۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۱۳۳۲ ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۳۰ دسته: دولت و حکمرانی
۰

در ساختار انرژی اسرائیل، گاز طبیعی با سهم حدود ۴۵ درصدی ستون اصلی تأمین انرژی محسوب می‌شود و دو میدان گازی «لویاتان» و «تامار» به‌تنهایی بخش عمده این نیاز را پوشش می‌دهند. میدان تامار با تولید حدود ۲۷ میلیون متر مکعب در روز (۳۸ درصد تولید) و میدان لویاتان با ۴۰ تا ۵۹ میلیون متر مکعب در روز (۴۴ درصد تولید)، در مجموع نزدیک به کل تولید گاز این رژیم را تأمین می‌کنند. بیش از ۷۰ درصد برق اسرائیل نیز وابسته به همین گاز است. در چنین ساختاری، اختلال در این دو میدان نه‌تنها صادرات گاز به مصر و اردن را متوقف می‌کند، بلکه می‌تواند تا ۴۲ درصد از سبد انرژی داخلی و بخش بزرگی از تولید برق را از کار بیندازد؛ وضعیتی که به معنای ورود مستقیم جنگ به قلب اقتصاد اسرائیل است.

مسیر اقتصاد/ در شرایطی که آمریکا و اسرائیل وارد جنگ زیرساختی با ایران شده‌اند، شناخت اهداف اصلی زیرساختی در اسرائیل اهمیتی ویژه دارد. برای فهم اهمیت اهداف گازی، باید ساختار انرژی اسرائیل را در نظر گرفت. بر اساس داده‌های موجود، حدود ۴۵ درصد از سبد انرژی این رژیم از گاز طبیعی تأمین می‌شود و این حامل انرژی نه‌تنها در تولید برق، بلکه در بخش خانگی و صنعت نیز نقش غالب دارد. در واقع، بیش از ۷۰ درصد برق اسرائیل از گاز تولید می‌شود و این وابستگی باعث شده امنیت انرژی این رژیم مستقیماً به پایداری چند میدان گازی گره بخورد.

این یعنی برخلاف بسیاری از کشورها که تنوع سوختی دارند، اسرائیل عملاً یک سیستم انرژی گازمحور و متمرکز دارد؛ سیستمی که در برابر اختلال، بسیار آسیب‌پذیر است.

دو میدان گازی یک گلوگاه حیاتی برای اسرائیل

ساختار تولید گاز اسرائیل به شکل کم‌سابقه‌ای متمرکز است. دو میدان اصلی «تامار» و «لویاتان» تقریباً کل تولید گاز این رژیم را در اختیار دارند؛ میدان تامار حدود ۲۷ میلیون متر مکعب در روز (۳۸ درصد تولید) و میدان لویاتان: حدود ۴۰ تا ۵۹ میلیون متر مکعب در روز (۴۴ درصد تولید) را به خود اختصاص داده‌اند. به بیان ساده، این دو میدان به‌تنهایی ستون فقرات انرژی اسرائیل هستند.

تمرکز به این شدت به این معناست که اگر یکی از این میادین از مدار خارج شود، صادرات گاز اسرائیل عملاً متوقف می‌شود و اگر هر دو هدف قرار گیرند، حدود ۴۲ درصد کل انرژی کشور حذف خواهد شد. حتی در تجربه‌های محدود گذشته نیز توقف تولید در این میادین رخ داده و نشان داده که این زیرساخت‌ها به‌شدت در برابر شوک‌های امنیتی حساس هستند.

پیوند مستقیم گاز با برق؛ انتقال بحران به کل اقتصاد

ویژگی مهم دیگر این است که بحران گاز در اسرائیل مستقیماً به بحران برق تبدیل می‌شود. وقتی بیش از ۷۰ درصد برق از گاز تأمین می‌شود، هرگونه اختلال در تولید گاز به معنای اختلال در شبکه برق، کاهش تولید صنعتی و اختلال در خدمات شهری و زیرساختی خواهد بود.

در چنین شرایطی، حتی بدون تخریب مستقیم نیروگاه‌ها، تنها با هدف قرار دادن میادین گازی می‌توان کل شبکه انرژی را دچار اختلال کرد.

صادرات گاز؛ نقطه اتصال اقتصاد و ژئوپلیتیک

اهمیت این میادین تنها به مصرف داخلی محدود نیست. اسرائیل در سال‌های اخیر با اتکا به همین منابع، از واردکننده به صادرکننده گاز تبدیل شده و حدود ۴۰ درصد تولید خود را به مصر و اردن صادر می‌کند. این صادرات نه‌تنها منبع درآمد، بلکه ابزار نفوذ ژئوپلیتیکی اسرائیل در منطقه است.

در نتیجه، اختلال در میادین گازی درآمد ارزی را کاهش می‌دهد، روابط انرژی با همسایگان را مختل می‌کند و موقعیت منطقه‌ای اسرائیل را تضعیف می‌کند.

چرا ۲ میدان گازی اسرائیل هدفی با اثر چندبرابری هستند؟

ویژگی خاص زیرساخت‌های گازی اسرائیل این است که اثر تخریب آنها صرفاً خطی نیست، بلکه چندلایه و تجمیعی است. آسیب به این میادین به‌طور همزمان برق را مختل می‌کند، صنعت را دچار بحران می‌کند، صادرات را متوقف می‌کند و امنیت انرژی را زیر سؤال می‌برد. به همین دلیل، این اهداف در مقایسه با بسیاری از زیرساخت‌های دیگر، اثرگذاری «چندبرابری» دارند.

یک واقعیت راهبردی: تمرکز بالا، آسیب‌پذیری بالا

مدل انرژی اسرائیل مبتنی بر تمرکز است: چند میدان گازی، چند نیروگاه، چند پالایشگاه و چند بندر. این تمرکز در شرایط عادی مزیت بهره‌وری دارد، اما در شرایط جنگی به یک ضعف راهبردی تبدیل می‌شود.

در چنین ساختاری، برخلاف کشورهایی با شبکه گسترده و متنوع، نیازی به حملات گسترده نیست؛ بلکه اختلال در چند گره کلیدی می‌تواند کل سیستم را تحت تأثیر قرار دهد.

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی



جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.