مسیر اقتصاد/ جنگ در غرب آسیا به سرعت بازارهای جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار داده است. در روزهای اخیر قیمت نفت به بیش از ۹۰ دلار در هر بشکه رسیده و برخی تحلیلگران حتی از احتمال افزایش آن تا ۱۵۰ دلار در صورت ادامه بحران سخن گفتهاند. برای کشوری مانند روسیه که اقتصاد آن به شدت به صادرات انرژی وابسته است، چنین افزایش قیمتی یک فرصت مهم محسوب میشود.
حدود ۳۰ درصد بودجه دولت روسیه از درآمدهای نفت و گاز تأمین میشود و افزایش قیمت انرژی میتواند به تقویت منابع مالی این کشور کمک کند. در واقع جنگی که در هزاران کیلومتر دورتر از روسیه در جریان است، به شکل غیرمستقیم درآمدهای انرژی مسکو را افزایش داده و حتی میتواند به تأمین هزینههای جنگ اوکراین کمک کند.
افزایش تقاضا برای انرژی روسیه بعد از جنگ غرب آسیا
اختلال در صادرات انرژی خلیج فارس و محدود شدن عبور نفتکشها از تنگه هرمز باعث شده بسیاری از کشورها به دنبال منابع جایگزین انرژی باشند. در چنین شرایطی، روسیه یکی از معدود تولیدکنندگان بزرگی است که میتواند بخشی از این کمبود را جبران کند.
رسانههای بینالمللی گزارش دادهاند که چین و هند، که پس از تحریمهای غرب به بزرگترین خریداران نفت روسیه تبدیل شدهاند، در شرایط بحران انرژی بار دیگر به سمت افزایش خرید از روسیه حرکت کردهاند. این روند نه تنها صادرات انرژی روسیه را افزایش میدهد، بلکه باعث میشود مسکو نفت خود را با تخفیف کمتری نسبت به گذشته عرضه کند.
کاهش تمرکز غرب بر جنگ اوکراین
یکی دیگر از پیامدهای مهم بحران غرب آسیا، تغییر تمرکز سیاسی و نظامی غرب است. در حالی که طی دو سال گذشته بخش بزرگی از توان سیاسی و نظامی آمریکا و اروپا صرف حمایت از اوکراین شده بود، اکنون بخش قابل توجهی از این توجه به جنگ غرب آسیا معطوف شده است.
برخی تحلیلگران معتقدند این تحول میتواند فشار عملی بر روسیه را کاهش دهد و به مسکو اجازه دهد با آرامش بیشتری برنامههای خود در اوکراین را دنبال کند. به بیان دیگر، بحران جدید نه تنها منابع انرژی روسیه را ارزشمندتر کرده، بلکه فضای ژئوپلیتیکی نیز تا حدی به نفع این کشور تغییر داده است.
تضعیف رقبا در بازار انرژی
در کنار افزایش قیمتها، آسیب دیدن زیرساختهای انرژی در غرب آسیا یا کاهش صادرات برخی کشورهای منطقه نیز میتواند برای روسیه یک فرصت اقتصادی ایجاد کند. اگر تولید یا صادرات نفت برخی کشورهای منطقه برای مدتی کاهش یابد، سهم بازار در کوتاهمدت به سمت تولیدکنندگان دیگر متمایل میشود و روسیه یکی از مهمترین گزینهها برای جایگزینی این کمبود است.
این مزیت حتی ممکن است پس از پایان جنگ نیز برای مدتی ادامه پیدا کند، زیرا بازسازی زیرساختهای انرژی در منطقه زمانبر خواهد بود.
اما این به معنای امتیاز دادن روسیه نیست
با وجود تمام این فرصتها برای روسیه، یک واقعیت مهم نباید نادیده گرفته شود: در روابط بینالملل کشورها بر اساس منافع خود عمل میکنند.
بنابراین اینکه جنگ در غرب آسیا برای روسیه منافع اقتصادی ایجاد کرده است، به این معنا نیست که مسکو به طور خودکار امتیازاتی به ایران خواهد داد.
در چنین شرایطی ایران باید با ابتکار عمل، مسیرهایی برای تعریف منافع مشترک اقتصادی با روسیه طراحی کند.
فرصتهایی برای تعریف یک بازی برد–برد
تحولات کنونی میتواند زمینهساز همکاریهای اقتصادی جدید میان ایران و روسیه باشد؛ همکاریهایی که منافع هر دو طرف را تأمین کند.
برای مثال ایران میتواند به یکی از مسیرهای مهم صادرات انرژی روسیه به منطقه و جنوب آسیا تبدیل شود. ایجاد زیرساختهای مشترک برای انتقال گاز روسیه از طریق ایران به بازارهای جنوب آسیا یکی از گزینههایی است که سالها درباره آن بحث شده است.
در حوزه کشاورزی نیز ایران میتواند نقش مهمی ایفا کند. روسیه یکی از بزرگترین صادرکنندگان غلات در جهان است و ایران میتواند هم بخشی از نیاز خود را از این کشور تأمین کند و هم به هاب صادرات غلات روسیه به کشورهای منطقه تبدیل شود.
همچنین توسعه بنادر جنوبی و شبکه ریلی ایران، به ویژه در راهگذر شمال-جنوب با سرمایهگذاری مشترک میتواند مسیرهای ترانزیتی جدیدی برای تجارت روسیه با آسیا و غرب آسیا ایجاد کند.
پنجره فرصتی که همیشه باز نمیماند
اما باید توجه داشت که تحولات ژئوپلیتیکی معمولاً پنجرههای فرصت کوتاهی ایجاد میکنند. اگر کشورها نتوانند در زمان مناسب از این فرصتها استفاده کنند، شرایط به سرعت تغییر میکند و مزیتهای ایجاد شده از بین میرود.
جنگ غرب آسیا نیز یکی از همین لحظات تاریخی است؛ لحظهای که میتواند معادلات انرژی و تجارت منطقه را برای سالها تغییر دهد. در چنین شرایطی، آنچه اهمیت دارد نه تنها مشاهده این تحولات، بلکه طراحی فعالانه یک راهبرد اقتصادی برای استفاده از آنها، به ویژه در تعاملات اقتصادی با روسیه است.
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

