهانی به یکی از حساس‌ترین نقاط این بحران تبدیل شده است.

توقف تولید LNG در قطر به‌معنای توقف تولید هلیوم نیز هست و این دقیقاً همان اتفاقی است که با حملات اخیر رخ داده است. در نتیجه، بازاری که پیش‌تر نیز ظرفیت مازاد محدودی داشت، اکنون با حذف ناگهانی بخش بزرگی از عرضه مواجه شده است؛ به‌طوری که کارشناسان از حذف حدود یک‌سوم عرضه جهانی هلیوم سخن می‌گویند.

هلیوم؛ ماده‌ای بدون جایگزین در قلب صنعت تراشه

اهمیت هلیوم در این است که برخلاف بسیاری از مواد صنعتی، عملاً جایگزین مؤثری ندارد.

در فرآیند تولید نیمه‌هادی‌ها، هلیوم چند نقش کلیدی ایفا می‌کند:

  • ایجاد محیط خلأ پایدار در لیتوگرافی؛
  • خنک‌سازی ویفرهای سیلیکونی و کاهش تنش حرارتی؛
  • جلوگیری از آلودگی به دلیل خاصیت بی‌اثر شیمیایی؛
  • کمک به کنترل دقیق دما و افزایش دقت طراحی مدار.

این ویژگی‌ها باعث شده است هلیوم به یکی از مواد غیرقابل حذف در تولید تراشه تبدیل شود؛ به‌طوری که حتی اختلال کوتاه‌مدت در عرضه آن می‌تواند کل خط تولید را تحت تأثیر قرار دهد.

تمرکز خطرناک عرضه؛ قطر در نقش گلوگاه جهانی

ساختار بازار هلیوم به‌شدت متمرکز است. قطر به‌تنهایی بین ۳۰ تا ۴۰ درصد عرضه جهانی هلیوم را تأمین می‌کند و مجتمع «راس‌لافان» یکی از مهم‌ترین مراکز تولید این گاز در جهان است. با توقف این مجتمع در پی حملات و اختلال در صادرات از مسیرهای دریایی، عملاً بزرگ‌ترین گره این شبکه جهانی از کار افتاده است. این تمرکز بالا به این معناست که برخلاف بسیاری از بازارهای کالایی، جایگزینی سریع این حجم از عرضه تقریباً غیرممکن است.

ضربه به قلب تولید جهانی تراشه

پیامد این اختلال بیش از همه در شرق آسیا نمایان می‌شود؛ جایی که بخش اعظم تولید تراشه جهان متمرکز است. کره جنوبی و تایوان در مجموع حدود ۳۶ درصد تولید جهانی نیمه‌هادی‌ها را در اختیار دارند و برخی شرکت‌ها تا ۶۴ درصد هلیوم خود را از قطر وارد می‌کنند.

در چنین شرایطی، اختلال در عرضه هلیوم می‌تواند شرکت‌های بزرگی مانند سامسونگ، SK hynix و TSMC را مجبور به کاهش تولید یا تغییر ترکیب محصولات کند. اگرچه برخی از این شرکت‌ها تلاش کرده‌اند با تنوع‌بخشی به منابع یا ذخیره‌سازی، اثر کوتاه‌مدت را کنترل کنند، اما در صورت تداوم بحران، این راهکارها پاسخگو نخواهد بود.

تنگه هرمز؛ گلوگاه دوم بحران فناوری

در کنار توقف تولید، یک عامل دیگر نیز بحران را تشدید کرده است: اختلال در مسیرهای حمل‌ونقل. تنگه هرمز که مسیر اصلی صادرات انرژی و محصولات وابسته به آن است، اکنون با محدودیت جدی مواجه شده و همین مسئله نه‌تنها بازار نفت، بلکه زنجیره تأمین مواد صنعتی مانند هلیوم را نیز مختل کرده است. در واقع، حتی اگر تولید از سر گرفته شود، بدون بازگشایی این مسیر، انتقال هلیوم به بازارهای جهانی با مشکل مواجه خواهد بود.

چرا آمریکا و روسیه نمی‌توانند جای خالی قطر را پر کنند؟

در ظاهر، کشورهایی مانند آمریکا و روسیه نیز تولیدکننده هلیوم هستند؛ اما در عمل، جایگزینی قطر با این کشورها ساده نیست. آمریکا با وجود تولید بالا، ظرفیت پاسخ سریع به جهش تقاضا را ندارد و روسیه نیز به‌دلیل تحریم‌ها، گزینه‌ای پرریسک برای بسیاری از شرکت‌ها محسوب می‌شود. به همین دلیل، بازار جهانی هلیوم با کمبود ساختاری کوتاه‌مدت مواجه شده است؛ کمبودی که به‌سرعت قابل جبران نیست.

اثر نهایی: افزایش قیمت تراشه و فشار بر اقتصاد دیجیتال

در صورت تداوم جنگ، پیامدهای این بحران به‌تدریج در بازار جهانی نمایان خواهد شد:

  • افزایش قیمت هلیوم و در نتیجه افزایش هزینه تولید تراشه؛
  • کاهش تولید و تأخیر در تحویل سفارش‌ها؛
  • حرکت شرکت‌ها به سمت تولید تراشه‌های کم‌هزینه‌تر؛
  • اختلال در صنایع وابسته مانند هوش مصنوعی، الکترونیک و خودرو.

در واقع، همان‌طور که شوک نفتی اقتصاد صنعتی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، شوک هلیوم می‌تواند اقتصاد دیجیتال را هدف قرار دهد.

یک واقعیت راهبردی: جنگ انرژی به جنگ مواد حیاتی رسیده است

آنچه این بحران نشان می‌دهد، تغییر ماهیت جنگ‌های اقتصادی است. دیگر مسئله فقط نفت و گاز نیست؛ بلکه مواد به‌ظاهر کوچک اما حیاتی مانند هلیوم می‌توانند به گلوگاه‌های اصلی اقتصاد جهانی تبدیل شوند.

اختلال در هلیوم، به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه یک درگیری منطقه‌ای می‌تواند مستقیماً به زنجیره‌های پیشرفته فناوری در مقیاس جهانی منتقل شود. در چنین شرایطی، ادامه جنگ نه‌تنها بازار انرژی، بلکه آینده صنایع پیشرفته جهان را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.

منبع: اویل پرایس

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.