مسیر اقتصاد/ جنگها تنها به میدان نبرد محدود نمیشوند و آثار اقتصادی آنها معمولاً بسیار فراتر از هزینههای نظامی مستقیم است. گزارشها و تحلیلهایی که در رسانههای رژیم صهیونی منتشر شده نشان میدهد درگیریهای نظامی میتواند طی مدت کوتاهی فشار قابل توجهی بر بودجه دولت، زیرساختهای شهری و فعالیتهای اقتصادی وارد کند. بنابراین هزینه جنگ را میتوان در سه سطح اصلی شامل هزینههای نظامی مستقیم، خسارت به زیرساختها و پیامدهای اقتصادی گستردهتر بررسی کرد.
جنگ روزانه یک میلیارد شِکِل هزینه دارد
نخستین بخش هزینههای جنگ، هزینههای نظامی مستقیم است. این هزینهها شامل عملیات نیروی هوایی، مصرف مهمات و موشکها، سوخت و لجستیک نظامی و همچنین هزینه بسیج نیروهای ذخیره میشود. در جنگهای مدرن، سامانههای دفاع موشکی نیز سهم مهمی از این هزینهها را تشکیل میدهند؛ زیرا رهگیری موشکها با سامانههای پیشرفته دفاعی هزینه قابل توجهی دارد.
بر اساس گزارشها؛ در روزهای ابتدایی درگیری، هزینههای مستقیم جنگ برای رژیم صهیونیستی به سرعت افزایش یافته است. طبق این گزارش، هزینه دو روز نخست جنگ حدود ۵.۵ میلیارد شِکِل (حدود ۱.۵ میلیارد دلار) برآورد شده است. همچنین تحلیلهای اقتصادی منتشر شده در رسانههای اسرائیلی نشان میدهد هزینه روزانه جنگ میتواند به حدود ۱ میلیارد شِکِل (نزدیک به ۲۷۰ میلیون دلار) برسد.
در ادامه درگیری، مجموع هزینههای نظامی افزایش مییابد. برخی گزارشها نشان میدهد که در حدود ده روز نخست جنگ، مجموع هزینههای نظامی به حدود ۸ میلیارد شِکِل (حدود ۲.۲ میلیارد دلار) رسیده است. بر اساس برخی برآوردهای اقتصادی منتشر شده در رسانههای رژیم صهیونی، اگر جنگ ادامه پیدا کند، مجموع هزینههای مستقیم نظامی میتواند به حدود ۲۰ میلیارد شِکِل (نزدیک به ۵.۵ میلیارد دلار) برسد.
هزینه پنهان جنگ؛ تخریب زیرساختها و بار سنگین بازسازی
بخش دیگری از هزینههای جنگ به خسارتهایی مربوط میشود که به زیرساختهای شهری وارد میشود. حملات موشکی میتواند ساختمانهای مسکونی، مراکز تجاری، کارخانهها و شبکههای زیرساختی مانند برق و حملونقل را تحت تأثیر قرار دهد. رژیم صهیونی نهادی ویژه برای ثبت و جبران خسارتهای ناشی از جنگ دارد که پروندههای مربوط به آسیبهای ساختمانی و اقتصادی را بررسی میکند.
گزارشهای منتشر شده در رسانههای رژیم نشان میدهد در جریان حملات موشکی، هزاران ساختمان در شهرهای مختلف دچار آسیب شدهاند و بسیاری از شهروندان درخواست جبران خسارت ثبت کردهاند. برآوردهای اولیه نشان میدهد میزان خسارت وارده به ساختمانها و زیرساختهای شهری ممکن است به حدود ۵ میلیارد شِکِل (حدود ۱.۳ میلیارد دلار) برسد.
این خسارتها تنها شامل ساختمانهای مسکونی نیست و برخی مراکز اقتصادی و صنعتی نیز تحت تأثیر قرار گرفتهاند. آسیب به زیرساختها میتواند روند بازسازی طولانی و پرهزینهای را به دولت تحمیل کند و فشار بیشتری بر بودجه عمومی وارد کند.
اقتصاد در سایه جنگ؛ اختلال در تولید، تجارت و بازار کار
با این حال، مهمترین بخش هزینه جنگ مربوط به پیامدهای اقتصادی گسترده آن است. در زمان جنگ، بخش قابل توجهی از نیروی کار به خدمت نظامی فراخوانده میشود و بسیاری از فعالیتهای اقتصادی با اختلال روبهرو میشوند. تعطیلی برخی کسبوکارها، کاهش فعالیتهای تجاری، افت گردشگری و کاهش صادرات از جمله پیامدهای اقتصادی درگیریهای نظامی هستند.
از سوی دیگر، رژیم مجبور است برای جبران خسارتها و حمایت از کسبوکارها و خانوارهای آسیبدیده بستههای حمایتی ارائه کند. کمک به شرکتهایی که فعالیت آنها متوقف شده، پرداخت غرامت به شهروندان آسیبدیده و تأمین هزینه اسکان موقت برخی ساکنان مناطق آسیبدیده، همگی بار مالی جدیدی ایجاد میکنند.
افزون بر این، جنگ میتواند ریسک مالی را افزایش دهد. در چنین شرایطی معمولاً هزینه تأمین مالی افزایش پیدا میکند و رژیم برای انتشار اوراق بدهی باید نرخ بهره بالاتری پرداخت کند. این موضوع میتواند در بلندمدت فشار بیشتری بر بودجه عمومی وارد کند.
بر همین اساس، بسیاری از اقتصاددانان تأکید میکنند که هزینه واقعی جنگ معمولاً چند برابر هزینههای نظامی مستقیم است. به عبارت دیگر، حتی اگر هزینه عملیات نظامی در یک درگیری چند میلیارد دلار باشد، پیامدهای اقتصادی گسترده آن میتواند دهها میلیارد دلار به اقتصاد رژیم صهیونیستی آسیب وارد کند.
در مجموع، گزارشهای اقتصادی منتشر شده در رسانههای رژیم صهیونیستی نشان میدهد جنگ علاوه بر هزینههای نظامی، میتواند به سرعت به یک چالش اقتصادی بزرگ تبدیل شود و فشار قابل توجهی بر بودجه، زیرساختهای شهری و فعالیتهای اقتصادی وارد کند.
منابع:
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

