مجید شاکری کارشناس اقتصادی ضمن اشاره به تحولات تنگه هرمز و نوسانات قیمت نفت در گفتگو با مسیر اقتصاد گفت: در خصوص قیمت نفت، موضوع تنها جهش قیمتی تا مرز ۱۰۰ دلار نیست بلکه پایدار ماندن قیمت بالای ۸۰ الی ۸۵ دلار نیز آن نتیجه اولیه و فشار اصلی مدنظر را حاصل میکند؛ چراکه مسئله اصلی، صرف قیمت نفت نیست و موضوع قدرت خرید خانوادهها در کشورهای غربی و به ویژه آمریکا است که بسته شدن تنگه هرمز نیز از کانالهای مختلف بر این موضوع اثر میگذارد. یک مورد کانال نفت است که تأثیر آن در قیمت بنزین نمایان میشود، مورد بعدی کانال گاز است که اثر آن در قیمت برق قابل مشاهده خواهد بود و حوزه سوم مسئله صادرات کود است. لذا با توجه به موارد فوق، مشخص است که مسئله فشار ناشی از تحولات تنگه هرمز تنها تحقق قیمت سه رقمی در نفت نخواهد بود.
مقایسه وضعیت فعلی انرژی با زمان جنگ روسیه و اوکراین
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: یک موضوع دیگر رشد قیمت LNG و مقایسه آن با جهش قیمتی در سال ۲۰۲۲ و جنگ روسیه و اوکراین است که برخی کارشناسان معتقدند رشد قیمت فعلی در مقایسه با آن زمان پایینتر است که این دیدگاه، غلط نیست اما سه نکته در توضیح آن وجود دارد.
وی افزود: نکته اول، خروج اروپا از یک زمستان نسبتا سرد در مقطع زمانی فعلی است که منتج به کمینه شدن ذخایر نفت و گاز شده است. نکته دوم کمکهای یارانهای قابل توجه اروپا به خانوار از محل بودجه در سال ۲۰۲۲ بود که در حال حاضر از لحاظ بودجهای امکان پرداخت چنین یارانههایی برای آنها وجود ندارد و مورد سوم اینکه خانوارهای غربی و اروپایی تحت فشار مسئله قدرت خرید هستند و بیش از این نمیتوانند مصرف خود را تحت فشار قرار دهند. درواقع درست است که قیمت نقدی رشد کمتری داشته است اما هزینه پرداختی خانوار افزایش داشته است.
جبران کاهش تولید ناشی از انسداد تنگه هرمز ناممکن است
شاکری در ادامه در خصوص تردد نفتکشها در تنگه هرمز گفت: در حال حاضر عدم امکان ورود نفتکشها به تنگه اهمیت بیشتری از عدم امکان خروج نفتکشها از تنگه دارد. درواقع هنگامی که ظرفیت ذخیرهسازی تکمیل میشود و نفتکش جدید نیز امکان ورود به تنگه ندارد، تولید متوقف خواهد شد و از سرگیری تولید نیز بسته به شرایط میدان، زمان متفاوتی خواهد داشت. نکته قابل توجه این است که اعداد بهدست آمده ناشی از عدم تولید به دلیل شرایط مذکور، بسیار بالاتر از اعدادی است که بتوان با افزایش تولید اوپک یا اوپک پلاس جبران شود.
وی در خصوص ظرفیت ذخیرهسازی کشورهای حاشیه خلیج فارس گفت: به لحاظ فنی، حدود ۸۰ درصد از کل ظرفیت ذخیرهسازی کشورهای حاشیه خلیج فارس به علاوه عراق، عملیاتی بوده است و چون این قابلیت ذخیرهسازی توزیع یکسانی در این کشورها نداشته است برخی کشورها دارای وضعیت بهنسبت بهتر و برخی وضعیت بدتری دارند. به عنوان مثال عراق به دلیل تکمیل ظرفیت ذخیرهسازی مجبور به توقف تولید در میدانی به ظرفیت ۳ میلیون بشکه شده است. کویت نیز ناچارا به سمت کاهش تولید حرکت کرده است بهطوری که تنها در حد پاسخ به نیاز داخلی خود تولید را ادامه دهد. پیشبینی میشود در بازه دو هفته آتی نیز این شرایط در قطر، امارات و عربستان نیز ایجاد شود.
«بیداری بازار» پس از بسته شدن تنگه هرمز
شاکری خاطر نشان کرد: تا پیش از این رخدادها، بازار باور نداشت که بسته شدن تنگه هرمز یک مسئله واقعی باشد و امید به برطرف شدن آن در سریعترین زمان ممکن را داشت. اما پس از اینکه وعدههای ترامپ مبنی بر باز شدن تنگه هرمز تحقق نیافت و هیچ یک از کشتیها نیز برای اسکورت توسط نیروی دریایی آمریکا داوطلب نشد، بازار با حقیقی بودن موضوع و اثرات کاهش تولید روبرو شد.
وی ادامه داد: یک نکته دیگر که در اینجا مطرح میشود، عدم وجود نشانهای از مداخله آمریکا در بازار بهوسیله ذخایر استراتژیک است و جدی نبودن تحولات از آن نتیجهگیری میشود که این اشتباه است. پس از آزادسازی ۱۸۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک توسط بایدن در زمان جنگ روسیه و اوکراین، عملا این ذخایر در زمان ترامپ احیا نشده است و آمریکا در وضعیت مناسبی برای استفاده از ذخایر نیست. در همین راستا خزانهداری آمریکا اعلام کرده است که وارد بازارهای دارایی میشود و برای پوشش ریسک و کنترل انتظارات بازار از اوراق اختیار خرید و فروش استفاده خواهد کرد اما قبل از هرچیز باید به این سوال پاسخ داد که اساسا تا چه میزان میتوان با دارایی مالی و کاغذی، اتفاقات بخش واقعی اقتصاد را کنترل کرد و همین موضوع منجر به اتفاقی شده است که برخی کارشناسان از آن به عنوان «بیدار شدن بازار» تعبییر میکنند.
بازارهای جهانی انرژی در روزهای آتی، بیشتر از تحولات تنگه هرمز متأثر خواهند شد
شاکری در پایان خاطر نشان کرد: عواقب ناشی از بسته شدن تنگه هرمز در حال حاضر اغلب در سطح منطقهای باقی مانده است و به همین دلیل شاخص نفت دبی گرانتر از نفت برنت یا WTI بوده است. اما به مرور میتوان این رشد قیمت را در باقی شاخصها نیز مشاهده کرد؛ چرا که به عنوان مثال، مصرفکنندگانی مانند تایوان، کره جنوبی و ژاپن به شدت به نفت و LNG خلیج فارس وابسته هستند و چون فرایند لجستیک آنها ۳ هفته طول میکشد عملا با یک تأخیر و از روزهای آتی، این بحران خود را در شرق آسیا نیز نشان خواهد داد. کما اینکه هماکنون نیز آژانس بینالمللی انرژی به تایوان، کره جنوبی و ژاپن پیشنهادآزادسازی ذخایر استراتژیک را ارائه کرده است.
انتهای پیام/ انرژی

