به گزارش مسیر اقتصاد پس از پایان جنگ سرد، بسیاری از سیاستمداران غربی از شکلگیری یک «نظم بینالمللی مبتنی بر قانون» سخن میگفتند؛ نظمی که در آن همه کشورها فارغ از قدرت و اندازه، باید از قواعد مشترک حقوقی تبعیت کنند.
اما تحولات سالهای اخیر نشان میدهد این تصویر بیش از حد خوشبینانه بوده است. در عمل، اجرای حقوق بینالملل اغلب تابع توازن قدرت و اتحادهای سیاسی بوده است.
جنگ اخیر علیه ایران یکی از روشنترین نمونههای این تناقض است. بسیاری از کارشناسان حقوقی معتقدند حملات آمریکا و اسرائیل با ممنوعیت استفاده از زور در منشور سازمان ملل همخوانی ندارد.
با این حال، واکنش دولتهای غربی به این مسئله بسیار محتاطانه بوده است.
حمایت همراه با تردید
نمونه قابل توجه در این میان موضع کانادا است. نخستوزیر این کشور در واکنش به حمله نظامی علیه ایران اعلام کرد که از این اقدام «با نوعی تأسف» حمایت میکند و همزمان آن را نشانهای از شکست نظم بینالمللی دانست. او همچنین تأکید کرد که این حملات حتی ممکن است با حقوق بینالملل سازگار نباشد.
این موضع دوگانه به خوبی نشان میدهد که بسیاری از دولتهای غربی میان تعهد به اصول حقوقی و همبستگی با متحدان سیاسی گرفتار شدهاند.
دو استاندارد در اجرای حقوق بینالملل
منتقدان این رویکرد معتقدند که رفتار دولتهای غربی در بحرانهای مختلف نشاندهنده یک الگوی تکرارشونده است.
در حمله روسیه به اوکراین، کشورهای غربی با سرعت از مفاهیمی مانند «حاکمیت ملی»، «تمامیت ارضی» و «قواعد حقوق بینالملل» دفاع کردند. اما در مورد حمله به ایران، همان اصول کمتر مورد تأکید قرار گرفت.
این دوگانگی حتی از سوی بسیاری از کشورهای جنوب جهانی نیز مورد انتقاد قرار گرفته است. رهبران و تحلیلگران در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین جنگ علیه ایران را نمونهای از استاندارد دوگانه در سیاست بینالملل دانستهاند.
به باور آنها، چنین رویکردی باعث میشود اعتماد جهانی به نظم حقوقی موجود به شدت کاهش یابد.
فرسایش مشروعیت نظم بینالملل
مشکل اصلی این وضعیت تنها یک تناقض سیاسی نیست، بلکه پیامدهای عمیقتری برای نظم بینالملل دارد. اگر قواعد بینالمللی تنها در برابر برخی کشورها اجرا شود، در عمل اعتبار خود را از دست میدهد. در چنین شرایطی کشورها به تدریج به این نتیجه میرسند که قدرت نظامی و اقتصادی مهمتر از قواعد حقوقی است.
این همان چیزی است که بسیاری از تحلیلگران آن را گذار از «نظم مبتنی بر قانون» به نظم مبتنی بر قدرت توصیف میکنند. حتی برخی رهبران غربی نیز به این بحران اذعان کردهاند. نخستوزیر کانادا در واکنش به جنگ اخیر اعلام کرد که تحولات کنونی نشاندهنده گسست در نظام بینالمللی است.
جهانی که قواعدش در حال فروپاشی است
در چنین فضایی، بسیاری از کشورهای جهان به این نتیجه رسیدهاند که نمیتوانند تنها به قواعد رسمی نظام بینالملل تکیه کنند.
به همین دلیل شاهد شکلگیری روندهایی مانند: افزایش رقابت ژئوپلیتیک، گسترش ائتلافهای منطقهای و تلاش برای ایجاد نظمهای موازی هستیم.
این تحولات نشان میدهد نظم جهانی در حال عبور از مرحلهای مهم است؛ مرحلهای که در آن قواعد حقوقی دیگر به تنهایی تعیینکننده رفتار دولتها نیست.
منبع: کانورسیشن
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

