به گزارش مسیر اقتصاد در چند دهه گذشته یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه رسانهها و تحلیلگران غربی برنامه هستهای ایران بوده است. بحث درباره سطح غنیسازی اورانیوم، تعداد سانتریفیوژها و احتمال دستیابی ایران به توان هستهای نظامی همواره در مرکز توجه قرار داشته است.
اما در کنار این موضوع، یک عامل ژئوپلیتیکی دیگر وجود دارد که در بسیاری از مواقع میتواند اثر فوریتری بر اقتصاد جهانی بگذارد: موقعیت جغرافیایی ایران در تنگه هرمز.
مهمترین گلوگاه انرژی جهان
تنگه هرمز گذرگاهی دریایی است که خلیج فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند متصل میکند. این آبراه میان ایران در شمال و عمان در جنوب قرار دارد و یکی از حیاتیترین مسیرهای تجارت انرژی در جهان محسوب میشود.
بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، به طور متوسط حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از این تنگه عبور میکند؛ رقمی که معادل حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی نفت است.
همچنین حدود یکپنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) نیز از همین مسیر عبور میکند.
به همین دلیل بسیاری از کارشناسان از تنگه هرمز به عنوان مهمترین گلوگاه انرژی جهان یاد میکنند.
چرا این تنگه یک گلوگاه واقعی است؟
در نگاه اول عرض تنگه هرمز چندان کوچک به نظر نمیرسد. این آبراه در باریکترین نقطه حدود ۳۳ تا ۳۹ کیلومتر عرض دارد.
اما کشتیهای تجاری نمیتوانند در سراسر این عرض حرکت کنند. برای جلوگیری از برخورد کشتیها، عبور نفتکشها در قالب دو مسیر مشخص کشتیرانی تنظیم شده است که هر کدام تنها حدود دو مایل (حدود ۳ کیلومتر) عرض دارند و میان آنها یک منطقه حائل قرار گرفته است.
به این ترتیب بخش بزرگی از جریان انرژی جهان عملاً از یک کریدور بسیار محدود عبور میکند؛ موضوعی که این آبراه را به یک گلوگاه ژئوپلیتیکی واقعی تبدیل کرده است.
چرا حتی احتمال اختلال هم بازارها را تکان میدهد؟
وابستگی شدید بازار انرژی جهان به این مسیر باعث شده که حتی احتمال اختلال در آن نیز به سرعت قیمت نفت را افزایش دهد.
در تنشهای اخیر خلیج فارس نیز تنها احتمال کاهش عبور نفتکشها باعث شد قیمت نفت در بازار جهانی به سرعت افزایش یابد و از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کند.
این واکنش سریع نشان میدهد که بازار انرژی جهان نسبت به تحولات این منطقه بسیار حساس است.
ناامن شدن مسیر هم میتواند کافی باشد
نکته مهم این است که برای ایجاد اختلال در تنگه هرمز لزوماً نیازی به مسدود کردن کامل آن نیست.
در بسیاری از موارد تنها افزایش ریسک عبور کشتیها میتواند جریان تجارت انرژی را مختل کند. برای مثال افزایش خطر حمله به نفتکشها، تهدید مینهای دریایی، حملات پهپادی یا افزایش شدید هزینه بیمه کشتیها میتواند باعث شود شرکتهای کشتیرانی از عبور از این مسیر خودداری کنند.
در چنین شرایطی حتی اگر مسیر از نظر فیزیکی باز باشد، تجارت انرژی عملاً متوقف میشود.
وابستگی اقتصاد جهانی به یک مسیر باریک
کشورهای اصلی صادرکننده نفت خلیج فارس مانند عربستان سعودی، عراق، کویت، قطر، امارات متحده عربی و ایران بخش بزرگی از صادرات نفت خود را از طریق تنگه هرمز انجام میدهند.
در سوی دیگر، بخش بزرگی از این نفت به اقتصادهای بزرگ آسیایی از جمله چین، هند، ژاپن و کره جنوبی صادر میشود.
به همین دلیل هرگونه اختلال در این مسیر میتواند به سرعت اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
اهرمی که بدون جنگ هم اثرگذار است
در نهایت اهمیت تنگه هرمز نشان میدهد که ژئوپلیتیک انرژی چگونه میتواند به یک عامل تعیینکننده در اقتصاد جهانی تبدیل شود.
در حالی که بسیاری از تحلیلها بر برنامه هستهای ایران تمرکز داشتهاند، موقعیت جغرافیایی ایران در این گلوگاه حیاتی نیز میتواند به یک اهرم راهبردی در معادلات انرژی جهان تبدیل شود.
به همین دلیل برخی تحلیلگران معتقدند تنگه هرمز در عمل اهرم اقتصادی بسیار قدرتمندی است که میتواند بدون استفاده از سلاحهای استراتژیک نیز بازارهای جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.
منبع: فوربس
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

